در روزگاری که رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی هر لحظه تصویری تازه از مجالس مذهبی را در معرض دید عموم قرار می‌دهند، صحنه‌هایی رخ می‌نماید که نه تنها دل را نمی‌لرزاند، بلکه سؤال‌های سنگینی را بر جان مخاطب می‌نشاند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی همراز، مداح جوانی  با شور و هیجانی وصف‌ناپذیر فریاد می‌زند «چقدر نامردن اینا! عروسکم را له کردن اینا!!!» این جمله، که ظاهراً از عمق احساس برمی‌خیزد، در مجالس مذهبی و در حقیقت آیینه تمام‌نمای سبکی از مداحی است که بیش از آنکه بزرگداشت اهل‌بیت علیهم‌السلام باشد، وهن آنان را رقم می‌زند. آیا دغدغه اهل‌بیت تنها عروسک بود؟ آیا حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در آن صحنه دردآور که چهارده قرن از آن گذشته و آتشش هنوز خاموش نشده، عروسک داشت؟ و آیا می‌توان دختربچه‌ای را که سر بریده پدر را می‌بیند و از رگ‌های گلوی او می‌پرسد، در حد یک عروسک و النگوی شکسته تقلیل داد؟ این نوشتار، نه حمله به احساس، که هشداری است نسبت به تبدیل مصیبت کربلا به نمایشی سطحی و عاری از معرفت.

کربلا تنها یک واقعه تاریخی نیست؛ دانشگاهی است که در آن عمیق‌ترین معارف توحیدی، اخلاقی و سیاسی به نمایش گذاشته شد. امام حسین علیه‌السلام و یارانش برای حفظ دین و کرامت انسان قیام کردند، نه برای آنکه سال‌ها بعد، مصیبتشان به ابزاری برای تحریک لحظه‌ای احساسات تبدیل شود. وقتی مداح با هیجان از «له شدن عروسک» سخن می‌گوید، در واقع صحنه کربلا را از افق عظمتش فرو می‌کشد و آن را در سطح یک درام کودکانه فرو می‌برد. حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها، آن دختر خردسال که در خیمه آتش‌گرفته و در برابر سر بریده پدر ایستاد، نه از عروسک سخن گفت و نه از النگو. او از رگ‌های گلوی پدر پرسید. این پرسش، پرسشی است که چهارده قرن است بی‌پاسخ مانده و هر بار که تکرار می‌شود، باید شنونده را به تفکر وادارد، نه به گریه سطحی. تقلیل این صحنه به «عروسک له شده» نه تنها بی‌احترامی به آن کودک مظلوم است، بلکه بی‌احترامی به تمام پیام کربلاست.

سبک مداحی‌های پرشور و هیجانی که امروزه در برخی مجالس رواج یافته، اغلب از معارف دینی تهی است. این سبک‌ها با تکیه بر صدا، حرکات نمایشی و جملات احساسی، برای لحظاتی با احساس مخاطب بازی می‌کنند. اما در دنیای امروز که ارتباطات گسترش یافته و مخاطب به حجم عظیمی از اطلاعات دسترسی دارد، این بازی دیگر تنها با احساس نیست؛ با شعور مخاطب بازی می‌کند. جوانی که در فضای مجازی با اندیشه‌های گوناگون روبه‌روست، وقتی مجلسی را می‌بیند که در آن مصیبت اهل‌بیت به سطح عروسک و النگو تنزل یافته، ممکن است نه تنها متأثر نشود، بلکه نسبت به اصل ماجرا دچار تردید یا حتی انزجار گردد. وهن اهل‌بیت دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود: وقتی پیام عظیم آنان در لفافه‌ای از احساسات سطحی پیچیده می‌شود و حقیقت پشت هیجان پنهان می‌ماند.

مدح اهل‌بیت علیهم‌السلام، اگر عاری از معرفت باشد، چیزی جز نمایشی بی‌ارزش نیست. معرفت است که گریه را از سطح احساسی به سطح معرفتی ارتقا می‌دهد. گریه بر مصیبت امام حسین علیه‌السلام باید گریه بر مظلومیت حق باشد، گریه بر شکسته شدن حرمت انسان، گریه بر فراموشی عهد الهی. وقتی مداح از «نامردی» کسانی سخن می‌گوید که عروسک را له کرده‌اند، گویی دشمنان کربلا را در سطح کسانی فرو می‌کاهد که با اسباب‌بازی کودک سر و کار داشته‌اند. حال آنکه دشمنان کربلا، نظام ستمگری بودند که دین را ابزار قدرت کرده بودند و انسان را از کرامتش تهی ساخته بودند. این تقلیل، نه تنها تاریخ را تحریف می‌کند، بلکه مخاطب را از درک عمق فاجعه بازمی‌دارد.

پرسش اساسی اینجاست که چرا کسی با این افراد و این سبک مداحی‌ها برخوردی نمی‌کند؟ نهاد مرجعیت و حوزه علمیه، به عنوان متولیان دین، قطعاً این رفتارها را زیر نظر داشته و از وضعیت موجود نگران‌اند. حوزه‌های علمیه قرن‌هاست که پاسدار معارف اهل‌بیت بوده‌اند و مرجعیت شیعه همواره بر حفظ شأن و منزلت اهل‌بیت تأکید داشته است. اما نگرانی کافی نیست؛ باید تصمیم درست و قاطع گرفته شود. اجازه دادن به تداوم این سبک‌ها، به معنای سکوت در برابر وهن است. سکوتی که می‌تواند در درازمدت، تصویر کربلا را در ذهن نسل جدید مخدوش کند.

البته نباید از یاد برد که احساس، بخش جدایی‌ناپذیر از مجالس عزای اهل‌بیت است. اشک، نشانه محبت است و محبت به اهل‌بیت، از ارکان ایمان به شمار می‌رود. اما احساس بدون معرفت، مانند آتشی است که بدون سوخت می‌سوزد و به سرعت خاموش می‌شود. مداحی که تنها بر هیجان تکیه کند، ممکن است جمعیت را به گریه وادارد، اما پس از پایان مجلس، چیزی جز خستگی احساسی باقی نمی‌گذارد. در مقابل، مداحی که با معرفت همراه باشد، اشک را به بیداری تبدیل می‌کند.

مخاطب پس از چنین مجلسی، نه تنها می‌گرید، بلکه می‌اندیشد: چرا امام حسین علیه‌السلام قیام کرد؟ چرا حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در برابر یزید ایستاد؟ و چرا حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها از رگ‌های گلوی پدر پرسید؟

در عصر حاضر، که دشمنان اسلام با ابزارهای رسانه‌ای پیشرفته در کار تحریف تاریخ و فرهنگ شیعه‌اند، مسئولیت مداحان و برگزارکنندگان مجالس دوچندان می‌شود. هر جمله‌ای که در منبر یا روی صحنه گفته می‌شود، می‌تواند به سرعت در فضای مجازی منتشر شود و تصویر کلی تشیع را شکل دهد. وقتی تصویری از مداحی منتشر می‌شود که در آن مصیبت کربلا به عروسک تقلیل یافته، دشمنان این فرصت را غنیمت می‌شمارند تا شیعه را به سطحی‌نگری و احساسات‌گرایی متهم کنند. بنابراین، دفاع از شأن اهل‌بیت، نه تنها وظیفه عالمان دین، که وظیفه همه کسانی است که داعیه محبت به آنان دارند.

راه‌حل در بازگشت به سنت اصیل مداحی نهفته است؛ سنتی که در آن شعر، نثر و صوت در خدمت تبیین معارف قرار می‌گیرد. مداحان بزرگ گذشته، ضمن برانگیختن احساس، مخاطب را با ابعاد مختلف واقعه کربلا آشنا می‌کردند: بعد سیاسی، بعد اخلاقی، بعد عرفانی و بعد اجتماعی. امروز نیز می‌توان با بهره‌گیری از همان سنت و با زبان روز، مجالس را به گونه‌ای برگزار کرد که هم دل را بلرزاند و هم اندیشه را بیدار کند. حوزه علمیه می‌تواند با برگزاری دوره‌های آموزشی برای مداحان، تدوین منشور اخلاقی مداحی و نظارت مستمر بر مجالس، نقش فعالی ایفا کند. مرجعیت نیز با صدور بیانیه‌ها و توصیه‌های روشن، می‌تواند خط قرمزها را مشخص نماید.

در پایان، باید تأکید کرد که نقد این سبک‌ها، به معنای نفی محبت یا مخالفت با اشک نیست. محبت به اهل‌بیت علیهم‌السلام، گوهری است که باید حفظ شود. اما محبت واقعی، محبتی است که با معرفت همراه باشد. تقلیل مصیبت حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها به عروسک و النگو، نه محبت است و نه بزرگداشت؛ بلکه وهنی است که باید از آن پرهیز کرد. نهادهای دینی باید هرچه زودتر نسبت به این اقدامات سخیفانه تصمیم درست بگیرند، پیش از آنکه تصویر کربلا در ذهن نسل‌های آینده به تصویری سطحی و احساسی تقلیل یابد. کربلا بزرگ‌تر از آن است که در قالب عروسک بگنجد. کربلا، فریاد ابدی مظلومیت حق است و باید چنین نیز باقی بماند./ انتهای پیام

  • نویسنده : رضا صالحی پژوه