درحالیکه جهان متحیر از تشییع میلیونی رهبر شهید انقلاب بود، برخی بی برنامگی ها باعث دلخوری تشییع کنندگان شد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی همراز، تشییع میلیونی رهبر و مردمی که صرفاً خیابان‌پرکن نیستند؛ این جمله، تلخ و گزنده، اما واقعی، زمزمه بسیاری از دل‌ هایی است که در روزهای اخیر برای وداع با رهبر شهید خود به خیابان‌ها آمدند، اما حسرت یک دیدار آخر بر دلشان ماند. تشییع پیکر مطهر رهبر انقلاب، بی‌شک یک حماسه تاریخی بود که با حضور میلیونی و باشکوه مردم در تهران، قم، کربلا، نجف و مشهد، برگ زرینی دیگر بر دفتر افتخارات این ملت افزود و انسجام و همبستگی کم‌نظیر آن، بازتابی جهانی یافت . اما در کنار این شکوه و عظمت، زخم‌هایی عمیق بر پیکر این مراسم معنوی و مردمی نشانده شد که نباید از کنار آن به سادگی گذشت. بی‌برنامگی در بدرقه پیکر مطهر، نه فقط در تهران، که در مشهد نیز به وضوح مشهود بود و این، یک هشدار جدی برای همه ماست.

حضور گسترده مردم در تشییع میلیونی رهبر که با «شور و شعور»  آمده بودند، به دلیل عدم مدیریت صحیح و پیش‌بینی‌های لازم، به کام بسیاری تلخ شد. گزارش‌ها حاکی از آن است که ستادهای متعددی برای برگزاری این مراسم تشکیل شده بود، اما این هماهنگی‌ها در عمل نتوانست پاسخگوی نیازهای عظیم مردمی باشد و در ساماندهی جمعیت و ارائه خدمات، کاستی‌های جدی احساس شد . نتیجه این بی‌تدبیری، آن شد که با تغییر مسیرهای ناگهانی‌کاروان‌پیکزهای مطهر آخرین فرصت برای میلیون‌ها عزیزی که دلشان به همین دیدار خوش بود، از دست رفت و این، بزرگ‌ترین خسارت این مراسم بود.

شما مسئول شدید تا راه‌حل ارائه دهید، نه اینکه راه آسان را انتخاب کنید. تغییر مسیر پیکر مطهر، کاری بود که به نظر می‌رسید برای رهایی از تراکم جمعیت انجام شد. بله، این راه آسان بود؛ اما راه حل نبود. این اقدام، هرچند شاید با نیت رفع مشکل صورت گرفت، اما به دلیل عدم اطلاع‌رسانی به موقع و شفاف، خود به یکی از عوامل اصلی تشدید بی‌نظمی و ناراحتی مردم تبدیل شد. الگوی مدیریتی که امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم، الگویی است که شهید رئیسی، که خود با عظمت و شکوه تشییع شد، آن را به نمایش گذاشت؛ مدیریت میدانی، حضور در صحنه، و حل مسئله از نزدیک، نه تصمیم‌گیری پشت درهای بسته و تغییر مسیرهای یک‌باره .

البته نباید منکر زحمات طاقت‌فرسای برگزارکنندگان و خادمانی شد که شبانه‌روز برای برپایی این آیین عظیم تلاش کردند. آنان با تمام توان پای کار آمدند و زحمات آنان قابل تقدیر است. اما این زحمات، نمی‌تواند پوششی بر کاستی‌های راهبردی و برنامه‌ریزی اصولی باشد. این مراسم، تجربه‌ای گران‌بها و تلخ برای آینده است.

اداره کشور با عشق و اراده میلیونی مردم ممکن است، اما با بی‌برنامگی نه. شکوه حضور مردم، سرمایه عظیم نظام اسلامی است. پاسداشت این سرمایه، نیازمند برنامه‌ریزی عالمانه، مدیریت جهادی و کارشناسی دقیق است، نه تصمیم‌های لحظه‌ای و شتاب‌زده. این آخرین وداع بود و فرصت از دست رفته، هرگز بازنخواهد گشت. امید که مسئولان از این تجربه بزرگ، درس عبرتی برای آینده بگیرند و بدانند که هرگونه غفلت از خواست و نیاز مردم، بزرگ‌ترین آسیب به پیکره نظام اسلامی است.

  • نویسنده : رضا صالحی پژوه