بیش از 15 سال از آن جمعه ای که عبدالله نوری دست عطاء الله مهاجرانی را گرفت و به نماز جمعه برد می گذرد، آن روز تندرو ها به شدت به این دوچهره اصلاح طلب اعتراض کردند و شعار دادند، جبهه گرفتند و آنقدر پیش رفتند که پلیس هم مجبور به مداخله شد. ولی حالا مهاجرانی خارج نشین شده و با دشمن پالوده می خورد. آن هم نه با دشمن درست و حسابی، بلکه با سعودی هایی که غیر از چند کشور بی خاصیت و خود فروخته منطقه، در خاور میانه هیچ اعتباری ندارد. از تندروهای سینه چاک آن روزها هم که شیخ نوری و مهاجرانی را غیر خودی می خواندند خبری نیست. یعنی نه آن ها توانستند با این اعتراضات در دایره خودی ها جای گیرند، نه مهاجرانی و نوری، هرچند که نوری حالا آهسته آهسته خود را به دایره های خودی نزدیک می کند و اخباری به گوش می رسد که برخی می خواهند او را جایگزین "عارف" کنند. چرا که سران اصلاحات معتقدند عارف آنچنان که باید مسیر اصلاحات را به پیش می برده نبرده و کمیت اصلاحات لنگ می زند.

دولت های یازدهم و دوازدهم هم که دیگر آب پاکی را روی دست آرای خاکستری ریختند و عرصه را برای دوم خردادی دیگر تنگ و تنگ تر از هرزمانی کردند. حتی تنگ تر از حلقه ای که احمدی نژاد سال 92 برای اصولگرایان ساخته بود. آن روزها هرچه اصولگرایان سنتی و محافظه کاران می خواستند راه خود را از احمدی نژاد جدا کنند، نمی شد. حمایت های ممتد آن ها از وی، مسیری را گشوده بود که فرار از آن غیر ممکن می نمود.
حالا اصلاح طلبان در همین مسیر قرار گرفته با این تفاوت که اگر اصولگرایان آن روزها می توانستند با معرفی گزینه هایی چون "جلیلی" و "رئیسی" راه پاستور را برای روحانی سنگلاخی کنند، امروز جبهه اصلاحات خالی تر از هر زمان دیگری است تا جائیکه دست به دامان وزیر استیضاح شده دولت اصلاحات شده تا بتواند بار دیگر با استفاده از "تکرار می کنم" ها و حافظه نه چندان قوی آن هایی که دوران وزارت کشوری نوری را به یاد ندارند، در کنار سید اصلاحات، ورژن دیگری از شیخ اصلاحات هم خلق کنند. اقدامی که قرار است با یک تیر دونشان دوم خردادی هایی باشد که با یک انتخابات، هم شیخ اصلاحاتشان را سوزاندند هم مهندسی که قرار بود بعد از خاتمی، جایگزینی برای سکانداری اصلاحات باشد. یک نشان بی شک انتخابات 1400 است و نشان دیگر، از میدان به در کردن حسن روحانی که ابتدا قرار بود جای شیخ اصلاحات را پر کند، اما با فوت آیت الله هاشمی رفسنجانی، سودای پدرخواندگی را هم در سر پروراند و به مدد استفاده از قدرت اجرایی کشور یکه تاز میدان شد.
حال با نیم نگاهی به این استراتژی باید به این نکته نیز اشاره کرد که بدنه جامعه اصولگرایان که در دوره های قبلی از رفتارهای احمدی نژادیسم سرخورده شده و میدان را خالی کرده بودند، در شرایط کنونی اقتصادی و سیاسی کشور، متاثر از رفتارهای دولت کنونی، خالی کردن میدان را کار درستی نمی دانند.
همچنین جبهه اصلاحات نیز با اقدامات اخیر به نظر می رسد بخش زیادی از آرای خاکستری را از دست داده و همین موضوع باعث شده تا مربی های آنان به فکر تغییر در تیمشان بیفتند و با بیرون کشیدن عارف، بازوبند کاپیتانی را به دست عبدا... نوری ببندند، چرا که عارف نه تنها دو بار از لاریجانی دریبل خورد، که با تکل های پی در پی زیرپای بازیکنان هم تیمی اش، در بین اصلاح طلبان مهره سوخته تلقی و با بحران محبوبیت مواجه شده است. غافل از این که هنوز مشخص نیست برای نوری که روزگاری مجلس شورای اسلامی به وی کارت قرمز داد ، ID کارت صادر می شود یا خیر؟
اما در جبهه اصولگرایان، وضعیت کمی بهتر از جبهه اصلاحات است، پرویز فتاح، عزت ا... ضرغامی و علی نیکزاد گزینه هایی هستند که می توان برای سکانداری دولت در آینده روی آن ها حساب کرد. همچنین اصولگرایان که سال 92 به هیچ عنوان حاضر به اتحاد و قرار گرفتن زیر یک پرچم نبودند، حالا با چشیدن طعم شکست در برابر واژه "تکرار می کنم" و پالایش حلقه انحرافی ها از بدنه اصولگرایی، می آیند تا بخشی از تخریب افکار عمومی را ترمیم سازند با این توضیح که نسخه شفا بخش "جذب حداکثری و دفع حداقلی" و اجتناب از دو قطبی شدن فضای سیاسی جامعه که 9 سال قبل مقام معظم رهبری آن را ارایه کرد، می تواند به تشکیل دولتی به دور از نگاه های خطی و جناحی و دولتی آرمانی در جهت تقویت روحیه اعتماد به نفس ملی که باعث شکوفایی ارکان و ابنای "استقلال طلبی" و "استکبار ستیزی" است در همه شقوق سیاسی، اقتصادی، تولیدی، فرهنگی و .... بیانجامد.

 

رضا صالحی پژوه
قائم مقام دبیر اجرایی حزب آبادگران ایران اسلامی- دفتر اصفهان