نرخ دلار آمریکا(USD)طی ماه گذشته در حدود 850 تومان افزایش داشته و در اواخر بهمن ماه 1396 به مرز روانی 5000 تومان نزدیک شد.

پیرو دستگیری تعدادی از دلالان ارزی و پلمب تعدادی از صرافی ها این روند افزایشی کمی تعدیل شد تا باز هم بازار ارز تبدیل به تیتر اول موضوعات اقتصادی کشور شود.

در همین حال سیاست های جدید بانک مرکزی ایران برای کنترل بازار ارز مبنی بر افزایش نرخ سود سپرده از طریق گواهی سپرده, انتشار اوراق مشارکت ارزی و پیش فروش سکه بهار آزادی با هدف انتقال بخشی از نقدینگی بازار ارز به خزانه بانک مرکزی اعلام شد هر چند که مشخص نیست این سیاست های بانک مرکزی چه نتایجی را در بازار ارز به دنبال خواهد داشت.

نظام ارزی که در ایران وجود دارد نوعی نظام شناور مدیریت شده است.

شناور به معنای آن است که ارز باید به طور دائمی خودش را منطبق بر متغیرهای بازار بکند و مدیریت به مفهوم آن است که نهادهای مالی و پولی بتوانند در بازار ارز مداخله کنند.

متاسفانه در نظام ارزی ایران اصل مدیریت در متن و اصل شناور بودن در حاشیه قرار گرفته است.

یکی از مشکلات اساسی در اقتصاد ایران, نرخ تورم بسیار بالا است و حتی در شرایط فعلی که اقتصاد در رکود بسر میبرد, نرخ تورم طبق اعلام دولت دوازدهم نزدیک به 11 درصد و دو رقمی است و همین نرخ از نرخ تورم های بسیار بالای جهان به شمار می آید که اگر با نرخ تورم در منطقه دلار آمریکا(USD)که در حدود 2 درصد است مقایسه شود باز اختلاف زیادی میان نرخ تورم ایران و نرخ تورم منطقه دلار آمریکا(USD)وجود دارد و با این تفاضل باید نرخ ارز بصورت دائمی تعدیل بشود.

یعنی در واقع ریال ایران(IRR)باید به تدریج و بصورت پلکانی در برابر دلار آمریکا(USD)تضعیف بشود که این اتفاق در ایران به دلیل ملاحظات سیاسی و انتخاباتی نمی افتد.

در ایران نهادهای مالی و پولی با توجه به اصل مدیریت جلوی نوسانات خیلی ملایم و طبیعی نرخ ارز را می گیرند و در نتیجه وقتی که بصورت تصنعی ریال ایران(IRR)در سطح بالایی قرار می گیرد به محض آن که یک رویداد سیاسی چه در داخل و چه در حوزه بین الملل بر ایران تاثیر میگذارد باعث می شود که فنر نرخ ارز رها شده و با سرعت بالا افزایش پیدا کند.

نوسانات ارزی پیامدهای منفی روانی بسیاری بر مردم و بنگاه های اقتصادی در ایران دارد و باعث بلاتکلیفی و ایجاد نوعی سرگردانی در بین تولیدکنندگان, صادرکنندگان, وارد کنندگان و مصرف کنندگان می شود و تنها افرادی از این بی ثباتی در اقتصاد ایران سود میبرند که در بازارهای کاذب مخرب به موازات تولید ملی سرمایه گذاری میکنند.

بانک مرکزی باید به عنوان یک راهکار مقطعی بر اجرای اصل شناور بودن نرخ ارز تاکید کند و اجازه دهد که نرخ ارز واقعی شده و بر مبنای عرضه و تقاضا تعیین شود و از تعیین نرخ مصنوعی ارز خودداری کند.

واقعیت آن است که افزایش آرام نرخ ارز تاثیرش بر اقتصاد ایران خیلی کمتر از تلاطم های شدید بر بازار ارز است.

ایران برای خروج از تله نوسانات ارز باید اتکای خود به دلارهای نفتی را به مرور کاهش داده و بر تولید ملی و افزایش صادرات غیر نفتی توجه و تاکید ویژه ای داشته باشد.

احمدرضا دلیران فیروز-عضو شورای عالی جوانان اتاق بازرگانی, صنایع, معادن و کشاورزی اصفهان