پنجشنبه 31 خرداد 1403, Thursday 20 June 2024, مصادف با 13 ذی‌الحجه 1445
از پنجره همراز به نصف جهان نگاه کنید...
کد خبر: 24053
منتشر شده در شنبه, 06 خرداد 1402 09:17
تعداد دیدگاه: 0
چشم اندازبلندمدت مواجهه با کمبودآب وخشکسالی؛

مخاطرات آب و هوایی و طبیعی در سال های اخیر هم از نظر شدت و هم از نظر دوام، سرزمین ایران را درگیر کرده است؛ به طوری که در هر فصل منتظر وقوع رخدادهای خطرساز اقلیمی و طبیعی مختص آن فصل هستیم و به نوعی با روزمرگی های ما همراه شده است.


به گزارش پایگاه خبری تحلیلی همراز به نقل از روزنامه اطلاعات، در فصل گرم پدیده ریزگردها هر ساله مساحت بیشتری از سرزمین ما را دربر می گیرد؛ ضمن اینکه خشکسالی با درجات شدید با دوام بلند مدت جای جای ایران را دچار چالش های کمبود منابع آب کرده است. در مقاطع کوتاهی هم که شاهد بارش های خارج از نرمال هستیم، سیلاب های متعدد خسارات جبران ناپذیری را وارد می کند.

به این موارد باید امواج گرما و سرما را هم اضافه کنیم که به ویژه در بحث موج های گرم در فصل سرد شاهد افزایش میانگین دما در مناطق کوهستانی ایران هستیم که در کنار کاهش میانگین بارش ها در سراسر کشور پیامدهای ناگواری نظیر خشک شدن دریاچه ها، رودخانه ها و کاهش چشمگیر آب سدها در بیشتر مناطق کشور را به همراه دارد.

در ماه های اخیر هم همواره اخبار ناخوشایندی از شدت کاهش منابع آبی در بیشتر ذخایر آب های سطحی و زیرزمینی کشور به گوش رسیده است. مجموع رخدادهای اغلب چالش برانگیز و مخاطره آمیز در کشور این سئوال را در اذهان ایجاد می کند که سازمان ها و نهاد های مسئول چه اقداماتی برای پیشگیری و کاهش اثرات تخریبی پیامدهای اقلیمی و طبیعی لحاظ کرده اند و چشم انداز بلند مدت کشور در مواجهه با پدیده هایی نظیر خشکسالی و کمبود آب و اثرات آن چیست؟ آیا در آینده سرزمین ما خشک تر می شود یا خیر؟

دکتر احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم شناسی و مدیریت خشکسالی سازمان هواشناسی کشور با اشاره به وظایف و نوع فعالیت این سازمان اظهار داشت: رصد و پایش کمیت های اصلی اقلیمی ایران شامل دما و بارش از ایستگاه های مختلف سراسر کشور از مهمترین وظایف مرکز ملی اقلیم شناسی است.

داده های بالغ بر ۳۰۰۰ ایستگاه هر روز رصد و پالایش می شود و از این طریق اطلاعات مختلفی نظیر ناهنجاری های آب و هوایی مانند بارش و دما در هر شهرستان و استان و حتی حوضه های آبی درجه ۱ و ۲ جداسازی و به صورت بولتن های روزانه منتشر می شود.

از این اطلاعات شاخص های متعددی نظیر خشکسالی در دوره های مختلف استخراج می شود که از طریق آن سطح گستردگی و شدت بی هنجاری های بارش مشخص خواهد شد و همچنین شناسایی مناطقی که درگیر خشکسالی با درجات مختلف از نظر شدت و دوام هستند، برای ما ممکن می شود.

افزایش جمعیت و وابستگی بیشتر به آب
وی در پاسخ به این سئوال که چرا امروز در ایران باورود به هر فصل شاهد وقوع بحران های اقلیمی نظیر توفان های ریزگرد، سیلاب به عنوان یک پدیده اقلیمی غیر مستقیم، خشکسالی، امواج گرما و … هستیم، گفت: کشور ما به دلیل افزایش جمعیت در سال های اخیر وابستگی بیشتری به منابع آب و کشاورزی پیدا کرده است. تقریبا ۳۰ درصد اقتصاد ایران وابسته به محصولات و تولیدات کشاورزی است و ۱۵ تا ۲۰ درصد جمعیت کشور در بخش کشاورزی شاغل هستند.

از طرفی سیاستگذاری های کشور و مجموع اختلافات بین المللی و تحریم ها، مراودات بازرگانی ما را در بخش کشاورزی درگیر کرده است. در شرایط تحریمی ،امنیت غذایی جزو اولویت های اصلی کشور است. به دلیل کاهش وابستگی به خارج در زمینه تولید مواد غذایی و همچنین افزایش تقاضا برای آب در موضوعات کشاورزی، صنعت، جمعیت و آب شرب ، وابستگی به آب و مصرف آن هم روند افزایشی چشمگیری داشته است.

ضمن این که در۵۰ سال گذشته هم با توجه به آمار، بارش های میانگین سالانه ایران کاهش پیدا کرده است و بیشترین مقدار کاهش بارش در ایران مربوط به فصل زمستان است. به طور مثال اگر میانگین بارش سالانه در هرسال به طور متوسط ۹ر۰ میلیمتر کم شده باشد، ۷ر. میلیمتر آن مربوط به فصل زمستان است. به ویژه بارش به صورت جامد در مناطق کوهستانی که وابستگی و حساسیت بالایی به آن داریم، کاهش قابل ملاحظه ای داشت است. با توجه به ماهیت کوهستانی ایران و همچنین کاهش بارش ها از نوع برف در فصل سرد ، آورده رودخانه ها و ذخیره سدها هم روند کاهشی پیدا کرده ؛ در نتیجه دسترسی به منابع آب بسیار محدود شده است.

با افزایش جمعیت و رشد تقاضا و برآورده نشدن نیازهای آبی از طریق منابع آب سطحی، ناگزیر به سراغ منابع آب زیرزمینی رفته ایم. به دلیل برداشت های بی رویه طی دهه های اخیر از منابع آب زیرزمینی بسیاری ازدشت های کشور تبدیل به دشت های ممنوعه شده است.

سرزمین ایران تشنه تر شده است
همچنین میانگین دما طی ۵۰ سال گذشته با افزایش قابل ملاحظه ای روبرو بوده است تا جایی که اگر روند متوسط افزایش دما از عصر صنعتی شدن تا به امروز در کره زمین یک درجه سانتیگراد باشد، در کشور ما این افزایش دما در یک بازه ۵۰ ساله ۲ درجه سانتیگراد بوده است که این روند افزایشی در فصل زمستان بیشتر رخ داده و دمای زمستانه ما با افزایش بیشتری نسبت به میانگین های تابستانه مواجه بوده است.

برآیند این اتفاق ،منجر به دسترسی کمتر به آب درکشور می شود و به عباراتی سرزمین ایران تشنه تر شده است. اینکه در همه فصول شاهد رخدادهای مخاطره آمیز اقلیمی نظیر خشکسالی های طولانی مدت هستیم به این دلیل است که با این رشد تقاضا برای آب و کمتر شدن دسترسی به آب و افزایش دما در مقیاس جهانی به ویژه در منطقه خاورمیانه تنش آبی ما افزایش پیدا کرده و به نوعی شکنندگی وضعیت سریع تر شده است و با چالش های بزرگتر و فراگیرتر در سطح سرزمین در بخش های مختلف روبرو هستیم.

این موارد باعث بروز پدیده رهایی سرزمین و مهاجرت هموطنان از مناطقی نظیر استان سیستان و بلوچستان، خوزستان، کرمان، بخش هایی از اصفهان و قم و … به دلیل اثرات شدیدتر و مخرب تر پدیده های آب و هوایی نظیر خشکسالی و رخداد گرد و غبار در این مناطق به نواحی شمالی کشور شده است.

رئیس مرکز ملی اقلیم شناسی ادامه داد: هر منطقه ای یک پتانسیل اقلیمی دارد. براساس ظرفیت های آب و هوایی آن منطقه ،مقدار مشخصی از بارگذاری در موضوعات مختلف نظیر صنعت، کشاورزی، جمعیت و … می توان انجام داد. اگر این بارگذاری بیش از توان اکولوژیکی آن منطقه باشد قطعا شاهد تخریب زیست محیطی و منابع آبی و سرزمینی در آنجا خواهیم بود.

پدیده مهاجرت به این طریق بدون شک مقصد را هم در آینده دچار تنش خواهد کرد؛کمااین که در شمال کشور این اتفاق رخ داده است؛به این ترتیب که آب های زیرزمینی و حتی خاک شمال کشور به دلیل افزایش جمعیت و نیاز غذایی و کاشت چند نوبتی برنج و محصولات دیگر و استفاده بی رویه از کودهای شیمیایی برای تسریع بازده محصولات کشاورزی به شدت آلوده شده است.

افزایش تعداد سال های خشک
رئیس مرکز ملی اقلیم شناسی درباره نوع و شدت خشکسالی در سال های اخیر در ایران اظهار داشت: اگر بارش در کشور برای یک ماه روند کاهشی داشته باشد، از دید ما خشکسالی هواشناسی رخ داده است.

اگر روند کاهش ۳ ماه طول بکشد و از نظر دیمی برروی تولیدمحصولات کشاورزی اثر منفی بگذارد وارد خشکسالی کشاورزی شده ایم و در ادامه اگر این روند کاهشی ۶ ماه و بیشتر طول بکشد بر چرخه های آبی ما اثر می گذارد و آب رودخانه ها و دریاچه ها کاهش پیدا می کند و عملا سرزمین با درجات مختلف خشکسالی هیدرولوژیک مواجه می شود.

وی ادامه داد:طبق آمار از اوایل دهه ۷۰ تا امروز تعداد سال های خشک در ایران به مراتب بیشتر از سال های نرمال و تر بوده است. در سال های قبل از دهه ۷۰ تعداد سال های خشک و تر در ایران با هم برابری می کرد. به طور مثال در سال ۹۷ و ۹۸ بارش های بیش از نرمال در کشور رخ داد که گذشته از خسارت های متعدد، قابل توجه بود و حتی سال بعد از آن هم بارش های خوبی داشتیم اما قبل از آن در ۱۱ سال گذشته منتهی به سال ۹۷، مدام در شرایط خشکسالی بودیم.

همچنین در سال ۱۴۰۰-۹۹ و ۱۴۰۱-۱۴۰۰ خشکسالی بسیار شدیدی در کشور رخ داده است. امسال هم تا به امروز به ویژه در نیمه شمالی کشور و همچنین البرز جنوبی خشکسالی تنش زا و بسیار شدیدی به وقوع پیوسته که بالای ۲۰ درصد از آب سال در این مناطق دریافت نشده است. به این معنی که اگر بعد از این هم بارندگی های بهتر از نرمال داشته باشیم که بعید است، باز هم دچار تنش آبی هستیم و از میانگین های نرمال ۲۰ درصد عقبیم.

در تهران ۲۳ درصد مقدار آب سالانه دریافت نشده است و مطمئنا با توجه به تقاضای زیاد برای آب شرب، تامین آب پایتخت در اولویت اول است و نمی توان روش های تامین آب و گذر از بحران را که به طور مثال در همدان به کار برده ایم برای تامین آب تهران اتخاذ کنیم.

خشکسالی بی سابقه ایران در سال جاری
دکتر وظیفه در ادامه مهمترین دلیل خشکسالی ها در جهان و ایران را تغییرات اقلیمی و گرمایش جهانی زمین بیان کرد و افزود: همین ۱ تا ۱٫۵ درجه متوسط افزایش دمایی که دنیا نسبت به عصر صنعتی شدن تجربه کرده ، الگوهای آب و هوایی را به گونه ای تغییر داده که میزان بارش در مناطق کم بارش جنب حاره نظیر کشور ما کمتر و کمتر شده است. داده های مشاهداتی و دیده بانی ما کاملا این روند کاهشی را برای همه کشور تصدیق می کند.

در بعضی موارد شدت خشکسالی بسیار بی سابقه است. خشکسالی که در سال ۱۴۰۱-۱۴۰۰ داشتیم از جمله کم سابقه ترین سال های خشک بوده است که نمونه آن را در سال ۸۷ داشتیم و ۹۰ درصد مساحت کشور در خشکسالی متوسط تا بسیار شدید و استثنایی قرار گرفته بود. با شدت گرفتن و دوام این پدیده مخرب اقلیمی شاهد رخداد سایر پدیده های آب و هوایی نظیر توفان های گرد و غباری در مناطق مختلف کشور هستیم. در سال های خشک، رودخانه های کشور طغیان نمی کند و نیزارها در بستر دریاچه ها رشد نمی کنند، خاک لخت بستر دریاچه ها در معرض فرسایش بادی قرار می گیرد و کانون وقوع ریزگرد می شوند.

همچنین تخریب های ناشی از وقوع گرد و غبار تنش ها و مشکلات دیگری را برای کشور ایجاد کرده است. از جمله تخریب و فرسایش خاک و محصولات کشاورزی، تخریب تولیدات زنبورداری و از همه مهمتربه خطرافتادن بهداشت و سلامت عمومی جامعه با تشدید بیماری های تنفسی و عفونی. در موارد دیگر شاهد تخریب محیط طبیعی به طور مثال با بسته شدن روزنه های تنفسی گیاهان و درختان خواهیم بود.

در این بین اقدامات کشورهای همسایه نظیر سدسازی در افغانستان و ترکیه که از نظر موقعیتی در فلات قرار دارند، بخش وسعیی از کشور ما را تحت تاثیر قرا رداده است. برای مثال با آبگیری سدهای ترکیه در بالادست، رودهای دجله و فرات هرگز طغیان نخواهند کرد که باعث می شود دشت ها و دریاچه هایی که در پایین دست قرار دارند، آبگیری نشوند و این اقدام در نهایت منجر به خشک شدن تالاب های منطقه پایین دست در کشور ما می شود.

همین اقدام را هم ما در داخل کشور انجام می دهیم، سد هایی که در حوزه دریاچه ارومیه و جنوب غرب کشور زده ایم به علاوه عوامل دیگر دلیل اصلی خشک شدن رودخانه ها و دریاچه هایی نظیر دریاچه دائمی ارومیه شده است. بنابراین برای وقوع خشکسالی یک عامل تغییرات اقلیمی است اما عامل دیگر دخالت های انسانی است که اثرات خشکسالی و دوام آن را شدید تر و بیشتر می کند.

چشم انداز اقلیم و منابع آب ایران
دکتر وظیفه در ادامه درباره چشم انداز پیش رو در موضوع آب و هوای ایران و به تبع آن منابع طبیعی و آب وهمچنین ادامه روند خشکسالی ها در کشور گفت: چشم انداز آینده سرزمین ما افزایش روند خشکسالی ها و فراگیری آن در سرزمین ماست؛ چرا که عواملی که باعث ایجاد خشکسالی و تشدید آن شده است با روندی تخریبی ادامه دارد.
عملکرد و واکنش مسئولان
رئیس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی در پاسخ به این سوال که عملکرد و واکنش مسئولان و دستگاه های اجرایی نسبت به هشدارها و پیش بینی هایی که توسط این سازمان منتشر می شود و در اختیارشان قرار می گیرد برای اقدامات پیشگیرانه، کاهش آسیب و مقابله چگونه است و آیا جدی گرفته می شود، گفت: در داده های هایی که ما تولید می کنیم یک سری تغییرات بلندمدت هم داریم که با توجه به روندهای گذشته چشم انداز مناسبی را در اختیار می گذارد.

این اطلاعات توسط همه مراکز مربوطه و حساس از سازمان هواشناسی اخذ می شود. به عنوان کارشناس می توانم بگویم این داده ها و اطلاعات در بازه زمانی کوتاه مدت مورد توجه قرار می گیرد. به طور مثال پلیس راه با توجه به داده های ما اقدامات پیشگیرانه جاده ای در مواجهه با برف و … انجام می دهد. یا شرکت گاز با استفاده داده های ما مثلا کاهش دما برای یک بازه خاص اقدامات مدیریتی خود را انجام می دهد که تبعات منفی سیستم های جوی مخرب از این طریق به حداقل می رسد؛ اما در افق بلند مدت کاملا به این مسائل بی توجهی می شود.

و ی با اشاره به محدود بودن منابع آبی کشور اضافه کرد: برای مثال منابع آب تهران بسیار محدود است. بیش از ۳۰ درصد آب تامینی تهران از لایه های زیرزمینی در دشت های تهران برداشت می شود که با کاهش بارش های اخیر منابع آبی زیرزمینی دشت ها تجدید نمی شود.

از طرفی، آبی که از بالادست حاصل می شود غالبا در پشت سد جمع آوری می شود تا به مصرف شرب، کشاورزی و صنعت برسد و عملا رهاسازی رخ نمی دهد تا برداشت های بی رویه پایین دست در دشت ها جبران شود و این خود پدیده مخرب فرونشست دشت ها را به دنبال دارد.در همدان، اصفهان، یزد، کرمان و… هم شاهد این پدیده تهدیدآمیز هستیم. اما با وجود این خطرات و اثرات کم آبی شاهد بارگذاری جمعیت و توسعه بی رویه شهرها در این مناطق هستیم و این جمعیت جدید نیازهای حداقلی به آب و انرژی و … دارند.

دکتروظیف با بیان این که در افق بلندمدت قرار بود در سواحل مکران کارخانه تاسیس شود و روند مهاجرت به شهرها با ایجاد اشتغال کاهش یابدافزود:اما این اتفاق هرگز رخ نداده است. رغبتی برای مهاجرت از سوی مردم به این نواحی به دلیل نبود امکانات زندگی وجود ندارد.

پروژه های انتقال آب از سایر حوضه ها به فلات مرکزی توجیه علمی ندارد
وی همچنین در پاسخ به این پرسش که مسئولان اجرایی در اجرای طرح های انتقال آب ازجنوب و شمال به مناطق مرکزی ایران می گویند که کارشناسی علمی و اقتصادی صورت گرفته است و طرح را کاملا توجیه پذیر می دانند، افزود: آن چیزی که مسلم است اگر بخردانه با این طرح ها و موضوعات برخورد نشود مانند توسعه صنایع آب بر در ایران مرکزی، تنش های جدی بین استانها اتفاق می افتد؛ کمااینکه اکنون این تنش ها بین استان های اصفهان، چهارمحال و بختیاری و یزد اتفاق افتاده است.البته در گذشته این مسائل بازخورد اجتماعی زیادی نداشت، اما امروز شاهد بازخوردهای قوی اجتماعی هستیم.

به هرحال طرح های این چنینی علاوه بر تنش های اجتماعی اثرات ناپایدار و غیر قابل جبران محیط زیستی را به دنبال دارد.

این کارشناس با بیان این که در هر حوضه ای که به طور طبیعی شکل گرفته و آب در آن جاری است اگر برداشت و انتقال غیر اصولی انجام شود بدون شک هم در حوضه مبدا و هم مقصد ناپایداری ایجاد می شود گفت: پروژه انتقال آب به یزد آلارم مثبتی است برای کسانی که به دنبال خرید و فروش زمین و فعال در این بخش هستند که زمین ها ارزش اقتصادی پیدا می کند و در اندیشه توسعه شهری اقدام به سرازیر کردن جمعیت به این مناطق می کنند که بازهم تنش های زیست محیطی، آبی و اجتماعی در آینده متوجه آن خواهد شد. مگر خط انتقال آب قبلی که از اصفهان به یزد بود، مشکلات آب این مناطق را حل کرد؟ خیر! مشکلات بیشتر شده است، چون تقاضا برای آب با افزایش جمعیت در این مناطق فزونی پیدا کرده است.

دکتروظیفه افزود:پروژه های انتقال آب از سایر حوضه ها به فلات مرکزی به هیچ عنوان توجیه علمی ندارد و منجر به اثرات زیست محیطی و اجتماعی مخرب در آینده می شود.

به جای انتقال آب بهترین راهکار در این زمینه انتقال صنایع به سواحل جنوبی است که در ادامه جمعیت هم به دنبال آن به این مناطق مهاجرت می کنند. به این قضایا باید علمی نگاه کرد. باید افق درازمدت را متصور بود. اگر در این مسائل کوته نگری شود و افراد صاحب علم و دانش در این زمینه به کار گرفته نشوند چیزی جز تخریب و معضلات بیشتر محیطی و اجتماعی در انتظار نخواهد بود.

دکتر وظیفه همچنین در توضیح اینکه با توجه به نظرات کارشناسان علمی، اساتید و مرکز ملی اقلیم شناسی و مخالفت با طرح انتقال آب به مرکز ایران، چرا همچنان این طرح به فاز اجرایی رسیده است، گفت: واقعیت امر این است که مخالفت ما چه در مجلس و چه در بخش های اجرایی دولت، جدی گرفته نمی شود.

پروژه هایی نظیر انتقال آب با توجه به مشکلات سرزمینی و زیست محیطی امروزی بسیار هزینه بر است و باید بررسی بلند مدت شود که آیا تولیدات صنعتی و کشاورزی که قرار است به وسیله این انتقال آب صورت بگیرد توجیه اقتصادی دارد یا خیر؟ این سئوالی است که قبل از اجرای هر پروژه باید بتوانیم به آن پاسخ منطقی و علمی بدهیم.

وی درباره سدسازی های اخیر توضیح داد: در موضوع سدسازی ها در داخل هم این کار فی النفسه بد نیست کمااینکه بخش زیادی از انرژی برقی مورد نیاز کشور و حتی در دنیا از طریق برق آبی تامین می شود؛ اما اگر به طور کلی بدون مطالعه هرجا اقدام به احداث سد کنیم و تقاضا ایجاد شود به طوری که مناطق پایین دست حوضه آبخیز را دچار ناپایداری کنیم ،خردمندانه نیست.

رفتار باید به گونه ای باشد که کمترین آسیب را متوجه محیط کنیم. نمونه بارز این اقدامات غیر اصولی در سدسازی ها در خشک شدن دریاچه ارومیه و تالاب گاوخونی به وضوح قابل مشاهده است که تبدیل به کانون های گرد و غبار داخلی شده اند و مساحت زیادی از کشور تحت تاثیر قرار گرفته است.

چالش های امروز نتیجه بی توجی های گذشته
دکتر وظیفه تصریح کرد: چالش هایی که امروز در موضوع مسائل آب با آن مواجه هستیم تماما به خاطر بی توجهی هایی است که در گذشته صورت گرفته و امروز گریبان سرزمینمان را گرفته است و به آن دچار هستیم. برداشت های فراگیر، عمیق و بی رویه آب از منابع زیرزمینی در دهه های گذشته امروز چالش جدی برای مناطق مختلف کشور ایجاد کرده است تاجایی که شاهدیم شهر همدان با قدمت چند هزار ساله و جمعیت زیاد با تانکر آبرسانی شده است و ما اکنون وارد سومین سال خشکسالی شدید در کشور شده ایم و ادامه این روند در سایر نقاط کشور هم رخ خواهد داد و بحران های اجتماعی و زیست محیطی متعددی را به دنبال خواهد داشت.

به عنوان مثال همه رودخانه های بزرگی که آب پایتخت را تامین می کنند از صدها سرشاخه و چشمه کوچک سرمنشا می گیرند اما اقدامات سودجویانه و ساخت و سازهای غیر مجاز در بالادست سرمنشاها را از همان ابتدای چشمه کور می کنند و اجازه تامین آب رودخانه های بزرگتر که تامین کننده آب شهر هستند را نمی دهند.

این تنش در فصل گرم بسیار جدی می شودو با توجه به نیاز بیشتر به آب در فصل گرم و توان تبخیر ۱۰ برابری در کشور نسبت به میزان بارش ها (توان تبخیر ۲ تا ۳ هزار میلیمتر و بارش تقریبا ۲۱۰ میلیمتر در کشور) در حوضه های متعدد با برداشت  های بی رویه و غیر مجاز آب آن هم بعضا برای باغ های شخصی، تنش آبی جدی را شاهد خواهیم بود و به این شکل عدالت اجتماعی در توزیع آب هم زیر سئوال می رود و قربانی می شود.

این اقدامات غیر مجاز و غیر قانونی به شکل های مختلف در اقصی نقاط ایران در حال وقوع است. در شمال کشور افزایش وقوع سیل های ویرانگر با روند تخریب جنگل ها همبستگی مثبت دارد.مجموع این عوامل در بلند مدت بلایا و خساراتی جبران ناپذیر را متوجه سرزمین خواهد کرد.

ایران ششمین کشور در تولید گازهای گلخانه ای
رئیس مرکز ملی تغییر اقلیم سازمان هواشناسی درباره اقدامات ایران در زمینه کاهش انتشار گازهای گلخانه ای هم گفت:
ما ششمین کشور در تولید و انتشار گازهای گلخانه ای هستیم. ۴ برابر فرانسه در روز بنزین مصرف می کنیم و بیش از ۲ برابر ترکیه مصرف انرژی داریم و از طرفی تولیدات صنعتی ما از کشورهای مذکور بسیار پایین تر است.

این وضع قطعا در آینده پایدار نمی ماند و نیاز به بازنگری جدی دارد تا در طی چند سال پله پله میزان انتشار گازهای گلخانه ای و وابستگی به منابع سوخت فسیلی کاهش یابد. همچنان که بعد از کنفرانس اقلیمی پاریس اتحادیه اروپا برنامه ریزی کرده است تا سال ۲۰۳۰ ۴۵ درصد انرژی مورد نیاز خود را از منابع پاک تامین کند.
اکنون کشوری مثل دانمارک ۶۴ درصد انرژی برق خود را از طریق منابع پاک تامین می کند ولی ما هنوز هیچ برنامه ریزی برای کاهش مصرف سوختهای فسیلی نداریم. در دولت قبلی با عضویت در هیات بین دول تغییر اقلیم تعهد دادیم که به میزان ۴ درصد از انتشار گازهای گلخانه ای را با کاهش مصرف سوخت های فسیلی کاهش دهیم و در صورت رفع تحریم ها به این میزان کاهش، ۴ درصد دیگر اضافه کنیم. متاسفانه ۴ درصد اول در مجلس تصویب نشد و ۴ درصد بقیه هم با تداوم تحریم ها عملی نشد و امروز به عنوان کشوری که به تعهداتمان عمل نکردیم زیر سئوال هستیم.

ضمن این که در آینده برنامه های دنیا در این زمینه سختگیرانه تر خواهد شد؛ لذا جا دارد که دولت برنامه ریزی کند که هرسال بخشی از تامین انرژی از طریق منابع پاک نظیر منابع خورشیدی و باد و … انجام شود و ناگزیر هستیم که به این سمت برویم.

وی بابیان این که تغییرات اقلیمی عامل اصلی خشکسالی ها، تنش های آبی و غذایی، آتش سوزی ها،توسعه بیابان ها و مهاجرت های گسترده و … است گفت: برای مثال اروپایی ها برنامه ریزی و سال ۲۰۵۰ را به عنوان سال کربن صفر اعلام کرده اند و چین سال ۲۰۷۰ را برای کربن صفر در نظر گرفته است. وقتی این کشورها وارد عرصه عدم تولید گازهای گلخانه ای شوند، سیاست های جهانی هم در زمینه آزدسازی گازهای گلخانه ای سختگیرانه تر خواهد شد، تا جایی که شهرهای جدید در حال احداث در کشورهای توسعه یافته از زیرساخت های استفاده از انرژی های پاک بهره خواهند برد.

دکتر حسین عساکره،استاد دانشگاه اقلیم شناسی دانشگاه زنجان هم در ارتباط با مخاطرات اقلیمی سرزمین ایران به تفکیک فصول گفت:طی مدت طولانی، فعالیت‌ها و فرایندهای زیستی و غیر زیستی چه طبیعی باشند و چه مربوط به جوامع انسانی ، خود را با شرایط معمول فصلی سازگار کرده‌اند.

اگر رویدادی غیر معمول در یک فصل رخ دهد، می‌تواند یک مخاطره تلقی شود. برای مثال یک سرمای غیر معمول در فصل تابستان؛ یا یک گرمای غیر معمول در فصل زمستان می‌تواند یک مخاطره تلقی شود.

همین ویژگی‌ها را می‌توان به شدت، مدت و زمان بارش و همه عناصر آب و هوایی تعمیم داد؛ بنابراین سرما، گرما، بارش سیلابی، خشکسالی و … (به‌ویژه وقتی به‌طور ناگهانی ظهور و بروز یابند و با تداوم‌های بالا پدیدار شوند) برای فصول مختلف و مخالف می‌تواند توأم با مخاطره باشد.
فراوانی و شدت وقوع مخاطرات اقلیمی در ایران
وی درباره بیشترین تاثیر پذیری ایران در ارتباط با فراوانی وقوع مخاطرات آب وهوایی و شدت اثرات آن اشاره کرد: اگر نواحی جغرافیایی ایران را براساس شکل ظاهری زمین طبقه‌بندی کنیم، این نواحی می‌توانند انعکاسی از نوع مخاطرات اقلیمی باشند. برای مثال نواحی کوهستانی از اثرات رویدادهایی نظیر سرمای شدید و یخبندان، کولاک، تگرگ ، برف شدید و … بیشتر متأثر می‌شوند.

درحالی‌که نواحی هموار متناسب با موقعیت جغرافیایی از رویدادهای متناقضی نظیر موج گرما – موج سرما، خشکسالی – بارش‌های سیلابی، گرمباد – سوزباد و … متأثر می‌شوند. با این وجود مرزبندی جغرافیایی این رویدادهای آب وهوایی دقیق نیست؛ زیرا همان‌گونه که این مخاطرات در زمان‌های مختلف به‌طور ناگهانی به منصه ظهور می‌رسند، رخداد آنها در مکان‌های مختلف هم محتمل است. مثالی ملموس از این ویژگی را می‌توان در افزایش ریزگردها و گردوغبار طی چندسال اخیر مشاهده کرد. در گذشته نه چندان دور این پدیده در نواحی جغرافیایی خاصی (برای مثال جنوب‌شرقی کشور) رایج و معمول بود، اما طی چند سال اخیر عرصه فعالیت ریزگردها از غرب، جنوب‌غرب به تقریباً سراسر سرزمین ایران گسترش یافته است.

همه مساحت کشور در معرض مخاطرات آب و هوایی
وی همچنین در پاسخ به این سئوال که کدام نواحی ایران بیشترین فشار و اثرات مخرب را از پدیدهای اقلیمی و طبیعی متحمل می شود، افزود:به‌دلیل فراگیر بودن تغییرات محیطی (به‌ویژه تغییر کاربری اراضی و ترکیبات جوی) تقریباً همه نواحی کشور در معرض تغییرات قابل توجه هستند؛ امّا آستانۀ ظهور پیامدهای این تغییرات در نواحی مختلف متفاوت است.
برای مثال نواحی خشک ایران مرکزی شکننده‌تر هستند. از این رو هر گونه تغییری ، چه منفی (نظیر افزایش شدت، مدت و دوام خشکسالی یا خشکی) و چه مثبت (نظیر انتقال آب میان حوضه‌ای) می‌تواند اثرات ناخواسته و بعضاً ناشناخته ژرف و شگرفی بر این نواحی تحمیل کند. دیگر این‌که در برخی نواحی تغییرات محیطی برای مردم قابل تحمل‌تر است. در این نواحی تغییرات اثرات ناگهانی ندارند، بلکه نمودهای تدریجی را نشان می‌دهند.

برای مثال کاهش بارندگی در سواحل شمالی ایران، اگرچه ممکن است که تغییراتی بر فعالیت‌های کشاورزی تحمیل کند، اما مثلاً با تغییر الگوی کشت می‌توان این تغییرات را تحمل کرد.
استاد اقلیم شناسی دانشگاه زنجان در ارتباط با علل اصلی تغییرات آب و هوایی و وقوع پدیدهای مخاطره آمیز اقلیمی توضیح داد: تغییرات و مخاطرات آب و هوایی تابع مرزهای سیاسی نیستند بنابراین تغییرات و مخاطرات اقلیمی در ایران را نمی‌توان صرفاً حاصل فعالیت در درون مرزهای کشور دانست؛اما بسیار آشکار است که هر ناحیه می‌تواند نقش قابل توجهی در دستگاه پیچیدۀ آب وهوا ایفا کند.

برخی فعالیت‌ها در مرزهای سیاسی ایران به‌لحاظ نظری می‌توانند نقش قابل توجهی در ایجاد اختلال بر بیلان تابش ایجاد کند، نظیردستکاری سطوح از طریق سدسازی، جنگل زدایی، بیابان زایی و… به‌طور کلی اختلالات مزبور را می‌توان به دو دسته تغییرات عمدی و ناخواسته تقسیم کرد: تغییرات عمدی شامل فعالیت‌هایی است که بر اثر افزایش کمّی و کیفی فعالیت‌های انسانی حادث می‌شود.

مثلاً‌ در رابطه با فعالیت‌های کشاورزی افزایش سطح زیرکشت در برخی نواحی با مسائلی نظیر انقراض و نابودی برخی گونه‌های طبیعی (به‌ویژه گونه‌های گیاهی)و جایگزینی آنها با گونه‌های اقتصادی‌تر، بیابان‌زدایی و بیابان‌زایی، فرسایش خاک، افزایش تولید متان، آلودگی آبها و… روبرو هستیم. توسعه کمی و کیفی دامپروری این ناهنجاری‌ها را دو چندان ساخته است.
برخی تغییرات بی‌آنکه برای جوامع انسانی خوشایند باشد، پیامدی ناگزیر از فعالیت‌های انسانی به‌شمار می‌آیند. این تغییرات را تغییرات ناخواسته می گویند. مثالی ازاین گونه تغییرات، تخریب لایه ازون است؛ بنابراین، با وجودی که بسیاری فعالیت‌های انسانی تغییرزا، درمقیاس محلی رخ می‌دهند، امّا بعضاً تاثیر جهانی برجا می‌گذارند. عمده‌ترین این فعالیت‌ها در ارتباط با تولید و مصرف سوخت‌های فسیلی (صنایع، تولید برق، حمل و نقل و مصارف خانگی)، جنگلداری و کشاورزی (دامداری، برنج کاری، کود دهی، تغییر پوشش زمین و تولید چوب) تا تولید پسماندها (دفن و سوزاندن زباله ها) و تخریب لایه ازن است.

افزایش طول فصل خشک
دکتر عساکره تاکید کرد: یکی از رویدادهایی که کشور با آن مواجه است، روند تغییرات طول فصل و دوره‌های خشک است. در پهنه‌ای حدود ۲ر۷۷ درصد از کشور (به‌ویژه در کانون‌ها و سرچشمه‌های رودخانه‌ای کشور) طول فصل خشک افزایش یافته است. این افزایش به‌طور متوسط تا هفت روز درسال بوده است؛ بنابراین علاوه بر طول فصل بارش، مقدار بارش هم کاهش یافته است. میزان کاهش بارش سالانه ۱ تا ۲ میلی‌متر برآورد شده است.

تغییرات طول فصل خشک را می¬توان به عوامل متعددی از جمله گرمایش جهانی حاصل از افزایش گازهای گلخانه‌ای، تخریب لایه ازون و برخی فعالیت‌های انسانی نسبت داد.

این افزایش در طول فصل خشک به همراه افزایش دما و به تبع آن افزایش فرایند تبخیر از پهنه‌های آبی و تبخیر و تعرق از پوشش گیاهی می‌تواند نیاز آبی را برای جوامع طبیعی و انسانی افزایش دهد از این‌رو منابع تامین آب ایران کم و دورۀ تامین آب کوتاه شده است.
وی بابیان این که عدم مدیریت صحیح منابع آب کشور، عدم ابداع در تولید و تأمین آب براساس روش‌ها وفناوری‌های نوین و … از عواملی است که تأمین آب را برای آیندگان (نه خیلی دور) دشوار و به‌تدریج غیرممکن خواهد کردگفت: به طور کلی تامین، حفاظت و تداوم منابع آب از عوامل مهم در این زمینه است. این ویژگی‌ها به‌همراه مدیریت سنتی تولید، توزیع و مصرف آب (که ظاهراً قصد تغییر آن را نداریم) می‌تواند سرعت تشدید بحران آب را افزایش دهد؛از این‌رو به‌نظر می‌رسد که آینده آب کشور و مدیریت آن نه‌ فقط برای آیندۀ دور، بلکه برای آینده‌ای نه‌چندان دور هم رضایت بخش نباشد.

چالش ارتباط مسئولان با دانشگاه
استاد اقلیم شناسی و عضو هیات علمی دانشگاه زنجان درباره اینکه آیا دولتمردان برای پیشگیری و مقابله با اثرات تغییرات آب و هوایی با اساتید دانشگاه ارتباط برقرار کرده اند و از آنان راهکار خواسته اند، توضیح داد: یکی از معضلات بسیار مهم در ارتباط با مدیریت محیطی عدم ارتباط بین مراکز دانشگاهی و مراکز اجرایی کشور است. این گسستگی به‌ویژه در ارتباط با رویدادهای خزنده‌ای نظیر تغییرات آب‌وهوایی به‌طور آشکار دیده می‌شود.

مراکز دانشگاهی به‌عنوان مرجعی مقبول (وغالباً منحصر به فرد) در مطالعه، شناسایی، الگوسازی، پیش‌بینی و مدیریت و برنامه‌ریزی محیطی در جهان شناخته شده‌اند؛ امّا متاسفانه در کشور ما این پتانسیل غیرقابل انکار و بی بدیل مغفول مانده است. تنها ارتباطی که مراجع اجرائی با دانشگاه‌ها داشته‌اند در شرایط بحرانی و به‌شکل موقت یا در قالب طرح‌های پژوهشی و اجرائی است که در یک مدت محدود و پس از انجام طرح، گسسته می‌شود. این وضع براین نکته دلالت دارد که مسائل محیطی به مثابه پدیده‌ای در نظر گرفته می‌شود که در قالب یک فرایند اداری مورد توجه قرار می‌گیرد. در حالی که رویدادهای محیطی رویدادهایی پیوسته هستند که نیاز به بررسی همیشگی دارند؛بنابراین به‌نظر بنده، به‌کارگیری دانشگاه‌ها به‌عنوان بازوی مشورتی ثابت و مسئول در این زمینه امری ضروری و البته مغفول است.

خشکسالی و افزایش مهاجرت ها
دکتر عساکره درباه موضوع مهاجرت به سایر استان ها به علت فراگیری خشکسالی در استان های کم آب و پرتنش و اثرات آن بر منابع آب و طبیعی استان های مهاجرپذیر گفت:پدیدۀ مهاجرت سرعت تخریب محیطی را هم برای مبداء و هم برای مقصد مهاجرت تسریع می‌کند.

توجه کنید که در هر محیط، انسان (با اندیشه و تکنولوژی خود) به‌عنوان یک سیستم در محیط مستقر است. حذف ناگهانی انسان از یک محیط، موجبات ایجاد شوک بر محیط را فراهم می‌آورد. اضافه کردن این سیستم به محیطی دیگر، فشارهای شدید را برآن محیط می‌افزاید.

در واقع، توزیع جوامع بشری که در زمانی براساس ظرفیت‌های محیطی انجام شده بود، بی‌توجه به ظرفیت‌های محیطی تغییر شکل می‌دهد. تأثیر این بی‌قوارگی در توزیع جمعیت در شکل‌گیری و تسریع بی‌قوارگی محیط انکار ناپذیر است. البته پیامدهای این امر در جنبه‌های اقتصادی، سیاسی و حتی فرهنگی کاملاً قابل پیش‌بینی است.

راهکار عبور از بحران
وی راهکار های عبور از این شرایط سخت به ویژه مقابله با خشکسالی را این گونه بیان کرد: اول این‌که منابع تامین آب ایران کم و دورۀ تامین آب کوتاه شده است. به‌طور کلی تامین، حفاظت و تداوم منابع آب از عوامل مهم در این زمینه است. بنابراین مدیریت منابع آب شامل مدیریت «تولید»، «توزیع» و «مصرف» آب ‌باید در معرض توجه قرار گیرد. در این مجرا پیشنهادهای زیر مورد توجه است:

– در مدیریت تولید، زمامداران آب کشور علاوه بر شناخت کامل منابع آبی کشور ناگزیر به یافتن منابع آبی و تولید مصنوعی آب هستند. این مهم تنها زمانی قابل حصول است که بخش مدیریت و حاکمیت آب از شکل اداری (آغاز و پایان ساعت کار و اجرای بخشنامه و …) خارج شود و به سمت «عملی‌تری» از مسئولیت گام بردارد؛ بنابراین دستیابی به اهداف این بخش فقط با مشارکت پژوهشگران و مراکز دانشگاهی- پژوهشی میسر است.

– در مدیریت توزیع توجه به شبکه توزیع آب در سرتاسر کشور ضروری است. طبق اذعان بسیاری از متولیان آب کشور بیش از ۹۰ درصد از شبکه توزیع آب کشور فرسوده و موجب هدر رفت آب (عمدتاً آب آشامیدنی) است. توجه به احداث شبکه آبیاری و زهکشی به منظور بالا بردن راندمان آب آبیاری و اصلاح اراضی از جمله مغفولترین بخش‌ها در مدیریت توزیع آب (به ویژه در مدیریت زراعی) است.

از دیگر موارد در مدیریت توزیع آب، تامین دو نوع آب (آب تصفیه شده برای نوشیدن، پخت و پز و … و تصفیه نشده برای شستشو، آبیاری و …) و ایجاد تاسیسات آبرسانی مجزا برای آنها و نیز تعیین نرخ بسیار متفاوت برای هریک از آنهاست.

– در مدیریت مصرف، بنیادی‌ترین اقدامات که مستقیم و غیرمستقیم در بهبود وضع آب موثر است، می توان به آموزش (به ویژه عملی) فرهنگ صرفه جویی در مصرف و جلوگیری از آلودگی آب، ترجیح کشت دیم به کشت آبی، کاهش استفاده فانتزی از آب، محدودیت اعطای مجوز به تاسیسات و صنایع آب بر (نظیرصنایع ذوب آهن، فولاد و…) و … اشاره کرد.

استاد اقلیم شناسی دانشگاه زنجان اظهار داشت: برای حصول حیات و محیط زیست پایدار و همزیستی عقلایی با محیط، ‌باید علاوه بر خواست ‌های جوامع انسانی، امکانات و مسائل محیطی را بشناسیم. پویایی محیط را اصلی اساسی بدانیم و خواست ‌های جوامع بشری را با جهت‌گیری این پویایی تنظیم کنیم. بدین دلیل دانسته های حاصل از یافته‌های علمی می‌تواند در حل مسائل محیطی و مدیریت منابع طبیعی مفید باشد.

بنابراین به منظور حل مسائل محیطی در ارتباط با مدیریت و حفاظت محیط طبیعی ‌باید به دو جنبة نظری و کاربردی (دانش محض و در عرصه های کاربردی) توجه کرد؛ بر این اساس مقوله‌های زیر اولین اقدامات اساسی به‌شمار می‌آیند:

– شناخت منابع طبیعی موجود، توان بالقوه و بالفعل محیط طبیعی. در این زمینه شرایط برای شناخت روش‌های مناسب به منظور تبدیل توان بالقوه محیط طبیعی به توان بالفعل مهیا و میسر خواهد شد.

– تعیین ظرفیت و بردباری محیط طبیعی و کشف شرایط مطلوب و نامطلوب در بهره وری صحیح تر از محیط. بدین ترتیب برنامه‌ریزی به منظور بهره وری از منابع طبیعی با توجه به ظرفیت قابل تحمل، با آگاهی و برمبنای بهره وری پایدار میسر خواهد بود.

– شناخت رفتار محیط، امکان پیش بینی روند تغییرات محیطی آینده از طریق ارزیابی دانسته‌های زیست محیطی را میسر می کند و امکانات لازم برای برنامه‌ریزی، طراحی (به منظور ترمیم خرابی‌های موجود، بهسازی، تقویت و افزایش بازدهی محیط طبیعی و پیشگیری از بروز مسائل زیست محیطی در آینده و حل مسائل زیست بوم) و مدیریت منابع طبیعی را در اختیار مدیران و برنامه ریزان محیط قرار خواهد داد./ انتهای پیام

 

 

گفت و گو: مرصاد جعفری

نوشتن دیدگاه