در سپهر سیاسی جمهوری اسلامی، سخن گفتن همواره فراتر از یک کنش ارتباطی، یک «مسئولیت راهبردی» بوده است. در شرایطی که ایران عزیز در یک آوردگاه تمدنی و در معرض دید بین‌المللی قرار دارد، «کلام» به اندازه‌ی «اقدام» دارای وزن، پیامد و اثر ملی است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی همراز، در چنین برهه‌ی حساسی که دشمنان با تمام توان در پی مخدوش کردن تصویر اقتدار و انسجام نظام هستند، هوشیاری در گفتار، نه یک انتخاب ذوقی، که تکلیفی شرعی و انقلابی است. با این حال و این سپهر سیاسی، متأسفانه شاهدیم که «شهوت کلام» در برخی تریبون‌ها—به‌ویژه از سوی معدودی از نمایندگان مجلس—چنان بالا گرفته که گویی عرصه‌ی عمومی به محل جولان سلایق فردی بدل شده است.

آنچه امروز در فضای سیاسی شاهدیم، نوعی «پوپولیسمِ کلامی» است که در نقاب دغدغه‌مندی، به جای تمرکز بر ریشه‌های اصلی فشار اقتصادی و پیگیری کارآمدی، عملاً در مسیر تضعیف ارکان مدیریتی و ایجاد گسست‌های اجتماعی حرکت می‌کند. پرداختن به مسائلِ حاشیه‌ای، دامن زدن به اختلافات مصنوعی و تقلیل گفتمان ملی به موضوعاتی که جز ایجاد تنش کاذب، دستاوردی برای معیشت مردم ندارد، در حالی که کشور با تورم و چالش‌های اقتصادی دست‌به‌گریبان است، نه تنها نشانی از «انقلابی‌گری» نیست، بلکه دقیقاً در تعارض آشکار با «جهاد تبیین» و نصایح صریح رهبر فرزانه انقلاب قرار دارد.

نکته‌ای که باید با صراحت تمام برای افکار عمومی تشریح شود، فرآیند دقیق و ساختارمند تصمیم‌گیری در سیاست‌های کلان کشور است. دستگاه دیپلماسی در جمهوری اسلامی، مجری سیاست‌های ابلاغی است که در «شورای عالی امنیت ملی» و با حضور مسئولان، نهادهای کلان و نمایندگانِ مستقیم رهبری تدوین می‌شود. این تفاهم‌نامه‌ها و جهت‌گیری‌های سیاست خارجی، محصول یک هم‌افزایی ملی است و پس از طی مراحل دقیق کارشناسی، در نهایت با مهر تأیید مقام معظم رهبری رسمیت می‌یابد. بنابراین، نقد این مسیرهای ساختارمند توسط برخی که خود بخشی از بدنه‌ی قانونی نظام هستند، در حقیقت نادیده گرفتن خرد جمعی و فرآیندهای قانونی است که خود به آن متعهد شده‌اند.

تأسف‌بارتر آنکه، برخی با استناد به شنیده‌ها و نقل‌قول‌های غیرمستند مانند ماجرای حاشیه‌سازی‌های اخیر پیرامون یک نماینده در بار اشک های مخفیانه بر وضعیت حجاب در حالی که این روزها دلار نزدیک به قیمت ۲۰۰ هزار تومان وو تورم نقطه به نقطه در مرز فاجعه سیر می کند، سعی در انحراف افکار عمومی از مسائل اساسی دارند. این رویکرد، در واقع نشانگر بی‌اطلاعی از شرایط پیچیده‌ی بین‌المللی و یا اولویت دادن به سلایق شخصی و القائات «افراد در سایه» است. این جریانات، با بهره‌گیری از ادبیات انقلابی، سعی در مشروعیت‌بخشی به رفتارهای شخصی خود دارند؛ حال آنکه در قاموس انقلابی‌گری، «ولایت‌پذیری» اصلی‌ترین شاخص است. کسی که برخلاف تأکیدات مکرر ولی امر مسلمین بر «حفظ وحدت کلمه»، ساز تفرقه می‌زند، در حال خدمت به کدام جریان است؟

آیا این افراد متوجه نیستند که هر صدایی که برخلاف وحدت ملی بلند شود، دستگاه محاسباتی دشمن را به اشتباه می‌اندازد و هزینه‌ی تقابل را برای کشور بالا می‌برد؟ ما در این سطور به عنوان بخشی از وظیفه روشنگری، بر این باوریم که «نقد مسئولانه» حق هر نماینده‌ای است، اما نقد بی‌‌پایه و ساختارگریز، آن هم در شرایطی که انسجام ارکان کشور رمز پیروزی ماست، مصداق بازی در میدان حریف است.

رسالت ما، صیانت از افکار عمومی در برابر این «نفوذ گفتمانی» و تبیین ضرورت تمکین عملی به سیاست‌های ابلاغی است. «وحدت» در این شرایط، نه یک شعار، که یک استراتژی حیاتی برای عبور از گردنه‌های سخت پیش رو است. ما از همه‌ی دلسوزان و نخبگان انتظار داریم که به جای «شهوت کلام»، «حکمت سکوت» و «اقتدار نقد تخصصی» را پیشه کنند. به یاد داشته باشیم که تاریخ این مرز و بوم، داور نهایی سره از ناسره خواهد بود و کسانی که با رنگ و لعاب انقلابی، تیشه‌ به ریشه‌ی وحدت کلمه می‌زنند، در پیشگاه ملت و آرمان‌های انقلاب، پاسخی نخواهند داشت. زمان آن رسیده است که همگان در ساحت تدبیر، صدای واحد نظام را تکرار کنیم، چرا که بقا و پیشرفت ایران، در گرو همین یکپارچگی است. / انتهای پیام

  • نویسنده : رضا صالحی پژوه