زمانی که محسن مهرعلیزاده از دولت روحانی حکم استانداری اصفهان را دریافت کرد، بسیاری از آن هایی که علاقه ای به دنبال کردن مسائل اصفهان داشتند می گفتند دولت آخرین تیر چله خود را در کمان گذاشت و آن را به سوی مشکلات این شهر پرتاب کرد. استاندار آذری زبان با قامت معاون رئیس جمهور که یکی از کاندیداهای جدی سکانداری پایتخت برای اداره آن کلانشهر بود در حالی راهی اصفهان می شد که به نظر می رسید پشت پرده از مدیران ارشد دولت روحانی اختیار تام گرفته تا علاوه بر اصلاح رفتارهای مدیریتی در این استان، با غول بزرگ خشکسالی نیز پنجه در پنجه شود. رفتارهای مدیریتی مهرعلیزاده آنچنان شاخص بود که در وهله اول تعجب همگان را بر انگیخت، به گونه ای که در یک جلسه عذر معاونینی که به جای مدیران کل راهی جلسه شده بودند را خواست و در اقدامی دیگر فرماندار گلپایگان را یک شب عزل کرد؛ آن هم به دلیل رفتار غیر متعارف این فرماندار برابر یکی از خبرنگاران. اقدامات اینچنینی مهرعلیزاده ادامه داشت تا این که تصمیم بر جوان سازی بدنه مدیریت دولتی استان اصفهان گرفت و جوان ترین فرماندار استان را از مدیران دهه شصتی برگزید.
این شیوه مدیریت در استان اصفهان همزمان بود با اقداماتی زیربنایی برای مبارزه با خشکسالی. در این میان بحث انتصاب یکی از مدیران کل استان اصفهان نیز بالا گرفت و گزینه ها برای نشستن روی صندلی مدیریتی آن اداره کل به صف شدند. مطابق معمول این افراد روزمه های خود را از راه و بیراه به دست وزیر مربوطه می رساندند تا این که در میان آن ها یکی از این گزینه ها بیش از دیگران تلاش کرد که بر اساس برخی مصالح از نشستن بر روی این صندلی باز ماند. از آن روز و پس از شکست در این ماراتن نه چندان سنگین، تخریب ها در فضای مجازی علیه محسن مهرعلیزاده بالا گرفت. تخریب هایی که هرچند برای آن ها مصداق مشخصی ارایه نمی شود، اما این نگرانی را ایجاد می کند که از این پس هرکس بخواهد به رده های بالاتر مدیریتی برسد و نتواند، باید چشم بر فعالیت های مجموعه ای از مدیریت ببندد و فضای مجازی را تحت الشعاع این افکار قرار دهد.

 

یادداشت از پارسا فرزین