رضا صالحی پژوه* - خبر اکتشافی است، نه نقلی، این جمـــله ای اســــت که می تـــوانـــــد به عنــوان مانیفـست روزنامــــه نـــگـــاری ایــران مورد توجه قرار گیرد، جمله ای که نشان از آن دارد که روزنامه نگاری نوین نیازی به پشت میز نشینی و انتقال عملکرد احزاب، ادارات، سازمان ها و نهاد ها ندارد، بلکه نیازمند فن و حرفه ای عمیق بوده که از طــریق آن بتــــوان کاستی های جـــامعـه را از میـــان لایـــه های تـــو در تـوی آن بیرون کشید و برای رفع آن بــرنـــامه داشــــــت، پیشنهــــاد داد و راهکار ارائــــه کرد. عملی که این روزها کمتر در روزنامه نگاری ایرانی دیده می شود و متاسفانه صفحات کاغذی و یا مجازی روزنامه ها، خبرگزاری و پایگاه های خبری را که باز می کنیم، با انبوهی از اخباری مواجه می شویم که دو ویژگی در آنها بارز است.اولا غیر تولیدی بودن و دوم نیز غیر اکتشافی و صرفا نقلی بودن. با این توضیح در می یابیم که تا چه اندازه روزنامه نگاری در محاق زیاده خواهی روابط عمومی ها قرار گرفته، به طوری که اگر در این میان نقدی موثر هم صورت پذیرد، مدیران آن را ناحق دانسته و اگر بر برخورد قضایی با نویسنده اثـــر بــرنیـــاینــــد، بی شــک وی را دشمـنی خانــــــه زاد می پندارند که بنیان بر افکن نیم نگاهی به حوزه ریاستی فلان مدیر یا اداره داشته است، در صورتیکه نه تنها این چنین نیست که اگر مدیر از علم مدیریت به خوبی بهره بگیرد، می فهمد که باید از عنصر نقد در پیشبرد اهداف سازمانی خود نهایت استفاده را ببرد. از سویی، رســانه های فاقد عنصر نقد به رسانه های منفعلی تبدیل می شـــونــد که بــه زودی با بحــران مخــاطب مواجه می شـــونــد و رســـانهای که بحـــران مخــاطب داشته باشد، با بحران درآمد نیــز مـــواجــه می شـــود، چــــرا که امـــروزه به اصطلاح تبلیغات و آگهی عنصـــری هوشیـــار هستند که می داننـــد در کدام رسانه بنشینند تا دیده شوند و رسانه هایی که بحران مخاطب دارند، نمی توانند از این عنصر بهره بگیرند. باید گفت از شقوق مختلف روزنامه نگاری شامل خبـــر، مصـــاحبـــه، یــادداشـــت و گـــزارش، همـــه آنها می توانــد در ارتقای جایگاه نقد موثــر باشــد. در خبــــر نویســـی به شیـــــوه جــدیــــد به ویــــژه سبـک وال استریت ژورنــال که می توان به پیشینه خبر پــــرداخت، در یادداشت نویسی به سبک نرم خبر که در آن می تــــوان چنــد مـــوضـــوع را حول محور یک مـوضوع مطرح کـــرد، در مصـاحبـــه عمقی که می تـــوان به مـوضوعاتی اکتشافی پرداخت و در گــزارشهای تحقیــقی به شیــوه واترگیت که به کشــــف لایــــه های پنهان یـک مـــــوضــــوع کمــــک می کند، می توان جامعه را با حجم انبوهی از اطلاعات مواجه ساخت تا مخاطب با ذهن تحلیلگر خود، راجع به موضوع تصمیم گیری کند. اما در این میان، بالش پر قویی که برخی رسانه های عاری از عنصر نقد زیر سر مدیران گذاشته اند، نه تنها خدمتی به جامعه روزنامه نگاری نکرده که مانند فردی که در قایقی نشسته و معتقد است تنها قسمت خود را سوراخ می کند، قایق روزنامه نگاری نوین را سوراخ کرده اند تا چند صباحی به اصطلاح خـــودشـــان ســــری را که درد نمی کنــــد، دستمــال نبندند، غافل از اینکه نبود نقد و چالش رسانه ای مرگ اذهان تحلیلگر و رسانه ها را همزمان به دنبال دارد. هرچند شاید مدیران به این وضع راضی باشند و با این استراتژی که نقد لازم است، اما برای همسایه وارد عرصه شوند، اما بی شک نبود نقد بی اعتمادی به رسانه، بی اعتمادی به قول مدیران و بی توجهی به عملکرد و کارکرد سازمانی را به دنبال خواهد داشت که مصداق بارز آن را می توان در رسانه ملی دید. رســـانـــه ای که در دهـــه 60 تنها با دو کـانال افکـــار و اذهـــان عمـــومی را مدیـــــریــت می کـــرد، امــــروزه با قرار گرفتن در برابر موجی از رسانه های رسمی و غیررسمی و پیام رسان ها، اثر خود را یا به طور کلی از دست داده و یا بی رمق تـــر از همیشــه، از میان سه وظیفه اصلی رسانه که اطلاع رسانی، آموزش و سرگرمی است، تنها به وظیفه سرگرمی عمل کرده و نقش اطلاع رسانی خود را در میان اقشار زیادی از افـــراد جــامعــه از دســـت داده که بی شــک نتیجـــه سـوء گیری در اخبــار و جهــت داشتـــن نسبـــت به آن است. بنابراین مدیران و مسئولان باید به این نکته توجه داشته باشند که عنصر نقد، حلقه وصل مخاطب به رســــانه تلقــی شــده و چنـــانچه یک رســانه از ایــن حلقه بی بهــــره باشــــد، نمی توانــــد مخـــاطب عــــام را جــذب کنـــد و اعلام گزارش عملکردی سازمان یا اداره ای نیــز به دست اقشار و توده های عامه نمی رسد، بلکه تنها خود و تعــدادی از اطرافیان از این عنصر بهـــره برده و مصــــداق بارز «خـــود گـــویــــی و خــــود خنــــدی، عجب مـــرد هنـــرمنــدی» خواهد بود. عنصر نقد باید سازنده بوده و از هرگونه زرد نویسی عاری باشد، چرا که جوامع دینی و آنهایی که برای حریم شخصی افراد احترام قائلند، این را بر نمی تابند که روزنامهنگار که رابط فکری توده های جمعیتی با سلایق مختلف است به مسائلی بپردازد که می تواند به راحتی با حیثیت افراد بازی کند.

 

 

*کارشناس ارشد علوم ارتباطات و روزنامه نگار