در حالی که مدیران شرکت آب و فاضلاب استان اصفهان از کمبود آب خبر می دهند و از مردم می خواهند کمتر مصرف کنند، مردم می گویند وقتی با افت فشار و کمبود آب مواجه هستند، مگر کمتر از این هم می شود آب مصرف کرد؟

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی همراز، ناصر اکبری، مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب اصفهان با بیان اینکه شبکه آب آشامیدنی استان در ساعات اوج مصرف با کسری ۲ هزار و ۵۰۰ تا سه هزار لیتر آب در هر ثانیه روبه‌رو است، گفت: مدیریت مصرف و همراهی شهروندان، مهم‌ترین راهکار برای حفظ پایداری تأمین آب در روزهای گرم سال به شمار می‌رود.

وی با اشاره به تصور نادرست برخی شهروندان درباره بهبود وضعیت منابع آبی پس از بارندگی‌های اخیر افزود: هرچند میزان ورودی سد زاینده رود نسبت به سال گذشته افزایش یافته، اما این موضوع به معنای خروج استان از شرایط تنش آبی نیست و فاصله ذخایر موجود با شرایط معمول همچنان قابل توجه است.

مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان اصفهان، افت مستمر سطح آب‌های زیرزمینی و کاهش ذخایر سفره‌های آب دشت اصفهان را از مهم‌ترین چالش‌های بخش آب برشمرد و گفت: این وضعیت، وابستگی به منابع آب سطحی را افزایش داده و همزمان تقاضا برای برداشت از سد زاینده رود در بخش‌های مختلف از جمله کشاورزی و صنعت را بیشتر کرده است.

وی از مشترکان خواست با پرهیز از مصارف غیر ضروری، رعایت الگوی مصرف و کاهش استفاده از آب در ساعات اوج مصرف، صنعت آب را در مدیریت شرایط موجود و تأمین پایدار آب شرب در فصل گرما همراهی کنند.

اما واقعیت امر این است که مردم نمی دانند حد این صرفه جویی که ظاهرا تنها نسخه شفابخش عبور از بحران کم آبی بیان می شود، کجاست؟ هر ساله سهمی از صرفه جویی برای شهروندان تعریف می شود و بعد از عبور از بحران، برای مهاجرانی که اصفهان را بهشت برین می پندارند، آغوش می گشایند.

استان اصفهان این روزها با کسری ۳ هزار لیتری در ثانیه در شبکه آب آشامیدنی دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ عددی که به گفته مدیران آبفا، معادل نیاز شرب ۲۰ هزار نفر در شبانه‌روز است. اما آیا این «کسری»، تنها یک مسئله فنی و حاصل مصرف خانگی است؟ پاسخ به این پرسش در یک واژه خلاصه می‌شود: «خیر».

پویش‌هایی مانند «اصفهان منهای ۲۰»، اگرچه در ظاهر تلاشی برای مشارکت اجتماعی است، اما در بافت کلان بحران آب اصفهان، نوعی «تقلیل‌گرایی» محسوب می‌شود.

وقتی از شهروندی که با افت فشار و قطعی مواجه است خواسته می‌شود هر روز ۲۰ لیتر کمتر مصرف کند، این پرسش بنیادین مطرح می‌شود که «حد نهایی این ریاضت کجاست؟» اگر مردم اصفهان حتی به صفر مطلق مصرف غیرضروری برسند، آیا در نبود حق‌آبه‌های قانونی و تاریخی زاینده‌رود، این شکاف ۳ هزار لیتری پر خواهد شد؟

حقیقت این است که با ادامه روند سوءمدیریت در برداشت‌های بالادست و نادیده گرفتن حق‌آبه‌های قانونی، «صرفه‌جویی مردم» تنها یک مُسکنِ موقت برای زخمی عمیق است که هر روز عفونی‌تر می‌شود.

تناقض آشکار در مدیریت اصفهان، در سیاست‌های توسعه‌محور نهفته است. در حالی که شبکه آب‌رسانی در حال احتضار است، طی دهه های گذشته شاهد توسعه‌ی بی‌محابای شهر در چهار جهت جغرافیایی بودیم. جذب مهاجر و گسترش ساخت‌وساز بدون در نظر گرفتن ظرفیت زیستی (Carrying Capacity) اصفهان، نه تنها فشار بر منابع موجود را دوچندان کرده، بلکه نوعی «بدهی آبی» برای نسل‌های آینده ایجاد می‌کند. آیا این توسعه برای ارتقای کیفیت زندگی شهروندان است یا صرفاً تلاشی برای افزایش جمعیت‌پذیری بدون تأمین زیرساخت حیاتی «آب»؟ به نظر می‌رسد متولیان امر، در حالی که درِ شهر را برای مهاجرت گسترده باز گذاشته‌اند، فراموش کرده‌اند که اصفهان نه تنها سرچشمه‌ی زاینده‌رود را از دست داده، بلکه حتی در نگهداری آب قطره‌چکانی موجود برای ساکنان فعلی‌اش نیز مستأصل است.

اینکه بار مدیریت بحران تماماً بر دوش مردم گذاشته شود و از آن‌ها خواسته شود که با «کولر آبی» و «ساعت شست‌وشو» با بحران ملی آب بجنگند، پاک کردن صورت‌مسئله است. وظیفه مسئولین در این میان کجاست؟

چرا در برابر برداشت‌های غیرمجاز و انتقال آب در بالادست، سکوت یا ناتوانی مفرط وجود دارد؟

چرا توسعه‌های صنعتی و کشاورزی آب‌بر در منطقه‌ای که با تنش آبی حاد مواجه است، همچنان به عنوان اولویت‌های اقتصادی مطرح می‌شوند؟

اصفهان امروز در چرخه‌ی باطلی گرفتار شده است که مردم صرفه‌جویی می‌کنند تا شبکه زنده بماند، شبکه زنده می‌ماند تا بارگذاری‌های جدید (مهاجرت و صنایع) صورت گیرد، و این بارگذاری‌ها مجدداً فشار را بر شبکه افزایش می‌دهند.

اصفهان در حال «غرق شدن در خشکی» است. اگر حق‌آبه‌های قانونی این تمدن کهن، در پای میزهای مذاکره‌ی سیاسی و مدیریتی بالادست ذبح شود، هیچ میزان از صرفه‌جویی شهروندی قادر نخواهد بود این کشتی به گل نشسته را نجات دهد. مسئولین باید بپذیرند که بحران آب اصفهان، پیش از آنکه «بحران شیر آب» باشد، «بحران مدیریت کلان» است.

تا زمانی که اولویت سیاست‌گذاری از «توسعه‌ی کمی و مهاجرپذیری» به «حفاظت از داشته‌های حیاتی» تغییر نکند، مردم اصفهان با هر میزان صرفه‌جویی، همچنان عقب‌ماندگان این بازی نابرابر خواهند بود./ انتهای پیام