این روزها حال و احوال فرهنگ را اگر خواسته باشید، دیگر نمی شود گفت "ملالی نیست جز سوء مدیریت"، بلکه باید گفت: " امیدی نیست مگر به همت بالا و شال کمری محکم و گیوه هایی ور کشیده و در نهایت معجزه ای از سوی دوست."

فرهنگ رو به احتضار است و بر اساس احتیاط واجب، تا وقتی از این حالت خارج نشده، همچنان آن را رو به قبله نگه خواهیم داشت و دست به آسمان برده و چشم به رد معجزه ای می دوزیم تا خداوند یاری کند برای رهایی این اسیری که از یاد رفته و در دام مانده و صیادش هم رفته است.

باری! فرهنگ این روزها معجزه می خواهد تا دوباره روی پا بایستد، از سینما و تلویزیون گرفته، تا نویسندگان و مولفین و محققین، اهالی موسیقی تا اهالی نمایش و تئاتر، تعزیه و نقالی، خبرنگاران و روزنامه نگاران تا اهالی پژوهش های دینی و منبر ...

بی تعارف بگویم و بی پرده، از نظر نگارنده سطور، 8 سال فرهنگ کشوری با ریشه قوی تمدنی به گونه ای اداره شد کانه وزارت خانه ای بی وزیر در سرازیری سقوط، بی سکاندار در حال حرکت به سمت دره ای عمیق و مرگبار رها شده است.

سینما گران بی انگیزه ای که دست از کار کشیدند، نویسندگان و محققین و مولفینی که در نبود نظم و قانون در بازار کاغذ و چاپ، اندیشکده ذهن خود را میهمانسرای موریانه ها کردند و روزنامه نگارانی که آگهی را به آگاهی ترجیح دادند، نتیجه 8 سال تدبیری بود که امید را به مسلخ سوء تدبیر برد.

4 سال سکان فرهنگ به وزیری سپرده شد که کتاب نظریه های فرهنگی وی در عالی ترین دانشگاه علوم انسانی ایران آن هم در بالاترین مقطع تحصیلی تدریس می شد و 4 سال دیگر نیز سکان به دست فیلسوفی افتاد که سایه نشینی را بیشتر از حضور در مجامع فرهنگی می پسندید و هر روز اضمحلال فرهنگی را شاهد بودیم که در کشاکش فشار های اقتصادی فرتوت و از کارافتاده تر از پیش می شد، در حالی که صندلی های بهارستان هنوز شاهد پر و خالی شدن دهان موافقین گزینه های پیشنهادی دولت های یازدهم و دوازدهم از الفاظ پر طمطراق گزینه های پیشنهادی هستند .

باری! روزنامه از سبد خانوار خارج شد و هیچ ککی هیچ مدیری را نگزید، که گویی خوششان هم آمد!

سینما هم راه روزنامه را پیمود و باز هم ککی کسی را نگزید.

کتاب کالای لوکسی شد که دستیابی به آن برای بیش از 90 درصد مردم جامعه اگر نگوییم ناممکن، که باید بگوییم سخت و دشوار شد.

فرهنگ پژوهان فریاد برآوردند که فرق است میان "فرهنگ" و "ابزار فرهنگی" و باز هم شهرداری ها هر آنچه را به عنوان سنگ و سیمان و گچ و خاک با هم در آمیختند و در قالب ابزار فرهنگی به روی ریل بهره برداری به حرکت در آوردند، این مدیران ادارات فرهنگ و ارشاد استان ها بودند که تلاش کردند خود را در قاب عکس عکاسان خبری جای دهند تا با ریختن نمکی به آش عمران و ساخت و ساز ، آن هم با پول شهرداری ها که از جیب مردم هزینه می شد، نوای "اَنا خَیرٌ الشَریک" سر دهند، بدون آن که بدانند برای اداره این ابزار و مکان فرهنگی چه محتوایی باید تامین کنند؟

حالا سید ابراهیم رئیسی خرق عادت کرده و با معرفی جوانی خوش فکر، پاکدست، خوش سابقه به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، اسماعیلی را به بوته آزمایش کشانده تا در صورت گذر از آزمون رای اعتماد، سکان وزارت خانه ای را بر عهده بگیرد که اولین اقدام وی باید فرو ریختن دیوار بی اعتمادی بین اهالی فرهنگ و هنر باشد و حاکمیت.

سپس با یاری همین اهالی فرهنگ و هنر، ابنای فرهنگ را در تمام شقوق آن مورد واکاوی قرار داده و مبتنی بر اصول نظام حاکمیتی ایران، برای این مقوله انسان ساز با نگاه به آینده ای بلند مدت ریل گذاری نماید.

نه بلند اسماعیلی به اشرافیت در فرهنگ اصیل ایرانی – اسلامی و بازیابی جایگاه والای اهالی فرهنگ و هنر در ایران، می تواند عید قربانی باشد برای ذبح منیت ها و سوء مدیریت ها که سابقه مدیریت اسماعیلی از صدا و سیما تا دانشگاه، از دفتر مطالعات استراتژیک تا مرکز اسناد انقلاب موید این مسئله است و روزهای پر فروغی را برای این مهم نوید می بخشد.

مدیریت فرهنگی اسماعیلی در دفتر مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری و معاوت سیاسی و امنیتی استانداری اصفهان در اواخر دهه هشتاد که وجهه فرهنگی و اجتماعی آن بر سیاسی و امنیتی بودن آن رجحان یافت در کنار فعالیت های پژوهشی و تحقیقی وی در جایگاه های مختلف علمی و تحقیقاتی قطعا از وی نیروی توانمندی برای این منصب ساخته که وقتی آن را با روحیه فردی این جوان همدانی الاصل که به دور از اشرافیت، توانمندی در برقراری ارتباط با همه اقشار جامعه، توجه به اصالت ایرانی – اسلامی ، ارج نهادن به روح هنر و پیدایش لایه های مخفی فرهنگ در بخش های متعدد اجتماعی و بیرون کشیدن آن ازدل بی توجهی ها است، می تواند جلوی سقوط ارابه فرهنگ و مدیریت فرهنگی را به دره نابودی و فنا گرفته و با مهمترین عنصر مدیریتی این مدیر جوان که همان "ولایت پذیری" است ، بخشی از دغدغه های فرهنگی رهبر فرزانه انقلاب را کاسته و بازگشت به مسیر آرمان های امام و انقلاب را شاهد و ناظر باشیم.

بی شک او می تواند با تشکیل تیم قوی مدیریتی با محوریت "نه به اشرافیت" و "احیای فرهنگ اصیل ایرانی - اسلامی"، از طریق ایجاد زمینه مشارکت فرهنگ دوستان و هنرمندان، آن هم در زمانی که دنیا درگیر مکانیزه شدن زندگی بشر، مصرف گرایی و لوکس گرایی و دوری از فرهنگ و تمدن شده است، کویرخشک ذهن جوانانی که تشنه بازگشت به انسانیت هستند را آبیاری و زمینه درنوردیدن مرزهای جغرافیایی  توسط فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی را فراهم سازد و با این امر مهم، آرمان امام راحل (ره) که همان صدور اندیشه های انقلابی و ضد امپریالیستی بود را سوار بر بال فرهنک و اندیشه به دنیا صادر نماید.