وقتی هم که کارگردان نمایش به موضوع اعتراض می کند و دلایل رد نمایش را جویا می شود و می گوید "من هم خرده سوادی دارم، ایکاش دلیل رد شدن کار را به من می گفتید تا من تصورنکنم شما با آدم بی سوادی طرف هستید"، مسئولان این سازمان اینطوری برداشت می کنند که کارگردان نمایش به آن ها گفته است: "شما سواد این کار راندارید"، به طوری که صراحتا این جمله را به زبان آورده و گلایه هم می کنند. قصه پر غصه ای که این روزها گریبان هنرنمایشی در اصفهان را گرفته و شائبه توجه نهادهای حمایتی به چند کارگردان خاص و نمایش های آن ها را ایجاد کرده است.

نمایش پنجره های اصلی

نمایش هایی که یک شب شهر پر می شود از تراکت های تبلیغی آنها و درکنار همین نمایش ها، شاهد کارهایی هستیم که به رغم موفقیت در جشنواره های مختلف، مورد توجه و استقبال مسئولان این سازمان ها قرار نمی گیرند، شاید تنها به این دلیل که عوامل آن در حلقه خواص نیستند.
در زیر خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی همراز گفت و گویی انجام داده است با خانم متین تدریس حسنی، تهیه کننده و کارگردان نمایش "پنجره های رو به حقیقت" که مدعی است برخی از نمایش هایی که در اصفهان 20 تا 25 نوبت نمایش می گیرند، به رغم زحماتی که برای آن ها کشیده شده است، حتی ارزش یکبار دیده شدن را هم ندارند.

• قصه "پنجره های رو به حقیقت" به چه می پردازد؟

این نمایش به طور کلی، درباره حضور حضرت امام (ره)در نوفل لوشاتو فرانسه است. در این نمایش ما خانواده ای را می بینیم که از وضعیت مالی مناسبی برخوردار هستند و یک مستخدمه سیاه پوست حدودا 40 ساله دارند و از پاریس به نوفل لوشاتوکوچ کرده اند تا در آرامش باشند.

پدر این خانواده فرانسوی به دلیل رفت و آمدهای زیاد حوالی خانه امام(ره) فرزندانش را که دچار تزلزل شخصیت شده اند، از نزدیک شدن به خانه ایشان منع کرده است، اما مستخدمه این خانواده که متوجه شده آیت الله خمینی (ره) روحیه ضد آپارتایدی و ضد نژادپرستانه دارد، به طور تدریجی به این خانه نزدیک می شود و ما شاهد اثر پذیری این مستخدمه و فرزندان این خانواده از شخصیت امام (ره) هستیم، تا جائی که مادرخانواده نیز متاثر از این تفکرات دچار تحول می شود.

• این که شما تعریف کردید یک داستان خطی است، آیا همه داستان این نمایش نامه حول همین محور می گردد؟

خب در شکل گیری این تحولات و اثرپذیری این خانواده، اتفاقاتی می افتد که اتفاقا تعلیق های قصه در این اتفاقات شکل می گیرد، ولی ما این تحولات را به طور آرام می بینیم و می توان گفت یک اقناع تدریجی و ترغیب را در این قصه شاهد هستیم.

• ما در فضای نمایشی اصفهان از این دست نمایش ها کمتر می بینیم، شاید بخاطر این است که مکتب هنر نمایشی در اصفهان از قدیم الایام با این نوع نمایش ها تفاوت داشته است.

البته این هم یک دلیل است. این موضوع فقط مختص اصفهان هم نیست، معمولا نمایش هایی که می خواهد به معرفی بزرگان و مفاخر در هر رشته بپردازد، مهجور است. یکی دیگر از دلایل آن این است که ما خیلی مناسبتی به موضوع نگاه می کنیم، مثلا خود شما همین الان برای این که داریم به ایام رحلت امام(ره) نزدیک می شویم، پیگیر موضوع نمایش "پنجره های رو به حقیقت" شدید.

متاسفانه یک فضای دائمی نیست که در طول سال، مانند دیگر قصه های نمایشی به این گونه نمایش ها هم پرداخته شود و همین مسئله باعث دلسردی افرادی می شود که در این زمینه کار می کنند. ولی اگر در طول سال بتوانیم شخصیت های بزرگ دینی، هنری، اقتصادی و اجتماعی را از طریق نمایش معرفی کنیم، می توانیم حتی به نسل های بعدی هم الگوهای مناسبی معرفی کنیم و البته این را هم بگویم که اگر الان این کار را نکنیم، بی شک دیگران برای جوانان ما الگو معرفی می کنند .

• برای این کار باید به سمت چه افرادی برای معرفی به عنوان الگو رفت؟

من فرد خاصی در نظرم نیست، باید قصه خودش ایجاد شود،ببینید ما امام خمینی (ره) را از یک دریچه کوچک با موضوع مبارزه با نژادپرستی و همچنین اهمیت دادن به ارکان خانواده و ارتباط بین اعضای آن دیدیم، ولی سعی کردیم به ابعاد گوناگون این مسئله بپردازیم که این قصه به خوبی شکل بگیرد، همین الان تاریخ اصفهان ماشاالله الی ماشاالله افرادی دارد که می توانیم آن هارا به عنوان الگو معرفی کنیم، دیگر شهرها نیز همین طور؛ اگر یک قدم در همین تخت پولاد بزنیم می بینیم که چه شخصیت های بزرگی داشته ایم ومی توانیم به عنوان الگو معرفی کنیم.

در زمینه عرفان، هنر، علم و همه زمینه ها. در همین اصفهان هنرمندانی در زمینه نمایش فعال بوده اند که علاوه بر فعالیت در این رشته و اثرگذاری، در زمینه مسئولیت های اجتماعی نیز فعال بودند و اقدامات خیرخواهانه از جمله کمک به نیازمندان، بیماران ، پدرمعنوی بودن برای فرندان یتیم و ... را نیز در برنامه خود داشته اند، خب این افراد برای نوجوانان و جوانان ما الگوی مناسب تری هستند یا هنرمندان هالیوودی که هیچ سنخیتی با فرهنگ ایرانی ندارند؟ ما باید به این باور برسیم که تا مادامی که الگوهایمان را معرفی نکنیم، دیگران برای ما الگوسازی کاذب می کنند و هویت را از نسل های آینده ما می گیرند.

در همین حوزه نمایش، ما الگوهای بزرگی همچون ابراهیم و حسن کریمی داشتیم، ولی جوانان ما، حتی آن هایی که در این حوزه فعال هستند آن ها را به خوبی نمی شناسند.

• آیا شما هم تائید می کنید که یک جریان به دنبال سوق دادن هنر ایرانی به سمت لمپنیسم است و عده ای هم بدون آنکه بدانند، دارند در این مسیر گام بر می دارند؟

بله متاسفانه، این اتفاق دارد می افتد، ببینید ما وقتی به شخصیت امام خمینی(ره) از یک زاویه جدید نگاه می کنیم، تنها به بخشی از این شخصیت بزرگ پرداخته ایم، در حالی که می توان از زوایای گوناگون با قصه های جدید به این مسئله نگاه کرد.

شما خودتان ببینید چه درصد بالایی از ایرانیان مجذوب شخصیت امام خمینی(ره) بودند و چون مجذوب شخصیت ایشان بودند، بسیاری از خانواده ها رفتارشان را از اساس تغییر دادند و شیوه زندگی آن ها تغییر کرد. حالا تصور کنید کسی در حالت تبعید که یکی از سخت ترین حالت های زندگی یک فرد است، باز هم بر اساس مبارزه با نژادپرستی بتواند غیر ایرانی ها را نیز جذب کند، بتواند به موضوع اساس خانواده بپردازد و حتی غیر ایرانی ها و غیر مسلمان ها را نیز جذب کند،خب بیان همین یک قصه از شخصیت امام می تواند یک پردازش مستند و روایت صادق باشد،ولی وقتی در کشور خودمان برخی بیشتر از پرداختن به این نمایش ها، علاقه دارند نمایش های سطح پایین روی صحنه برود، خب انگیزه از هنرمندان گرفته می شود.

• خانم تدریس حسنی، نمایش "پنجره های رو به حقیقت" در جشنواره روح الله چه مقامی کسب کرد؟

خوشبختانه در کل جشنواره این نمایش توانست رتبه اول را کسب کند، در بخش انتخاب بازیگر زن، یکی از بازیگران ما توانست رتبه سوم را کسب کند و در بخش طراحی لباس هم این نمایش رتبه اول را کسب کرد.

• آیا این نمایش غیر از جشنواره، جای دیگری هم در اصفهان روی صحنه رفت؟

متاسفانه باید بگویم خیر، ما فقط این نمایش را برای جشنواره روی صحنه بردیم.

• واقعا؟ خب چرا؟

این سئوال خود ما هم هست، ببینید نمایش روی صحنه بردن یک کار پر هزینه است و ما برای این که بتوانیم این نمایش را به جشنواره برسانیم، دستمان را روی پای خودمان گذاشتیم و بلند شدیم.

5 ماه تمرین مداوم بدون آن که امکانات زیادی داشته باشیم، فقط موسسه تنظیم و نشر آثار امام یک سالن تمرین آن هم در ساعاتی خاص برای ما در نظر گرفته بود که البته باید تشکر کرد، ولی چون زمان آن برای تمرین ما بسیار کم بود،ما مجبور شدیم جای دیگری را هم برای تمرین اجاره کنیم.

• خب مگر شهرداری از فعالان حوزه نمایش حمایت نمی کند؟ چرا به شهرداری اصفهان نرفتید و درخواست حمایت نکردید؟

اتفاقا رفتیم، البته با کلی سختی قبول کردند کار ما را در نوبت بازبینی قرار دهند تا برای نمایش در تالار هنر به آن مجوزبدهند، همان روز هیئت بازبینی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان هم آمدند و این کار را دیدند و بسیار هم خوششان آمد و تائید کردند و مجوز نمایش آن در هر نقطه از استان اصفهان که ما می خواستیم را دادند، ولی چون توان مالی برای نمایش آن را نداشتیم، تمایلمان این بود که در تالار هنر، وابسته به شهرداری به نمایش در آید، لذا هیئت بازبینی سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان هم آمد و کار را دید، اتفاقا عصر همان روز هم آمد که هئت بازبینی اداره کل ارشاد اسلامی آمده بود، ولی کار را رد کردند و گفتند "این کار قابلیت خرید ندارد!" . صراحتا گفتند "ما خریدار کارهای هنری هستیم و این کار قابلیت خرید از نظر ما را ندارد."

• یعنی تجاری به مسئله نگاه کردند؟

کلامی که به من منتقل کردند دقیقا همین بود، من نمی دانم چرا، ولی سعی کردم از آقایان بپرسم چرا؟ و الان حدود یکماه است که از آن روز گذشته و من پیگیری کردم و دوباره درخواست دادم که چنانچه ممکن است، امکان نمایش این کار را در تالار هنر فراهم کنید، حالا ظاهرا قرار است دوباره نوبت بازبینی بدهند.

حتی من به دوستان هیئت بازبینی شهرداری گفتم " ما هم خرده سوادی داریم و ای کاش به من می گفتید برای چه این کارما رد شد تا من تصور نکنم شما با آدم بی سوادی طرف بودید" ولی آقایان تصور کردند منظور من این بوده که آن هایی که برای بازبینی آمده اند بی سواد هستند و اتفاقا همین را هم به من گفتند و گلایه کردند که من به آن ها گفته ام شما سواد این کار را ندارید.

• به نظر شما وقتی اداره ارشاد به عنوان یک نهاد کاملا رسمی مجوز نمایش می دهد، آیا شهرداری نیز در این زمینه مرجع صدور مجوز تلقی می شود؟

این نمایش سه بار توسط کارشناسان رده بالای هنر نمایش بازبینی شده است. یکبار که برای شرکت در جشنواره، یکبار سال 1398 و قبل از شیوع بیماری کرونا و یکبار دیگر توسط کارشناسان حوزه هنری کشور که دو نفر از آن ها آقای کوروش زارعی و خانم مریم معلایی بودند که از کارشناسان زبده و اعضای مطرح هنر نمایش و مدرسین این هنر در دانشگاه هستند.

یک بار هم از موسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) حجت الاسلام خوانساری کار را بازبینی کردند تا انطباق آن با مستندات را بررسی کنند و همگی با بیان این که کار از کیفیت بالایی برخوردار است،آن را تائید کردند، حالا نمی دانم چرا شهرداری اصفهان در این زمینه معتقد است "این کار قابلیت خرید ندارد؟!"

حتی آقای کوروش زارعی، مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری کشور روز اختتامیه جشنواره، به طور رسمی و عمومی اعلام کردند نمایش "پنجره های روبه حقیقت" از تاریخ 11 تا 20 خرداد در تماشاخانه مهر تهران به نمایش در می آید.

• به نظر خودتان شهرداری اصفهان برای تمام کارهای نمایشی اینقدر سخت می گیرد؟

واقعا نمی دانم، اما آن چه من دارم در ظاهر می بینم، این است که همین هیئت بازبینی نمایش در اصفهان به کارهایی رتبه A داده اند که من به جرات می گویم این کار از 90 درصد آن ها بهتر و حرفه ای تر بوده است.

در برخی از کارها اصلا میزان سن ها اشتباه بود و من می توانم به لحاظ حرفه ای این موضوع را اثبات کنم ، بالاخره من هم از سال 74 در این اتمسفر دارم کار می کنم و درس می خوانم و تجربه هایی هم کسب کرده ام، هرچند ادعایی ندارم. ولی سئوال من این است که چرا این کارها که در بالا اشاره کردم باید 20 روز و 25 روز مجوز نمایش بگیرند، حتی در برخی موارد بخشی از شهر پر می شود از تراکت های تبلیغی این نمایش ها، اما با برخی نمایش ها مانند کاری که ما روی صحنه بردیم اینچنین برخورد می شود؟

خب اگر شهرداری برنامه دارد از نمایش های مختلف برای سلایق مختلف حمایت کند، بیاید شفاف سازی کند که فلان نمایش چرا باید از نظر آقایان رتبه A بگیرد و چرا یک نمایش حتی قابلیت خرید هم ندارد، در حالی که در معتبرترین جشنواره های کشور رتبه آورده است و تیم های تخصصی و حرفه ای آن را تائید کرده اند.

• اصلا از نظر ساختار سازمانی و قانونی ،آیا وقتی مراجع تخصصی ازجمله اداره ارشاد مجوزصادر می کند، آیا شهرداری هم مرجع صدور مجوز است؟

بالاخره آقایان این کار را انجام می دهند، می گویند اگر می خواهید ما کارتان را حمایت کنیم، باید بازبینی کنیم و ما هم مجوز صادر کنیم.

• در اینصورت اگر سلیقه شخصی افراد در این کار اعمال شود چه اتفاقی می افتد؟

همین می شود که من الان نمی دانم دلایل رد کار من توسط شهرداری چه بوده است، این حق من است که بدانم برای چه کار من را قبول نکردند،ولی آن ها به من گفتند که یعنی من به آن ها گفته ام : " شما سواد این کار را ندارید"، در حالی که من گفتم "من هم خرده سوادی در این زمینه دارم." یعنی این که نتوانستند یک دیالوگ ساده بین من و خودشان را به درستی متوجه شوند.

هیمن مسائل باعث می شود هنرمندان اصفهانی دیگر رغبت نکنند به سمت کارهای ارزشی بروند، چون می بینند باید حداقل یکسال زحمت بکشند و بعد هم نه نمایششان به نمایش گذاشته شود و نه به اندازه یک سری کارهای سطحی دیده شود.
در هنر نمایش و برای هنرمندانی که از این طریق درآمد کسب می کنند موضوع درآمدزایی خیلی اهمیت دارد.

• خانم تدریس حسنی من هنوز پاسخ سئوالم را نگرفته ام، البته مرجع پاسخ به این سئوال شما نیستید، آقایان در بخش سازمان فرهنگی اجتماعی شهرداری هستند، ولی مگر می شود یک نمایش در جشنواره روح الله رتبه بیاورد، چندین تیم حرفه ای آن را تائید کنند، حتی حوزه هنری کشور 10 روز در یکی از معتبرترین تماشاخانه های تهران به آن فرصت نمایش بدهد، اما در شهر خودش بگویند "این کار قابلیت خرید ندارد!" در حالی که بسیاری از کارهایی که این روزها به عنوان نمایش روی صحنه می رود از کیفیت چندانی برخوردار نیست؟ آیا واقعا کیفیت کار شما از آن ها کمتر است؟

من به جرات می توانم بگویم حدود 90درصد از نمایش های اصفهان را می بینم، اول برای احترام به همکارانم و دوم هم برای کسب تجربه، اما باور کنید برخی از این کارها واقعا ارزش یکبار دیدن را هم ندارد، هرچند که عوامل برای آن زحمت زیادی کشیده اند، ولی به هر حال کار درست در نیامده است.

البته من نمی گویم چرا یکسری کارها تولید می شود، خب سلیقه مخاطب متفاوت است وبرخی نمایش های دیگری را می پسندند، اما حرف من این است که وقتی یک نهاد به دنبال حمایت از هنرمندان است، چرا باید آقای "ایکس" یا خانم "وای" در سال 10 تا 12 عدد کار روی صحنه ببرد و یک نفر هم هیچ!! اگر قرار است مثلا 50 کار نمایشی در سال روی صحنه برود، چرا نمی آیند تقسیم بندی کنند که در 10 بخش و در هر بخش 5 کار از افراد مختلف روی صحنه برود؟

چرا باید آقای فلانی همیشه کار روی صحنه داشته باشد، اما برخی دیگر اصلا مورد توجه قرار نگیرند؟

اگر بخشی که دارد حمایت می کند، بخش کاملا خصوصی بود، بله می گفتیم سلیقه اشان این است و حق دارند، چون دارند از جیب پول خرج می کنند و می خواهند بر اساس سلیقه خودشان کار انتخاب کنند، ولی وقتی قرار است از بودجه شهر که شهروندان آن را تامین می کنند هزینه کنند، خب همه سلایق شهروندان را در نظر بگیرند.

• ممنون خانم تدریس حسنی، و در پایان اگر صحبتی مانده بفرماییئد.
می خواهم در یک جمله بگویم، بچه هایی که تمایلات مذهبی دارند و دوست دارند فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی را نشر دهند هم حق دیده شدن دارند . آن ها هم سهم دارند، لطفا به گونه ای برنامه ریزی شود که آن ها هم دیده شوند.

بنا بر این گزارش، برخی از عوامل این نمایش عبارتند از: تهیه کننده و کارگردان : متین تدریس حسنی ، نویسنده : دکتر مرضیه شریفی بازیگران : امید زمانی،محمد علی اشتری ، علیرضا عظیمی، فرناز سرگل زایی، مینا رحمانی، تارا حسن پور، طراح لباس :شفق کاظمی ، طراح گریم: کیانا اسکندری ، منشی صحنه و دستیار اول کارگردان: مرضیه کریمی. / انتهای پیام

 

 

 

رضا صالحی پژوه

گفت و گو از رضا صالحی پژوه

 

* تصاویر

 

 نمایش پنجره های

 

نمایش پنجره های 4

 

نمایش پنجره های 2

 

نمایش پنجره های 3

 

نمایش پنجره های 4