به گزارش پایگاه خبری تحلیلی همراز، جامعه ایرانی در طول تاریخ خود همواره نشان داده است که وحدت و همدلی را به عنوان سرمایهای گرانبها میداند؛ سرمایهای که در سختترین روزها، پناهگاه ملت بوده است. اما هرگاه این سرمایه در معرض خطر قرار گرفته، معمولاً از جایی ضربه خورده که انتظارش را نداشتهایم؛ از جایی که باید مأمن وحدت میبود، نه عامل تفرقه.
چند روز چالش و وحدتشکنی که از سوی یک روحانی سرشناس در رسانهها مطرح شد، سرانجام شنبه گذشته با اعلام خبر تعقیب قضایی توسط سخنگوی قوه قضائیه به نقطه عطف خود رسید. سپس مردم شاهد انتشار ویدئویی از این فرد بودند که به ظاهر برای عذرخواهی تهیه شده بود، اما بیشتر به یک تفهیم اتهام میمانست؛ تفهیم اتهامی که قرار بود محاکمه میلیونها مخاطبی را رقم بزند که اتهامشان «نفهمیدن» مفهوم پیامهای پیشین ایشان بود!
این فرد خاطی در ویدئوی خود ضمن ابراز تأسف از اینکه مردم متوجه «تقطیع» یا «هوش مصنوعی بودن» ویدئوهای منتسب به او نشدهاند، اصرار داشت که مردم باید از سواد رسانهای و سواد فضای مجازی برخوردار باشند تا در دام اشتباه نیفتند. گویی بار خطا، از دوش گوینده برداشته و بر دوش شنونده نهاده میشود؛ شنوندهای که نه تنها مقصر نبود، بلکه قربانی پیامهای ناسنجیده و اظهارنظرهای نسنجیده بود.
هرچند توصیه به سواد رسانهای و سواد فضای مجازی کاملاً امری پسندیده است و از زبان هر کسی بیان شود، قابل اعتنا و احترام است و جای تردید ندارد که پیشبرد این مهم در راستای اهداف نظام و در مسیر جهاد تبیین است، اما این پرسش بیپاسخ میماند که حضرت حجتالاسلام، چنانچه ممکن است لطف فرموده و یکبار تمام آنچه را که مدعی تقطیع آن هستید، بدون تقطیع و صریح و شفاف در پلتفرم یا رسانه منسوب به خودتان یا مورد وثوقتان اعلام بفرمایید تا رسانهها همان را منتشر نمایند.
این درخواست، نه از سر کنجکاوی، بلکه از سر ضرورت شفافیت و پاسخگویی است. اگر واقعاً تقطیعی در کار بوده، بهترین و سادهترین راه، انتشار کامل و بیواسطه سخنان است. اما اگر تقطیعی در کار نبوده و این ادعا صرفاً یک راه فرار باشد، آنگاه باید پرسید که چرا به جای پذیرش مسئولیت، به دنبال مقصر جلوه دادن مخاطب هستیم؟
البته هرچه تقطیع شده باشد، بعید میدانیم واژه «فتوای من این است…» که از زبان جنابعالی مطرح و باعث تعجب همگان شد که مگر حجتالاسلام و المسلمین هم میتواند صاحب فتوا باشد؟ جملهای تقطیع شده باشد. این تعبیر، خود به تنهایی نشاندهنده نوعی نگاه ویژه به جایگاه خویش است که با جایگاه واقعی یک روحانی در نظام فکری و حقوقی کشور همخوانی ندارد.
حضرت آقای خاص، روحانی سرشناس، مفتی بدون اجتهاد و یا هر عنوان دیگر؛ آیا میدانید سخنگوی قوه قضائیه درباره پرونده قضایی شما گفته است: «اگر از منظر حقوقی بخواهیم بررسی کنیم، ایشان میتواند اتهامات متعدد امنیتی داشته باشد»؟
این جمله، سنگینتر از آن است که بتوان از کنار آن به سادگی گذشت. اتهامات امنیتی، از آن دست اتهاماتی است که نه تنها حیثیت فرد، بلکه اعتماد عمومی به نهادهای دینی و مذهبی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. وقتی یک روحانی، که به عنوان امین مردم و وارثان انبیا شناخته میشود، در معرض چنین اتهاماتی قرار میگیرد، آسیب آن تنها متوجه خود او نیست؛ بلکه به کل بدنه روحانیت و اعتماد مردم به این قشر اصیل و تأثیرگذار آسیب میزند.
آیا میدانید بر اساس قانون و تأکید مقامات قضایی، چنانچه در دادگاه حضور نیابید، جلب خواهید شد؟ قانون، برای همه یکسان است و هیچکس، فارغ از جایگاه و منصب، از شمول آن مستثنی نیست. این اصل، نه تنها در نظام حقوقی ایران، بلکه در تمام نظامهای حقوقی جهان، سنگ بنای عدالت محسوب میشود.
و مهمتر از همه، آیا میدانید امروز وظیفه ما تبعیت از فرامین رهبر معظم انقلاب و پرهیز از القای ناامیدی به جامعه است، در هر مقام و مُقامی که باشیم؟ رهبر معظم انقلاب بارها بر وحدت، امیدآفرینی و پرهیز از تفرقه تأکید کردهاند. هر سخنی که خلاف این مسیر باشد، در واقع خلاف منویات معظمله و خلاف مصالح نظام و انقلاب است.
متأسفانه استفاده از تعابیر و الفاظ ناشایست از زبان یک روحانی نسبت به مسئولین، میتواند شریان امید مردم را کور کرده و چراغ اتحاد را کمسوتر از همیشه کند و تا ماهها خوراک برای رسانههای قسمخورده دشمن علیه این مردم مظلوم تأمین نماید.
زبان، آینهی درون انسان است. وقتی از زبان یک روحانی، که باید الگوی اخلاق و ادب باشد، الفاظ ناشایست صادر میشود، این پرسش جدی مطرح میشود که چه تحولی در درون این فرد رخ داده که چنین تعابیری را بر زبان جاری میسازد؟ آیا این الفاظ، بازتاب یک نگاه تحقیرآمیز به مسئولین و مردم است؟ آیا نشانهای از غرور و خودبزرگبینی است که با روحیه تواضع و فروتنی روحانیت در تضاد کامل است؟
دشمنان این ملت، همواره به دنبال بهانهای هستند تا از آن برای ضربه زدن به نظام و انقلاب استفاده کنند. هر سخن نسنجیده، هر اظهارنظر نابجا و هر رفتاری که خلاف اخلاق و عرف باشد، میتواند بهانهای برای این رسانههای معاند بوده تا چهره نظام و روحانیت و وحدت و همدلی را مخدوش جلوه دهند. این دقیقاً همان چیزی است که دشمن میخواهد؛ و متأسفانه برخی با رفتارهای خود، ناخواسته در این مسیر قدم برمیدارند.
این اعتماد، امانتی است که باید پاس داشته شود. هر رفتار ناشایست از سوی یک فرد، میتواند به این اعتماد آسیب بزند و اعتبار کل این قشر را زیر سؤال ببرد. به همین دلیل، برخورد قاطع و قانونی با متخلفان، نه تنها به معنای بیحرمتی به روحانیت نیست، بلکه در واقع حراست از جایگاه واقعی روحانیت و پاسداشت اعتماد عمومی است.
امید آن داریم که دستگاه قضایی با بررسی دقیق این پرونده، ضمن احقاق حقوق ذینفعان و ذیضرران، برگ زرینی در کارنامه خود ثبت و ضبط نماید. چرا که وحدت ملی، خط قرمزی است که هیچ منصبی، اجازه عبور از آن را ندارد./ انتهای پیام
کارگزاران نظام باید کاری کنند که بر قوام وحدت ملی افزوده شود
- نویسنده : رضا صالحی پژوه























Saturday, 8 August , 2026