اما این سرد و گرم شدن های افکار عمومی نه تنها نتیجه موثر و مثبت ندارد، که بیشتر نتیجه عکس می گذارد. روزگاری نه چندان دور و در زمان مدیر قبلی دانستن و گفتن و خواندن هرچیزی درباره آب یک جرم نانوشته بود و حالا نوشتن، دانستن و خواندن در خصوص مسائل اسفبار آبی اصفهان یک همراهی و همگامی رسانه ای شده است. جل الخالق که یک شبِ حلال خودخوانده حرام و حرام خودخوانده حلال می شود در این شهر!!!!
با این مقدمه، هرچند که شریان های حیاتی رسانه ها نیز دست کمی از شریان حیاتی شهر اصفهان ندارد و هر دو رو به خشکی گرائیده اند، اما از آنجا که رسانه نباید بالش نرم زیر سر مسئولان باشد، چند سئوال در ذهنمان که همان ذهن مردم شریف اصفهان است، پدیدار گشته که مطرح می کنیم، امید به آن که مسئولان برای این ذهن پرسشگر پاسخی در خور بیابند:
اول این که: رسول زرگرپور 16 سال مدیر ارشد آب کشور بود و بسیاری از طرح های انتقال آب بین حوضه ای را خود او امضا کرده و بخشی از این وضعیت اسفبار اصفهان ، نتیجه مدیریت ایشان در طول این 16 سال است، حال چطور دولت به کسی که در دهه های پیشین اعتراضی نسبت به این همه انتقال آب نکرده بود، مجال مدیریت بر استانی بحران زده را می دهد؟
یا این که دولت نمی دانسته زرگرپور چطور مواهب الهی که همان منابع آبی بودند را در مقام معاون وزیر نیرو بذل و بخشش کرده و او را به این سمت گماشته، که باید به این نوع انتصاب ها و مدیریت ها دست مریزاد! گفت و یا این که می دانسته و چشم پوشانده، که بازهم باید به این مدیریت ها دست مریزاد گفت.
دوم این که : وقتی زرگرپور می خواست علیرضا طرفه، مدیرعامل آب منطقه ای اصفهان را به عنوان معاون عمرانی استانداری استانی بزرگ مانند اصفهان منصوب نماید، چرا کسی نپرسید که عملکرد مثبت ایشان در آن اداره عریض و طویل چه بود و چه گُلی به سر اصفهان زد که حالا قبای معاونی استانداری نیز به تن کند؟
سوم این که: وقتی حدود 19 سال اصفهان با نوع مدیریت آبی رو به خشکی رفت، چطور کسی نگفت دو ضربدر دو می شود چهار؟ چطور می شود در صورتی که آورده زاینده رود در بهترین وضعیت ممکن یک میلیارد و 850 میلیون مترمکعب است، حدود 2 میلیارد و 250 میلیون مترمکعب در همین شرکت آب منطقه ای و با مدیریت آقای طرفه و دوستانش آب به فروش می رسد؟
نشست هم اندیشی خوب است، اما وقتی که داور سوت پایان را نزده باشد، وقتی که ملک الموت کسی را قبض روح نکرده باشد، آن هم با حضور همه مدیران و تصمیم گیران. این چه وضعیتی است که یک مدیر دوسال تمام در بین اهالی رسانه حاضر نمی شود؟ آدم یاد دامادهای دهه 60 می افتد که بعضا به علت بُعد مسافت غیابی می نشستند سر سفره و تنها یک عکس از داماد بر سر سفره نشان از فردی حقیقی داشت، ایکاش از این مدیر پر مشغله محترم نیز عکسی می گرفتند و در این نشست هم اندیشی می گذاشتند تا اهالی رسانه تصویر آبی ترین مدیر استان را فراموش نکنند.
آری، هم اندیشی واژه ای زیباست برای تبادل نظر و ارایه راهکار، اما بالای سر میت و مرده دیگر هم اندیشی معنی و مفهومی ندارد، باید قُرص و قاطع گفت که او را کجا دفن کنند؟ مراسم اش را چطور برگزار کنند؟ شام عصر عزا چه باشد و .... و حالا که خنجر دسته طلایی سوء مدیریت بر قلب این پیر پرشور شهر خورد و او را از پای درآورد، "هم اندیشی" مضحک ترین واژه ای است که به گوش می رسد، آن هم با حضور مطبوعاتی که تا چند ماه پیش محکوم به نشنیدن و نگفتن بودند.
آری، یکشنبه 16 اردیبهشت سال 96، عکس ها گرفته شد، صورتجلسه ها امضا شد و مدیران خوش خبر نزد استاندار رفتند و گفتند که امرتان اجرا گردید، ولی آیا واقعا نتیجه ای هم داشت؟!!!!

چشم ها رانباید شست ، دنیا دیدن ندارد