در میان تلاطم امواج پیچیده‌ی جنگ‌های نرم و شناختی که هر روز با شیوه‌ای نو، مرزهای ذهنی و باورهای جمعی یک ملت را هدف می‌گیرد، دیگر «حقیقت» یک کالای لوکس یا یک مفهوم انتزاعی نیست؛ بلکه حیاتی‌ترین سرمایه‌ی راهبردی برای بقا و پیشرفت یک جامعه به شمار می‌آید.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی همراز، روایت درست، روایت مبتنی بر واقعیت، روایت مسئولانه‌ای که از دل آگاهی و تعهد به منافع ملی زاده شود، می‌تواند همچون مرهمی بر زخم‌های ناشی از شایعه‌پراکنی و جنگ روانی عمل کند و زمینه‌ساز وحدت و همدلی هرچه بیشتر در جامعه گردد. اما در نقطه‌ی مقابل، هرگونه لغزش در انتقال پیام، هر تأخیر در روشنگری، یا هر ناهماهنگی در گفتار مسئولان و اصحاب رسانه، روزنه‌ای است که دشمن با ذره‌بینی تمام آن را رصد کرده و برای عمیق‌تر کردن شکاف‌های اجتماعی به کار می‌گیرد. دشمن امروز نه با تانک و توپ، که با روایت‌های جعلی، بزرگ‌نمایی ضعف‌های جزئی، و کوچک‌نمایی دستاوردهای عظیم و  میدان‌دار جنگ ترکیبی شده است. از این رو، اگر احیانا پیام ضعیفی از کشور به بیرون مخابره شود، یا اگر در فضای مجازی و حقیقی، صدای واحدی از اراده‌ی ملی به گوش نرسد و شایعه‌پراکنی جای حقیقت را بگیرد، قطعاً در این جنگ شناختیِ تمام‌عیار، دشمن فرصت خواهد یافت تا ضربه‌ی مهلکی را بر پیکره‌ی اعتماد عمومی وارد سازد.

در چنین شرایط حساس و سرنوشت‌سازی، «حفظ انسجام ملی» از یک گزینه‌ی توصیه‌ای، به یک ضرورت استراتژیک و اجتناب‌ناپذیر ارتقا می‌یابد. انسجامی که نه به معنای یکسان‌سازی سلیقه‌ها یا حذف نقد، بلکه به معنای اجماع بر سر اصول و آرمان‌های مشترک، و پاسداشت منافع بلندمدت کشور در برابر تهدیدات بیرونی است.

بی‌جهت نیست که پیش از این نیز، رهبر فرزانه‌ی انقلاب اسلامی، بارها و بارها بر تقویت اتحاد و انسجام ملی به عنوان «اولویتِ اصلی و غیرقابل‌تخلفِ کشور» تأکید فرموده‌اند؛ چراکه تجربه‌ی تاریخیِ این سرزمین نشان داده هر گاه که ملت ایران با همه‌ی تنوع‌های طبیعی خود، ذیل پرچمِ وحدت گرد هم آمده‌اند، طوفان‌های سهمگین‌ترین توطئه‌ها نیز در ساحلِ اراده‌ی آنان درهم شکسته است. این انسجام، نیازمند مراقبت دائمی، آفت‌زدایی به‌هنگام، و پرهیز آگاهانه از هرآن چیزی است که بوی تفرقه، دودستگی یا دوقطبی‌سازیِ کاذب می‌دهد.

پرهیز از تفرقه، پرهیز از دوقطبی‌سازی تحمیلی، پرهیز از شایعه‌پراکنی و پرهیز از تنش‌های جناحی و حزبی فرسایشی که هیچ حاصل عینی جز خدشه‌دار کردنِ انسجام و همدلی مردم ندارد، باید به عنوان یک تکلیف همگانی در دستور کارِ همه‌ی ارکان کشور، از قوه‌ی مجریه و مقننه گرفته تا قضائیه، از نهادهای نظامی و امنیتی گرفته تا اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه، قرار بگیرد. این پرهیز، به معنای سکوت در برابر کاستی‌ها نیست؛ بلکه به معنای آن است که نقدها، مسیرِ سازنده‌ی خود را بیابند، در چارچوبِ اخلاق و انصاف بمانند، و از مسیر تخریبِ شخصیت‌ها و هجمه‌های بی‌اساس که تنها به کام دشمن شیرین می‌آید، دوری جویند. در همین راستا، رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامِ اخیر خود، با نگاهی پدرانه و دلسوزانه، مرزِ روشنی را ترسیم فرمودند که نباید افرادِ بی‌گناه، کسانی که تقصیری در مشکلات ندارند، و آن دسته از مسئولانی که از سرِ دلسوزی و با نیتِ خالص، دغدغه‌ی حل مسائل کشور را دنبال می‌کنند، مورد هجمه و تخریب ناروا قرار گیرند. این تأکید، خطاب روشنی است به همه‌ی صاحبان تریبون و قلم که از واژگان خود چون اسلحه‌ای دقیق و حساب‌شده استفاده کنند؛ چراکه هر تیر تخریب‌گر بی‌هدف وشایعه‌پراکنی در نهایت به پیکره‌ی اعتماد عمومی اصابت کرده و جایِ نقد منصفانه و اصلاح‌گر را تنگ می‌کند. انتقاد باید سازنده باشد، همراه با دلیل و برهان، و در مسیرِ بهبودِ وضعیتِ موجود گام بردارد، نه اینکه به عاملی برای یأس‌افکنی یا بزرگنماییِ نقاطِ تاریک تبدیل شود.

در سوی دیگر میدان، یعنی در عرصه‌ی سیاست خارجی و مواجهه با نظام سلطه، تجربه‌ی چندین‌دهه‌ای ملت ایران، پندآموز و روشنگر است. آمریکا، با همه‌ی ادعاهای فریبنده‌اش، در قول و عمل و حتی در پایبندی به امضای خود، نه تنها قابل اعتماد نیست، بلکه سابقه‌ای مملو از خیانت، بدعهدی و نقضِ آشکار تعهدات دارد. بازخوانیِ تجربیاتِ تلخ تاریخی در ادوار مختلف، از برجام تا توافقات پیشین، و از حمایت از کودتاها تا تحریم‌های ظالمانه و همه‌جانبه، سبب شده که نقاب دروغین حقوق‌بشری و تعهد بین‌المللی از چهره‌ی واقعی آمریکا برداشته شود و چهره‌ی حقیقی آن، یعنی استکبار، سلطه‌جویی و بی‌اعتباری، به طور شفاف در برابر چشمان جهانیان قرار گیرد. در حقیقت، امروز تکیه بر وعده‌های پوشالیِ این کشور، نه تنها فاقد هرگونه وجاهت حقوقی و اخلاقی است، بلکه نوعی ساده‌اندیشیِ راهبردی محسوب می‌شود که می‌تواند هزینه‌های سنگینی را به ملت تحمیل کند.

میراث تاریخی آمریکا، گواهی است بر اینکه هر بار که مذاکره‌کنندگان ایرانی با حسن نیت پای میز مذاکره نشسته‌اند، طرف مقابل با بدعهدی و زیاده‌خواهی، پاسخ این اعتماد را داده است؛ و اینک زمان آن رسیده که این حقیقتِ آشکار، به یک باور عمومی و مسلّم بدل شود که شرق و غرب جهان، آمریکا را نه به عنوان یک شریک قابل اتکا، که به عنوان یک مدعی بی‌اعتبار در صحنه‌ی بین‌المللی بشناسند.

از سوی دیگر، دشمن که در صحنه‌ی میدانی و نظامی، شکست‌های پیاپی و مفتضحانه‌ای را در منطقه متحمل شده است، اکنون تمام توان خود را بر «روایت‌سازی جعلی» و شایعه‌پراکنی متمرکز کرده تا شکست‌های راهبردیِ خود را به عنوان پیروزی جلوه دهد، و از هر حادثه‌ای برای برجسته‌سازیِ برتریِ موهومیِ خود بهره‌برداری کند. اینجاست که نقشِ رسانه‌ها، مردم آگاه، و مسئولانِ دلسوز، دوچندان می‌شود. در این برهه‌ی حساس، وظیفه‌ی خطیرِ همه‌ی کنشگران عرصه‌ی اطلاع‌رسانی، این است که راویانِ بی‌وقفه‌ی پیروزی‌های مستند و چشمگیرِ نیروهایِ مسلحِ جمهوری اسلامی ایران باشند؛ پیروزی‌هایی که در دل مقاومت، در عمق استراتژیک منطقه، و در مواجهه با بزرگ‌ترین ابرقدرت نظامیِ جهان، رقم خورده است. در کنار آن، باید هزینه‌های گزاف و جبران‌ناپذیری که آمریکا و متحدانِ منطقه‌ای‌اش در جنگ‌های مختلف – از عراق و افغانستان گرفته تا سوریه و یمن – پرداخته‌اند، با زبانی رسا و مستدل، به افکار عمومیِ ایران و جهان منتقل شود. این روایتِ متقابل، نه یک اقدامِ تبلیغاتیِ صرف، که بخشی از راهبردِ دفاعِ شناختیِ کشور است تا توازنِ روایت‌ها به نفعِ جبهه‌ی حق و مقاومت برقرار گردد و ملت ایران، با افتخار بر دستاوردهای خود، و با هوشیاری بر ترفندهای دشمن، آینده‌ای روشن‌تر را ترسیم کند.

و در نهایت، در این گرداب پیچیده‌ی روایت‌ها و ضدروایت‌ها، رمز عبور ما از پیچ‌های خطرناک تاریخ، چیزی نیست جز چهارچوب «همدلی راهبردی» : همدلیِ میانِ مردم و دولت، همدلیِ میانِ قوا و نهادها، همدلی میانِ نسل‌ها و سلیقه‌هایِ مختلف، و همدلیِ درون جبهه‌ی انقلاب. این همدلی، وقتی با روایت درست و صادقانه از واقعیت‌های درون و بیرون همراه شود، به سدی نفوذناپذیر در برابرِ تفرقه‌افکنی دشمن مبدل خواهد شد. ما امروز به یک «پیمانِ ناگفته» نیاز داریم؛ پیمانی که در آن، همه‌ی ما – از مسئول بالاترین رده تا شهروند عادی – بر سر حفظ سرمایه‌ی اجتماعی کشور، و صیانت از وحدتِ ملی، عزمی راسخ داشته باشیم و بدانیم که هر سخن نسنجیده، هر رفتار تنش‌آفرین، و هر روایت غیرواقعی، یک تیر در ترکش دشمن است. بیایید با تکیه بر عقلانیت انقلابی، با پشت سرگذاشتن حاشیه‌هایِ بی‌نتیجه، و با تمرکز بر منافعِ عالیه‌ی نظام و ملت، روایتگر فصلِ تازه‌ای از سربلندی و اعتلایِ ایران عزیز باشیم؛ فصلی که در آن، «ما» بر «من» غلبه دارد، و «همدلی» بر «دوقطبی»، و «حقیقت» بر «جعلیات» دشمن. این، راهی است که بزرگانِ ما پیموده‌اند، رهبرمان بر آن تأکید کرده‌اند، و تاریخ نیز آن را تأیید خواهد کرد؛ راهی که پایانش، جز پیروزی و سربلندی، چیز دیگری نخواهد بود./ انتهای پیام

  • نویسنده : پارسا فرزین
  • منبع خبر : همدلی