به گزارش پایگاه خبری تحلیلی همراز، وقتی موضوع استعفای رئیس جمهور از سوی دشمنان و رسانه های معاند مطرح می شود، طبیعی است؛ چراکه هدف کلی آنان ضربه زدن به اصل نظام است و تفاوتی نمی کند دولت اصلاحات بر سر کار باشد، دولت اصولگرا یا هر دولت دیگری. دشمن، دشمن است و ابزارهایش را متناسب با شرایط تغییر می دهد.
رسانه های معاند سالهاست که در قالب پروژه های روانی و رسانه ای، تلاش می کنند تصویری از ناپایداری و بی ثباتی در کشور ترسیم کنند. طرح شایعه استعفای رئیس جمهور در میانه جنگ، بخشی از همین پروژه است؛ پروژهای که هدفش ایجاد تردید در افکار عمومی، تضعیف اعتماد به حاکمیت و القای ناتوانی در مدیریت کشور است.
این رسانه ها به خوبی می دانند که در شرایط جنگ، هر خبر منفی می تواند اثرات چندبرابری بر روحیه جامعه و روند تصمیم گیری ها داشته باشد. به همین دلیل، زمانبندی انتشار چنین اخباری هرگز تصادفی نیست؛ بلکه دقیقاً در حساسترین مقاطع زمانی صورت میگیرد.
وقتی که موضوع استعفای رئیس جمهور از درون نظام و توسط افراد داخلی مطرح شود. آنگاه که دفتر رهبری نیز ناگزیر به تکذیب اینگونه اخبار می شود، دیگر نمی توان آن را یک اتفاق ساده و بی اهمیت قلمداد کرد؛ به ویژه آنکه این ماجرا پس از پیام های مکرر رهبر معظم انقلاب درباره حفظ وحدت و انسجام ملی رخ می دهد.
تکذیب دفتر رهبری، خود نشانه ای از جدی بودن این مسئله است. وقتی نهادی در این سطح، لازم می بیند که به شایعه ای پاسخ دهد، یعنی آن شایعه به اندازه ای در فضای عمومی بازتاب یافته که نمی توان از کنارش گذشت. این اتفاق، زنگ خطری است که باید جدی گرفته شود.
وحدت، در ادبیات رهبر معظم انقلاب، نه یک شعار تبلیغاتی، بلکه یک راهبرد اساسی و حیاتی است. پیام های مکرر ایشان درباره حفظ وحدت، ریشه در شناخت عمیق از شرایط کشور و تهدیدات پیش رو دارد. در چنین فضایی، هر اقدامی که به تفرقه دامن بزند، در واقع در تقابل با راهبرد کلان نظام قرار می گیرد.
چرا برخی وقتی می بینند نمی توانند از طریق صندوق رأی به قدرت برسند، در هر شرایطی و هر زمانی به اختلاف افکنی و تفرقه روی می آورند؟ آیا این رفتار، نشانه بی بصیرتی است یا وقت نشناسی؟ شاید هر دو.
صندوق رأی، تنها مسیر مشروع و قانونی برای دستیابی به قدرت در جمهوری اسلامی است. کسانی که از این مسیر نتوانسته اند به نتیجه مطلوب برسند، دو راه پیش رو دارند؛ پذیرش نتیجه و تلاش برای اثرگذاری در چارچوب های قانونی، یا روی آوردن به حاشیه سازی و اختلاف افکنی.
متأسفانه، برخی راه دوم را انتخاب می کنند. آنان به جای آنکه در فضای رقابت سالم و قانونی، برنامه ها و توانمندی های خود را به رای مردم بگذارند، ترجیح می دهند با طرح مباحث حاشیه ای و شایعه سازی، فضای سیاسی کشور را ملتهب کنند. این رفتار، نه تنها به نفع آنان نیست، بلکه به ضرر کل کشور و ملت تمام می شود.
نویسنده این سطور قصد دفاع از عملکرد دولت کنونی یا هیچ دولتی را ندارد. اتفاقاً در شرایط عادی، قلم را به نقد می گرداند؛ چراکه راه نجات را در راستی، درستی و نقد منصفانه می داند. نقد سازنده، حق و حتی وظیفه است.
نقد، زمانی ارزشمند است که سازنده، مستند و مبتنی بر واقعیت باشد. نقدی که هدفش اصلاح امور و بهبود عملکرد باشد، نه تنها مذموم نیست، بلکه ضروری است. تاریخ نشان داده است که جوامعی که فضای نقد سالم در آنها وجود دارد، بهتر می توانند مشکلات خود را شناسایی و حل کنند.
اما نقد با تخریب، تفاوت بنیادین دارد. نقد به دنبال اصلاح است، در حالی که تخریب به دنبال نابودی. نقد مستند و مستدل است، در حالی که تخریب بر شایعه و احساسات تکیه دارد. نقد به آینده کشور می اندیشد، در حالی که تخریب تنها به منافع جناحی و شخصی توجه دارد.
در هنگامه ای که دولت با چندین جنگ در قالب یک جنگ بزرگ ترکیبی دست وپنجه نرم می کند و همزمان باید اقتصاد، بهداشت و درمان، زیرساخت ها و تأمین انرژی را مدیریت کند، سنگ اندازی های جناحی چیزی جز وقت نشناسی و بی بصیرتی نیست.
جنگ ترکیبی، پیچیده ترین و خطرناکترین نوع جنگ است. در این جنگ، دشمن همزمان از ابزارهای نظامی، اقتصادی، رسانه ای، فرهنگی و روانی استفاده می کند تا کشور را از درون به چالش بکشد. در چنین شرایطی، هرگونه شکاف داخلی، به معنای باز کردن جبهه های جدید در برابر دشمن است.
دولت در این شرایط، علاوه بر مدیریت جنگ، باید به امور جاری کشور نیز رسیدگی کند. اقتصاد، بهداشت و درمان، زیرساخت ها، تأمین انرژی و دهها مسئله دیگر، همگی نیازمند تمرکز و برنامه ریزی دقیق هستند. در چنین فضایی، طرح مباحث حاشیه ای و شایعه سازی، نه تنها کمکی به حل مشکلات نمی کند، بلکه تمرکز و انرژی مسئولان را از مسائل اصلی منحرف می کند.
در روزهای سخت، مرز میان نقد و تخریب، مرز میان بصیرت و بی بصیرتی، و مرز میان وقت شناسی و وقت نشناسی، بیش از هر زمان دیگری روشن است. تاریخ قضاوت خواهد کرد که در این برهه حساس، چه کسانی در کنار ملت و نظام ایستادند و چه کسانی به بهانه های واهی و طرح موضوعاتی همچون استعفای رئیس جمهور، آتش تفرقه را شعله ور کردند.
وحدت، امروز یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت است. در شرایطی که دشمن با تمام توان به میدان آمده است، هرگونه تفرقه و اختلاف، به معنای خدمت به دشمن و خیانت به منافع ملی است. کسانی که در این شرایط به دنبال بهره برداری جناحی از وضعیت هستند، باید بدانند که تاریخ، قضاوت سختی درباره آنان خواهد داشت.
ملت ایران، در طول تاریخ پر فراز و نشیب خود، بارها نشان داده است که در روزهای سخت، وحدت و انسجام را بر هر چیز دیگری ترجیح می دهد. این ملت، امروز نیز با همان بصیرت و هوشمندی، پشت سر نظام و رهبری ایستاده و اجازه نخواهد داد که عده ای فرصت طلب، آرامش و امنیت کشور را به بازی بگیرند./ انتهای پیام
- نویسنده : مهرداد شهیدی






















Wednesday, 5 August , 2026