به گزارش پایگاه خبری تحلیلی همراز، هر جامعهای برای رشد این سرمایه، ناگزیر است عموم مردم را به فراخور حال و سلیقهشان به میدان بیاورد. هیچ نسخه واحد و یکسانی برای همه اقشار وجود ندارد؛ آنچه برای یک گروه جذاب و انگیزهبخش است، ممکن است برای گروهی دیگر خستهکننده و بیمعنا باشد. به همین دلیل، شناخت تنوع ذائقهها و احترام به آن، نخستین گام در مسیر جذب مشارکت همگانی و در نتیجه تقویت سرمایه اجتماعی است.
و اینجاست که نشاط اجتماعی نقشی کلیدی و بیبدیل مییابد. نشاط، آن نیروی پنهانی است که انسانها را به حرکت، حضور و مشارکت ترغیب میکند. جامعهای که نشاط را از خود دور میکند، به تدریج به جامعهای بیروح، سرد و منفعل تبدیل میشود؛ جامعهای که شهروندانش به جای حضور فعال در عرصههای اجتماعی، به حاشیه رانده میشوند و در نتیجه، سرمایه اجتماعی آن روز به روز تحلیل میرود.
اما نشاط، یک نسخه واحد برای همه ندارد. این همان نکته ظریفی است که بسیاری از تصمیمگیران از آن غافلاند. برای گروهی، نشاط در مشارکت در برنامههای علمی و پژوهشی معنا میشود؛ آنان وقتی در جستجوگری، کشف و تولید دانش سهیم میشوند، به اوج شادابی میرسند. گروهی دیگر، نشاط را در حضور در محافل مذهبی و حتی آیینهای عزاداری جستجو میکنند؛ برای آنان، همدلی و همنوایی در سوگ جمعی، سرشار از آرامش و نشاط است. و جمعی دیگر، نشاط را در برنامههای اجتماعی، فرهنگی و ورزشی مییابند؛ در میدان ورزش، در سالنهای نمایش، در جشنهای جمعی و در فعالیتهای داوطلبانه.
این تنوع ذائقهها، نه یک چالش که یک فرصت بزرگ است. هرچه بتوانیم افراد بیشتری را با هر ذائقهای جذب کنیم، آنان را در برابر برنامههای مخرب ماهواره و فضای مجازی مصونتر ساختهایم. منطق این سخن ساده و روشن است: انسانها به طور طبیعی به دنبال نشاط و شادابیاند؛ اگر جامعهای بسترهای سالم و متنوعی برای این نیاز فراهم کند، افراد به همان سمت جذب میشوند و دیگر نیازی به جستجوی جایگزینهای مخرب در فضای مجازی و ماهواره نخواهند داشت.
به عبارت دیگر، بهترین راه مقابله با برنامههای مخرب، نه سانسور و بستن درها، که ارائه جایگزینهای جذاب و سالم است. این اصل، همان منطقی است که در علوم ارتباطات و جامعهشناسی به آن «جایگزینی رفتار» گفته میشود.
حتی اگر از منظر برخی، این نشاط در شادیهای لحظهای و برنامههایی که ماهیتاً برای تخلیه هیجانات برگزار میشود جستجو شود، باز هم نباید از آن غافل شد. این قبیل برنامهها هرچند مخاطب هیجانزده رده سنی ۱۸ تا ۳۵ سال را هدف میگیرند و خاصیت جوانانی است که به دنبال تخلیه هیجانات خود هستند، اما اگر به درستی مدیریت شوند، میتوانند زمینه جذب و افزایش سرمایه اجتماعی را فراهم آورند.
جوانی، فصل هیجان، شور و انرژی است. انکار این واقعیت، انکار طبیعت انسانی است. جوانان در این سنین به طور طبیعی به دنبال تجربههای تازه، هیجانهای جمعی و تخلیه انرژیاند. اگر جامعهای بسترهای سالم و مدیریتشدهای برای این نیاز فراهم کند، هم به نیاز طبیعی جوانان پاسخ داده و هم آنان را در مسیر سازندهای هدایت کرده است. اما اگر این بسترها فراهم نشود، جوانان ناگزیر به دنبال جایگزینهایی خواهند رفت که ممکن است بسیار مخربتر باشند.
در برابر این واقعیت، برخی که نشاط را تنها بر اساس سلیقه شخصی خود تعریف میکنند و درک درستی از هیجانات جوانی ندارند، این روزها شادی را مغایر با برخی ارزشها میپندارند و با برنامههای نشاطآفرین ویژه سنین جوانی مخالفت میکنند. آنان هنوز در این توهم به سر میبرند که با بسته نگه داشتن درهای جامعه به روی برخی رفتارهای متناسب با شرایط روز، میتوان مصونیت ایجاد کرد؛ نگاهی که ریشه در عدم شناخت فضای مجازی و رشد شتابان تکنولوژی دارد.
این نگاه قیممابانه، از یک سو ناشی از عدم درک نسل جوان و از سوی دیگر ناشی از ناآشنایی با واقعیتهای دنیای دیجیتال است. در دنیای امروز که اینترنت و فضای مجازی به بخش جداییناپذیر زندگی تبدیل شده، هیچ مرز و دیواری نمیتواند جوانان را از دسترسی به محتواهای متنوع بازدارد.
آنها میپندارند برای زنده نگه داشتن ارزش ها، باید چشم جوانان را به روی برخی برنامههای نشاطآور بست و در خیال خود بر این آرمان استوارند که با بستن این چشمها، جوانان به هیچ برنامه مشابه یا صدها برابر مخربتر دسترسی نخواهند داشت.
این توهم، یکی از خطرناکترین خطاهای راهبردی است. در دنیایی که هر جوانی با یک گوشی هوشمند به تمام محتوای جهان دسترسی دارد، این باور که میتوان با محدودیتهای داخلی، جوانان را از محتواهای مخرب مصون نگه داشت، نه تنها سادهلوحانه که عمیقاً خطرناک است. نتیجه این نگاه، نه مصونیت، که محرومیت است؛ محرومیت از بسترهای سالم و مدیریتشدهای که میتوانستند جایگزین مناسبی برای محتواهای مخرب باشند.
در حالی که حقیقت چیز دیگری است. زندگی واقعی با پرواز در ابر خیال تفاوتهای بسیاری دارد و همین تفاوت است که تصمیمسازان جامعه را با خطاهای راهبردی بزرگی مواجه میسازد. در خیال، میتوان دیوارهایی کشید و تصور کرد که هیچچیز از آن سوی دیوار وارد نمیشود. اما در واقعیت، این دیوارها تنها راههای ورود را پنهان میکنند و در عین حال، راههای خروج و مشارکت را نیز مسدود میسازند.
زندگی واقعی، پیچیده، پویا و پر از تناقضهای ظاهری است. در این زندگی، یک جوان میتواند هم به دنبال هیجان و شادی باشد و هم به ارزشهای ملی و مذهبی خود عشق بورزد. این دو، نه تنها متناقض نیستند، که میتوانند مکمل یکدیگر باشند. اما کسانی که این واقعیت را درک نمیکنند، این دو را در تقابل با یکدیگر میبینند و به همین دلیل، به جای فراهم کردن بسترهای سالم، به محدودیت و محرومیت روی میآورند.
تجربههای میدانی و شواهد عینی جامعه ما، به روشنی ثابت کرده است که همانقدر که جوانان برای تخلیه سالم هیجاناتشان ارزش قائلاند، برای ارزشهای خاک و وطنشان نیز تعصب دارند. این دو، در نگاه جوانان امروز، نه تنها در تضاد نیستند که در هماهنگی کاملاند. جوانی که در یک برنامه نشاطآور جمعی شرکت میکند، همان جوانی است که در مواقع حساس، برای دفاع از ارزشهای کشورش پیشقدم میشود.
این نگاه قیممابانه که شادی را مغایر با ارزشها میپندارد، نه تنها سرمایه اجتماعی را ارتقا نمیبخشد، بلکه آن را تضعیف میکند. وقتی جامعهای به جوانانش اعتماد نکند و آنان را در مسیر نشاط سالم همراهی نکند، به تدریج شکاف میان نسلها عمیقتر میشود و سرمایه اجتماعی تحلیل میرود.
راه درست، نه بستن چشمها، که گشودن افقهاست. نه محدودیت، که ارائه جایگزینهای سالم و جذاب. نه بیاعتمادی، که اعتماد و همراهی. تنها در این صورت است که میتوانیم سرمایه اجتماعی را نه فقط حفظ، که به طور پیوسته ارتقا دهیم و جامعهای بسازیم که هم شاداب است و هم متعهد؛ هم پویاست و هم پایبند به ارزشهایش./ انتهای پیام
- نویسنده : پارسا فرزین






















Sunday, 16 August , 2026