به گزارش پایگاه خبری تحلیلی همراز، برای آنان که تاریخ معاصر ایران را تنها از دریچه طنزهای انتخاباتی یا پوسترهای رنگارنگ رقابتهای ریاستجمهوری به یاد میآورند، شاید نام محسن رضایی طی چند سال گذشته بیش از هر چیز با کلیدواژه «حضور مستمر در انتخابات» گره خورده باشد. طنازان سیاسی از این تکرار، دستمایههای فراوانی ساختند و او را به نمادی از پایداری انتخاباتی بدل کردند که هر چهار سال یکبار رخ مینماید. اما واقعیت آن است که این تصویر ناقص، تنها قشری سطحی از پیکرهای عمیق و پرصلابت بود.
دیروز، همان مردی که برخی تنها در قاب مناظرهها دیده بودندش، به قلب امنیتیترین شورای کشور گام نهاد و بهناگاه طنز جای خود را به وقار و تحلیل داد. انتصاب محسن رضایی به نمایندگی رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت ملی، «ته دل» بسیاری را نه از سر تعارف، که از سر اطمینان قرص کرد.
چرا اطمینان؟ چون صحنه رویارویی امروز ایران، دیگر نه جنگ کلاسیک سنگر به سنگر که نبردی ترکیبی، چندلایه و بیامان است. در این جنگ نابرابر که مرزهای سخت و نرم را در هم آمیخته، حضور فرماندهای که هم طعم آتش و خون را چشیده باشد و هم هزارتوی سیاست و مذاکره را بشناسد، دیگر یک گزینه نیست، یک ضرورت است.
رضایی همان کهنهپاسداری است که امام خمینی (ره) در اوج جوانی، بزرگترین مأموریت نظامی انقلاب را به او سپرد و او با دستان پرتوان، سپاه پاسداران را از نوپایی به دژ مستحکم دفاع مقدس تبدیل کرد. اعتماد بنیانگذار جمهوری اسلامی به جوانی برخاسته از خطه جنوب، نشان داد که وثوق به او نه محصول آزمون و خطا، که مبتنی بر شناختی عمیق از جوهره مدیریت جهادی و نظامیگری هوشمندانه بود. اکنون، پس از دههها، همان عنصر مورد وثوق، با کولهباری از تجربه در عرصه فرماندهی جنگ و دبیرکلی مجمع تشخیص مصلحت نظام، به شورایی بازمیگردد که نقطه ثقل تصمیمسازیهای امنیتی کشور است.
پیام روشن این انتصاب برای آمریکاییها و صهیونیستها را باید در نخستین واکنشهای آنان جستوجو کرد؛ جایی که خشم و اعتراف بهطور همزمان از کلماتشان تراوید. رسانهها و محافل عبریزبان، عصبانیتی بیپرده از خود نشان دادند و او را «نماد تداوم راهبرد تهاجمی ایران» خواندند. همزمان، تحلیلگران آمریکایی، نه از سر تعریف که از سر درک میدان، لقب «مرد جنگ و سیاست» را برایش به کار بردند. این ترکیب، کلیدواژه طلایی مقطع کنونی است. دشمن دیروز و امروز بهخوبی میداند که با فرماندهای روبهروست که در عالیترین سطوح فرماندهی جنگ هشتساله، نهتنها تاکتیکهای عملیاتی که تصویر کلان «دفاع همهجانبه» را در ذهن دارد. محسن رضایی از معدود چهرههایی است که میتواند همزمان به زبان گلوله و به زبان دیپلماسی سخن بگوید، و این دوزبانگی راهبردی، کابوسی برای دشمنی است که میخواهد ایران را گرفتار دوگانه غلط «جنگ یا تسلیم» کند.
برای فهم عمق این انتصاب، مرور گوشهای از سوابق و نظریات این فرمانده کهنهکار ضروری است. رضایی در تمام سالهای پس از دفاع مقدس، از دبیرکلی مجمع تشخیص تا کرسیهای دانشگاهی، هرگز از اندیشهورزی در باب امنیت ملی باز نایستاد. نظریه «اقتصاد مقاومتی» که امروز به دکترین رسمی کشور بدل شده، نخستین بار در قامت یک ایده منسجم از سوی او و با تکیه بر تجربه اداره کشور در شرایط تحریم و جنگ ارائه شد. او بارها هشدار داد که امنیت و اقتصاد دو بال یک پیکرند و اگر سفره مردم از گزند تحریمها آسیب ببیند، سنگرهای امنیتی نیز متزلزل خواهند شد. از این منظر، ورود او به شورای عالی امنیت ملی، چیزی فراتر از یک انتصاب نظامی است؛ این انتخاب به معنای گره زدن گفتمان «امنیت پایدار» به «معیشت تابآور» است.
در عرصه سیاست خارجی نیز نظریات رضایی همواره صراحتی قابل تأمل داشته است. او در مقاطع حساس، از جمله در جریان مذاکرات هستهای، با شجاعت از «خطوط قرمز» فراتر از تعارف سخن گفت و هرگونه توافقی را که تضمینهای عینی برای منافع ملی نداشته باشد، به چالش کشید. او همواره معتقد بود که آمریکا نه به دنبال توافق، که به دنبال مهار ایران است و هر امتیازی بدون گرفتن تضمینهای فوری و برگشتپذیر، به مثابه خلع سلاح تدریجی کشور خواهد بود.
این دیدگاه، امروز که بدعهدیهای غرب آشکارتر از همیشه شده، وزنی دوچندان یافته و حضور او در شعام (شورای عالی امنیت ملی) را به تضمینی برای صیانت از تجربه تلخ اعتمادهای نابجا بدل کرده است. او در قامت یک استراتژیست، جنگ را پدیدهای صرفاً نظامی نمیبیند و بارها در کتابها و گفتارهایش از «جنگ ترکیبی» به مثابه نبردی در عرصههای شناختی، رسانهای، اقتصادی و فرهنگی یاد کرده است. حالا همان اندیشه، قرار است روی میز تصمیم تبدیل به راهکارهای اجرایی شود.
حضور این کهنهپاسدار کارآزموده در شورایی که تصمیماتش اقتدار و انسجام ملی را به رخ دشمنان میکشد، درست در بزنگاهی صورت گرفته که ایران به ترکیبی از جرأت میدانی و دقت محاسباتی نیاز دارد. ما درگیر جنگی نابرابر با دشمنی هستیم که از ترور دانشمندان هستهای تا آشوبهای خیابانی، از حمله سایبری تا تحریم فلجکننده و حملات نظامی، همه را همزمان به کار میگیرد. مدیریت این میدان، نیازمند ذهنی است که تمام این پازلها را یکجا ببیند و برای هر یک پاسخی درخور داشته باشد. محسن رضایی، به گواهی سابقهاش در عملیاتهای بزرگ دفاع مقدس همچون والفجر ۸، کسی است که ریسکهای حسابشده را میشناسد و میداند که چگونه در اوج فشار، راه نفوذ به قلب تهدید را بیابد.
نباید از نظر دور داشت که ایران در یکی از مهمترین عرصههای سیاسی و نظامی تاریخ خود به سر میبرد. نقطه عطف امروز، کم از روزهای سرنوشتساز جنگ تحمیلی ۸ ساله ندارد. دشمن با همه توان به میدان آمده تا اراده ملت را بشکند، و در چنین شرایطی صندلیهای شورای عالی امنیت ملی، سنگرهای خط مقدم یک جنگ تمامعیارند. دشمن صهیونیستی با عصبانیتی که از خود بروز داد، بهطور ناخودآگاه اعتراف کرد که این انتخاب برایش گران تمام میشود. وقتی تلآویو از یک انتصاب برمیآشوبد، باید دانست که تیری به هدف راهبردی دشمن خورده است. آمریکاییها نیز با چسباندن برچسب «مرد جنگ و سیاست»، در حقیقت آمادگی خود را برای روبهرو شدن با سرداری که بلد است چگونه پشت میز مذاکره نیز توپخانه را فرماندهی کند، اعلام داشتند.
اما پیام این انتصاب در تاریخ معاصر ایران و برای جبهه داخلی و یاران انقلاب، چیزی فراتر از ترساندن دشمن بود. در میان افکار عمومی، فارغ از جناحبندیهای سیاسی، این حس مشترک شکل گرفت که مردی که روزگاری در فاو و شلمچه پرچمدار فتح بود، اکنون آمده تا در جبهه بههمپیوسته امنیت، سیاست و اقتصاد، همان نقش را ایفا کند. این حس اطمینان، همان «قرص شدن ته دل» بسیاری از دلسوزان بود که شاید در هیاهوی انتخابات و مناظرهها، فراموشش کرده بودند. رضایی با این انتصاب، نهفقط یک مقام، که یک نماد را به شورا آورد؛ نماد مقاومتی که جوانی را در راه خدا گذاشت، میانسالی را به خدمت در اتاقهای فکر کلان سپری کرد و اکنون در کهنسالیِ تجربه، سپر بلای تصمیمات سخت شده است.
او در یکی از گفتارهای معروف خود گفته بود: «جنگ را باید با تمام وجود باور کرد تا بتوان در آن پیروز شد.» امروز این جمله مصداقی تازه یافته است. جنگ ترکیبی که با آن روبهروییم، پیش از هر چیز نیازمند باور عمیق به امکان پیروزی و داشتن فرماندهای است که مسیرهای پرپیچوخم آن را بشناسد. شورای عالی امنیت ملی با حضور محسن رضایی، اکنون از چنان «عنصر تجربه»ای برخوردار شده که میتواند کارآمدی نظام در حوزه جنگ را از گذشته نیز افزونتر کند.
و کلام آخر اینکه، تاریخ معاصر ایران نشان داده که هرگاه مرد میدان با مرد سیاست در یک قامت واحد جمع شد، معجزات بزرگی رقم خورده است. محسن رضایی، این کهنهپاسدار جنگآزموده، امروز نه یک چهره انتخاباتی که یک سرمایه تمامعیار ملی است که در طوفانهای پیش رو، سکانداری یکی از حساسترین قرارگاههای کشور را بر عهده گرفته است. چشمها به او و دیگر اعضای شورای عالی امنیت ملی دوخته شده تا با تصمیمات درست و بهموقع، نهتنها تهدیدها را دفع، که اقتداری تازه را به رخ دشمنانی بکشند که خواب آشفته ایران تسلیمشده را هرگز به تعبیر نخواهند دید. این انتصاب، همزمان هشداری به دشمن و بشارتی برای دوستان بود؛ پیامی روشن که از فردای اعلام آن، معادلات روی میز دشمن دگرگون شد./ انتهای پیام
- نویسنده : رضا صالحی پژوه























Wednesday, 12 August , 2026