دبیر شورای عالی تهیه‌کنندگان سینمای ایران، در گفت‌وگویی صریح و تحلیلی، به تشریح وضعیت بحرانی این صنعت و مرگ سینما پرداخته و هشدار داده است که دوقطبی موجود میان فیلم‌های «حاکمیتی» و «زیرزمینی»، نه تنها یک اختلاف سلیقه، بلکه شکافی مرگبار است که در صورت عدم مدیریت صحیح، می‌تواند کل بدنه سینمای ایران را به نابودی بکشاند. او معتقد است که این تقابل، سینماگران را وارد نبردی تمام‌عیار کرده که در آن هر طرف تنها به دنبال حذف دیگری است، نه ارتقای هنر.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی همراز، مرگ سینما شاید واژه سنگینی به نظر برسد، ولی وضعیت این روزهای پرده نقره ای در کشور است که جزئیات بیشتر این وضعیت را در زیر از زبان ابوالحسن داودی را از نظر می گذرانیم:

 وضعیت تولید در سینما را چطور ارزیابی می کنید؟ رکود یا ساختار معیوب؟

داودی در پاسخ به پرسش درباره وضعیت فعلی تولید در سینمای ایران تأکید می‌کند که سینمای ایران نه یک صنعت کاملاً سازمان‌یافته است و نه استقلال عمل کافی دارد. این صنعت بیشتر بر پایه سرمایه‌گذاری‌های کوچک و ریسک‌گریز استوار است. حتی زمانی که سرمایه‌های بزرگ‌تری وارد می‌شوند، اغلب اهدافی فراتر از سینما دنبال می‌کنند. این عدم ثبات باعث شده تا سازندگان و سرمایه‌گذاران با احتیاط و ترس از مخاطره، زمان‌بندی اکران را به تعویق بیندازند. فیلم‌های آماده، مانند سرمایه‌ای که در سکون مانده، روز به روز از ارزش خود می‌کاهند و این چرخه معیوب، بازگشت به شرایط عادی را دشوار کرده است.

به باور داودی، ریشه این رکود به بیش از یک دهه پیش بازمی‌گردد و ناشی از نفوذ تدریجی «وجوه تاریک سرمایه» و سلطه دو قدرت سیاسی و اقتصادی بر قدرت فرهنگی است. این سلطه، سینما را از جایگاه «هنر» یا «صنعت» به یک «ابزار» تقلیل داده است.

برخی سینما را محلی برای پولشویی می دانند و ورود فساد اقتصادی به این حرفه و صنعت را زمینه بروز بسیاری از مشکلات بیان می کنند

یکی از نکات کلیدی گفت‌وگو، بازتعریف مفهوم فساد در سینماست. داودی معتقد است که تمرکز صرف بر «پول‌های مشکوک» یا «رانت‌های دولتی»، تنها بخشی از واقعیت است. فساد بزرگ‌تر و ناپیداتر، «فساد انتخاب» است. سوال اصلی این است که چه کسانی و با چه معیاری اجازه ساخت فیلم می‌گیرند؟ چه فیلمنامه‌هایی مجوز می‌گیرند و چه بازیگرانی با دستمزد‌های سرطانی، اقتصاد سینما را تحت تأثیر قرار می‌دهند؟

وقتی معیارها بر اساس روابط پنهان سیاسی و اقتصادی باشد، حتی اگر ریالی جابجا نشود، فساد شکل گرفته است. این وضعیت باعث شده سینمای مستقل و سالم با سختی‌های فراوانی روبرو شود، در حالی که سینمای معیوب و مبتذل با سهولت بیشتری تولید می‌شود. داودی تأکید می‌کند که باید تعاریف منسوخ را کنار گذاشت و به جای سرزنش سرمایه، به نحوه تعامل سه قدرت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پرداخت.

آیا االان دوقطبی خطرناک حاکمیتی در برابر سینمای زیر زمینی شکل گرفته است؟ ما هر از چندی شاهد ورود یک فیلم سینمایی به صورت زیر زمینی در سطح جامعه هستیم که در همین ایران ساخته شده، ولی بسیاری از ساختارها را شکسته است

داودی یکی از نگران‌کننده‌ترین پدیده‌های اخیر سینمای ایران را دوقطبی میان فیلم‌های «حاکمیتی» (با مجوز رسمی) و فیلم‌های «زیرزمینی» (بدون مجوز یا قاچاقی) می‌داند. او توضیح می‌دهد که ذهنیت فیلمسازان به دو قطب تقسیم شده است: یا فیلمی بسازید که سریعاً بفروشد و پرمخاطب باشد، یا فیلمی بسازید که در جشنواره‌های خارجی به عنوان اثری جسورانه، مخالف‌خوان و حتی سیاسی معرفی شود.

این تقابل، سینما را دوپاره کرده است. از یک سو سینمایی که تنها به دنبال سود مالی است و از سوی دیگر سینمایی که برای جذب نگاه غرب، به ساخت آثار «قاچاقی» روی آورده است. داودی هشدار می‌دهد که اگر این شکاف پر نشود، به نبردی منجر می‌شود که در آن هر طرف تنها به دنبال نابودی دیگری است. او تأکید می‌کند که هدف حذف یکی از این دو نیست، بلکه درک این واقعیت است که این شکاف، سینمای ایران را به سمت نابودی می‌برد.

 نقش پلتفرم‌ها و سرمایه‌های مشکوک در این زمینه چیست؟

در بخش دیگری از گفت‌وگو، داودی به نقش پلتفرم‌های جدید دیجیتال اشاره می‌کند. اگرچه در ابتدا امیدها برای گسترش عرصه نمایش و بیان افکار جدید با این پلتفرم‌ها گره خورد، اما به گفته او، برخی از این پلتفرم‌ها به جولانگاهی برای مشکوک‌ترین سرمایه‌ها تبدیل شده‌اند. عدم شفافیت در مالکیت، وابستگی به مراکز قدرت و نبود پاسخگویی مالی، باعث شده برخی از چهره‌های شناخته‌شده سینما، ناخواسته یا خواسته، به تخریب ستون‌های این صنعت بپردازند. داودی این رفتار را نوعی «شبه مک‌کارتیسم» می‌نامد که در آن تفکرات افراطی سیاسی یا اقتصادی، جهت‌گیری سینما را تعیین می‌کنند.

 از نظر شما راهکار مقابله با این پدیده چیست؟

داودی معتقد است قوانین حاکم بر سینما، بسیاری از آن‌ها مربوط به ۴۰ سال پیش هستند و با واقعیت‌های امروز جامعه همخوانی ندارند. او پیشنهاد می‌کند که باید تعاریف جدیدی از مناسبات سینما ارائه شود. یکی از پیشنهادات کلیدی، بازنگری در سیستم «پروانه ساخت» است. اگرچه این سیستم نظارتی بوده، اما بخش مثبت آن حمایت از فیلمساز نیز بود. در صورت حذف آن، باید جایگزینی برای حمایت و نظارت حرفه‌ای تعریف شود تا از ورود افراد غیرحرفه‌ای و بی‌تجربه جلوگیری شود.

او همچنین به موفقیت‌های اخیر مانند اصلاح سیستم بهره‌وری از اکران اشاره می‌کند. این تغییر که با همکاری صنف تهیه‌کنندگان و دولت انجام شده، یکی از دمل‌های چرکین سینما (تاخیر در بازگشت سرمایه) را درمان کرده است. داودی تأکید می‌کند که این نوع همکاری باید گسترش یابد و مدیران دولتی با شجاعت و تاب‌آوری، موانع را برطرف کنند.

و سخن آخر؟

در پایان، داودی تأکید می‌کند که سینما برخلاف تصور برخی، عرصه‌ای برای جولان قدرت‌های سیاسی و اقتصادی نیست، بلکه بزرگترین عرصه همکاری فرهنگی و اقتصادی است. سینمای ایران نیاز دارد تا از این چرخه معیوب خارج شود و با ارائه محصولات استاندارد و متنوع، مخاطب عام را جذب کند. این وظیفه بر دوش اصناف به‌روز شده و مدیریت قاطع دولتی است. تنها با هم‌سو کردن افکار و تلاش جمعی می‌توان امیدوار بود که سینمای ایران از این بحران خارج شده و به جایگاه شایسته خود بازگردد. داودی در نهایت هشدار می‌دهد که تعاریف ساده‌انگارانه از سینما (حاکی در برابر زیرزمینی) راه‌حل نیستند و باید با نگاهی واقع‌بینانه و مبتنی بر شفافیت، ساختارهای معیوب را اصلاح کرد./انتهای پیام

  • نویسنده : مهرداد شکوری