سال‌هاست که از مدیریت جهادی تعهد و تخصص و امانتداری حرف می‌زنیم و کمتر کسی است که با این مفاهیم آشنا نباشد یا در ظاهر با آنها مخالفتی داشته باشد اما وقتی از پشت تریبون‌ها پایین می‌آییم و به میدان عمل می‌رسیم گویی همه چیز رنگ می‌بازد و آن شعارهای پرشور در هیاهوی روزمرگی گم می‌شود در اندیشه اسلامی مسئولیت یک امانت است نه یک غنیمت و کسی که سکان مدیریت را به دست می‌گیرد باید خود را در برابر خداوند قانون و مردم پاسخگو بداند این یک اصل بدیهی است که بارها و بارها از زبان مسئولان شنیده‌ایم و در سخنرانی‌ها و پیام‌های رسمی تکرار شده است اما آیا در عمل نیز همین گونه است؟

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی همراز، نکته قابل تأمل اینجاست که در حوزه مسائل نظامی و امنیتی طبیعی است که برخی اطلاعات به دلیل ملاحظات راهبردی و حفظ امنیت ملی محرمانه بماند و این را همه می‌فهمند و می‌پذیرند زیرا جنگ و دفاع اقتضائات خاص خود را دارد و نمی‌توان همه جزئیات عملیات‌ها و برنامه‌های دفاعی را در معرض قضاوت عمومی قرار داد اما سوال اساسی اینجاست که وقتی غبار جنگ می‌نشیند و اوضاع به شرایط عادی بازمی‌گردد چرا همچنان پاسخگویی تعطیل است؟ چرا در حوزه‌ای که مستقیماً با جان و معیشت مردم گره خورده است یعنی قیمت مسکن، تورم، بیکاری وضعیت تولید و واردات و صادرات خبری از پاسخگویی جدی و شفاف نیست؟

مردم هر روز با چشمان خود می‌بینند که قیمت‌ها بالا می‌رود سفره‌ها کوچک‌تر می‌شود و وعده‌های رنگارنگ یکی پس از دیگری به باد می‌رود، اما وقتی پای پاسخگویی به میان می‌آید یا خبری نیست یا با کلی‌گویی و شعارهای تکراری از کنارش عبور می‌کنند؛ گویی پاسخگویی تنها یک گفتمان تشریفاتی است که در مراسم و مناسبت‌ها کاربرد دارد نه در متن مدیریت روزمره کشور. اینجاست که شکاف عمیقی میان گفتمان امانتداری و عملکرد میدانی شکل می‌گیرد و اعتماد عمومی را نشانه می‌رود.

این عدم پاسخگویی مدیران ریشه در چند عامل اصلی دارد؛ نخست فرهنگ نقدناپذیری که در برخی سطوح مدیریتی ریشه دوانده است جایی که انتقاد را نه پیشنهادی برای بهبود که اقدامی در جهت تضعیف می‌بینند و با آن برخوردی انفعالی یا حتی خصمانه می‌شود. دوم نبود شفافیت و سازوکارهای نظارتی کارآمد؛ اگرچه نهادهای نظارتی متعددی در کشور وجود دارند اما فرآیند پاسخگویی عمومی و رسانه‌ای هنوز به صورت نهادینه درنیامده و مردم راه روشنی برای پیگیری عملکرد مدیران ندارند. سوم ترس از افشای ناکارآمدی است؛ برخی مدیران به خوبی می‌دانند که اگر واقعاً وارد عرصه پاسخگویی شوند باید بپذیرند که در برخی حوزه‌ها عملکرد ضعیفی داشته‌اند و این برای آنها هزینه‌بر خواهد بود،  و چهارم پناه بردن به حاشیه امن و بی‌خطر است؛ گاهی مسئولان با برچسب شرایط جنگی یا تهدید خارجی خود را از پاسخگویی در حوزه معیشت خلاص می‌کنند و هر نقدی را به پای دشمن‌شناسی و بی‌توجهی به شرایط حساس می‌گذارند.

اما اینها همه برای فرار کوتاه‌مدت از مسئولیت است و دیر یا زود دامن خود مدیران را خواهد گرفت. زیرا مردم وقتی می‌بینند که یک مدیر در حوزه تخصصی خودش پاسخگوی عملکردش نیست به طور طبیعی نگران می‌شوند نگران از این که اگر امروز در قیمت نان پاسخگو نیست، فردا در بحران آب چه خواهد کرد؟ اگر در برابر وعده‌های اقتصادی خود حاضر به پاسخگویی نیست، چگونه می‌توان به او اعتماد کرد؟ و اگر امانتداری فقط یک شعار است، پس چه تضمینی برای فردا وجود دارد؟

مسئولیت واقعاً یک امانت است، اما امانتدار وقتی می‌تواند ادعای امانتداری کند که در برابر صاحب امانت، یعنی مردم، پاسخگو باشد. در مسائل نظامی و امنیتی محرمانگی را می‌فهمیم و می‌پذیریم؛ اما در مسائل معیشتی و روزمره دیگر بهانه‌ای باقی نمی‌ماند و هر روز که پاسخگویی به تأخیر می‌افتد شکاف میان مردم و حاکمیت عمیق‌تر می‌شود. تا کی می‌خواهیم شرایط عادی را به فردا موکول کنیم؟ فردایی که ظاهرا هیچوقت از راه نمی‌رسد!/ انتهای پیام

اصفهان قربانی برچسب برخورداری است

 

 

آب زیر ذره‌بین مجلس؛ مسئولان باید پاسخگو باشند

  • نویسنده : رضا صالحی پژوه