به گزارش همراز، همه چیز از یک درخواست ساده آغاز شد. جوانی از جوانان فلاورجان، با هدف برگزاری یک رالی اتومبیل سواری، به اداره ورزش و جوانان این شهرستان مراجعه کرد. مسئول این اداره نیز بدون فوت وقت، موضوع را به صورت مستقیم و مکتوب با مسئولان یک نهاد متولی در میان گذاشت. نکته قابل توجه این است که در این مرحله، فرماندار شهرستان هیچ اطلاعی از این موضوع نداشت؛ نه از درخواست برگزاری، نه از مکاتبات اداری و نه از مجوزی که قرار بود صادر شود.
آن نهاد متولی فلاورجان در نامهای به تاریخ ۱۵/۷/۱۴۰۵، اجازه برگزاری این رالی اتومبیل سواری را صادر کرد. با صدور این مجوز، برگزارکننده بلافاصله وارد فاز تبلیغات شد و در فضای مجازی شروع به تبلیغات گسترده برای این رویداد کرد.
تبلیغات وسیع اینترنتی، خیلی زود توجهها را جلب کرد. استقبال از این رویداد در فضای مجازی به حدی بود که نهادهای امنیتی موضوع را با حسین یارمحمدیان، فرماندار شهرستان، در میان گذاشتند. پاسخ فرماندار اما صریح و صادقانه بود، “من بی اطلاعم.”
همین بیاطلاعی، سرآغاز یک روند فشرده و پرفشار شد. بلافاصله جلسهای تشکیل و فرماندار به طور شفاهی از مسئول اداره ورزش و جوانان خواست تا ظرف دو روز آینده، درخواست برگزارکننده را به صورت کتبی به وی اعلام کند تا در شورای تامین شهرستان درباره آن تصمیمگیری شود.
شورای تامین و تصمیمی که سرنوشتساز شد
با تشکیل جلسه شورای تامین، وضعیت پیچیدهتر شد. تعداد بازدیدکنندگان از تبلیغات فضای مجازی این رویداد که قرار بود روز جمعه ۲۴ مهرماه در شهر ابریشم برگزار شود، به صورت تصاعدی در حال افزایش بود. اعضای شورای تامین به اتفاق به این نتیجه رسیدند که لغو این برنامه به صلاح نیست. استدلال آنها این بود که با توجه به حجم بالای تبلیغات و انتظار ایجاد شده در میان مردم، لغو برنامه میتواند واکنشهای منفی به همراه داشته باشد.
تصمیم گرفته شد؛ “همایش برگزار می شود.”
اما حسین یارمحمدیان نگران بود. نگرانیای که بعدها مشخص شد بیدلیل هم نبوده است.
فرماندار که از ابتدا نسبت به این رویداد احساس نگرانی میکرد، روز پنجشنبه پیش از برگزاری، شخصاً در محل شهر ابریشم حاضر شد و به برگزارکنندگان تذکرهای لازم را داد. تذکراتی درباره حفظ شأن شهرستان، رعایت شئونات اسلامی و توجه به وضعیت ویژه کشور.
اما این تذکرها نتوانست نگرانیهای او را برطرف کند. او صبح روز جمعه ۲۴ مهرماه، چند ساعت مانده به برگزاری، بار دیگر در محل حاضر شد و مجدداً تذکرات قبلی را یادآوری کرد. او هر کاری که از دستش برمیآمد انجام داده بود؛ اما سرنوشت این رویداد، دیگر در دستان او نبود.
روز جمعه ۲۴ مهرماه فرا رسید. از ساعاتی پیش از زمان اعلامشده، حدود ۳۰ هزار نفر با تعداد چشمگیری وسیله نقلیه در محل برگزاری رالی اتومبیل سواری حاضر شدند. چند میلیون نفر نیز این رویداد را از شبکههای مجازی دنبال میکردند. متولیان برگزاری، اداره ورزش و جوانان و هیئت موتورسواری شهرستان بودند.
نیروهای انتظامی، بسیج، هلال احمر، اورژانس، شهرداری، آتشنشانی و سایر نهادهای امدادی در محل اردوگاه مستقر شده بودند. همه چیز برای یک برنامه ورزشی بزرگ آماده به نظر میرسید. رویدادی که می توانست نام شهرستان را تا مدت ها در رسانه ها مطرح کند و زمینه جذب گردشگر و فعال اقتصادی و فرهنگی را فراهم نماید.
مراسم برگزار و اردوگاه شهر ابریشم برای خروج این تعداد استقبال کننده آماده می شد.
اتومبیلها حدود ساعت ۱۸ و پس از پایان مراسم، اقدام به خروج از محل برگزاری کردند. در همین حین، تماشاگران نیز در حال خارج شدن از اردوگاه بودند و برخی از آنها به شادی و پایکوبی مشغول شدند؛ اتفاقی که در بسیاری از برنامههای بزرگ ورزشی، به ویژه هنگام خروج از استادیومها، امری رایج و طبیعی است.
خروج تماشاگران و شرکتکنندگان تا ساعت ۱۹ به طور کامل از محل برگزاری انجام شد. اما همین خروج همزمان، ترافیک سنگینی در حوالی اردوگاه شهر ابریشم و خیابانهای اطراف ایجاد کرد.
روز بعد؛ طوفان خشم
از روز بعد از برگزاری این رالی، اوضاع به کلی تغییر کرد. تعدادی از شهروندان شهر فلاورجان مقابل فرمانداری تجمع کردند و خواستار عذرخواهی و استعفای فرماندار شدند. در میان تجمعکنندگان، سید حسن میرلوحی، امام جمعه شهر کلیشاد و سودرجان نیز حضور داشت.
امام جمعه در جمع معترضان، متن پیامکی را قرائت کرد که صبح روز بعد از برگزاری رالی برای حسین یارمحمدیان ارسال کرده بود. در این پیامک، ضمن محکومیت شدید اتفاقات رخداده، از فرماندار خواسته شده بود که منتظر عواقب این ماجرا باشد. او همچنین به فیلمی اشاره کرد که از رقص مختلط دختر و پسر در کنار گلستان شهدای باغ ابریشم برای فرماندار ارسال شده بود.
امام جمعه در جمع مردم معترض و در حضور فرماندار، خواستار عذرخواهی او شد و گفت که مردم اجازه نمیدهند ارزشهایی که شهدا برای آن خون دادهاند، پایمال شود. او در ادامه، در اظهاراتی که بسیاری آن را خارج از عرف ادبیات روحانیت دانستند، گفت: «ما دهان آن کسی که بخواهد ارزشهای شهدا و انقلاب را از بین ببرد، سرویس میکنیم!»
حسین یارمحمدیان که در این جمع حاضر بود و هرازچندگاهی با شعارهایی همچون «مسئول بیکفایت، استعفا، استعفا» مواجه میشد، با بیان جزئیات شیوه دریافت مجوز و تبلیغات وسیع اینترنتی برای این رویداد، تلاش کرد تصویر روشنی از روند تصمیمگیری ارائه دهد.
او گفت: برخی مسئولان معتقد بودند اگر این برنامه لغو شود، ممکن است برخی تجمع کنند و در شرایط کنونی کشور، علیه نظام در فضای مجازی صحبت کنند. او همچنین تأکید کرد که فرمانداری فقط نهاد هماهنگکننده است و بعد از صدور مجوز برگزاری این مراسم در شورای تامین شهرستان و تذکرهای ارائهشده به برگزارکنندگان، مسئولیت آن با ادارات متولی بوده است، نه فرمانداری.
اما مهمترین بخش سخنان او، جایی بود که اعلام کرد: «من تاکنون ۵ بار به طور کتبی یا شفاهی از استاندار محترم خواستهام تا با استعفای بنده موافقت کند و اکنون با کمال میل خواسته مردم که استعفای بنده است را میپذیرم.»
تنها یک روز بعد از این سخنرانی، یارمحمدیان استعفای کتبی خود را تقدیم استاندار اصفهان کرد و روز ۴ آبانماه، سرپرست فرمانداری از سوی استانداری اصفهان تعیین شد؛ نشانهای از پذیرفته شدن این استعفا بعد از بارها درخواست کنارهگیری.
میراث یک فرماندار
شاید جالبترین بخش این ماجرا، کارنامه نه چندان تاریک حسین یارمحمدیان در طول ۲۳ ماه مسئولیت که بخش زیادی از آن در جنگ و یا تحریم های شدید رقم خورده است، باشد. او در این مدت کوتاه، توانست به رتبههایی در استان و حتی کشور دست یابد که بسیاری از مسئولان شهرستان تصور نمیکردند بتوانند برخی قلههای رتبهبندی را در این بخشها فتح کنند.
رتبه اول استان در سامانه رصد اشتغال در سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴، رتبه اول استان و کشور در نصب پنلهای خورشیدی در مدارس، رتبه اول استان در هوشمندسازی کلاسهای درس، ابتکار راهاندازی پویشهای مختلف مانند «چهار میم» و نظافت معابر توسط دستگاهها، برگزاری هشت جشنواره در نیمسال، میزبانی بیش از بیست و پنج مسابقه ورزشی کشوری، راهاندازی بزرگترین شورای محلهمحوری کشور، فرمانداری برتر استان در ارائه خدمات به مسافران نوروزی و دستور تأسیس شرکت تعاونی توسعه و عمران شهرستان فلاورجان طی مدت سه ماه؛ اینها بخشی از کارنامهای است که نشان میدهد یارمحمدیان نه تنها فرمانداری بیکفایت نبود، بلکه یکی از فعالترین و موفقترین فرمانداران استان بود.
اما ماجرای رالی اتومبیل سواری فلاورجان، روایت یک تراژدی است؛ تراژدیای که در آن، تصمیمهای جمعی، فشارهای رسانهای و فضای ملتهب اجتماعی، یک فرماندار را قربانی کرد. فرمانداری که از ابتدا نسبت به این رویداد نگران بود، بارها تذکر داد، در شورای تامین حضور یافت و هر کاری که از دستش برمیآمد انجام داد، اما در نهایت، مسئولیت تصمیمی را بر عهده گرفت که در آن، نقش اصلی را دیگر نهادها ایفا کرده بودند.
او که ۵ بار خواستار استعفا شده بود، در نهایت با کمال میل خواسته مردم را پذیرفت و رفت؛ اما کارنامهاش، گواه روشنی است بر این که او نه تنها بیکفایت نبود، بلکه یکی از توانمندترین فرماندارانی بود که شهرستان فلاورجان به خود دیده بود. تراژدی رالی فلاورجان، شاید بیش از آن که داستان یک فرماندار باشد، داستان یک سیستم تصمیمگیری جمعی است که در آن، مسئولیتها گاهی بر دوش کسانی میافتد که کمترین نقش را در تصمیمگیری داشتهاند./ انتهای پیام























Monday, 26 October , 2026