به گزارش پایگاه خبری تحلیلی همراز/ به قلم رضا صالحی پژوه: دوره پنجم مدیریت شهری در اصفهان را می توان دوره ای منحصر بفرد در تمام این دوره ها دانست، دوره ای که شهروندان به طور ملموسی توقف و یا کند شدن شدید سرعت پروژه های عمرانی را حس کردند، اما در رسانه های وابسته به شهرداری اصفهان با اعتماد به نفس بالایی این دوره را خارق العاده از نظر کمیت و کیفیت در اجرای پروژه های عمرانی بیان می کردند.

دوره ای که پس از دو سه دوره انتقادهای شدید نسبت به برنامه های شهری در اصفهان، حالا قدرت دست منتقدینی افتاده بود که ثابت کردند روی کاغذ و در مقام حرف، عالمانی بی بدیل هستند، ولی وقتی پا به عرصه مدیریت می گذارند، خیلی هم حرفی برای گفتن ندارند.

در این میان یکی از معاونت هایی که بیشتر از هر زمان دیگری این خصلت در آن دیده می شد، معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری اصفهان بود.

معاونتی عریض و طویل که از ابزارهای تعاملی با جامعه هدف به طرز چشمگیری برخوردار بود، ولی نتیجه اقدام این معاونت را نه تنها نمی توان نتیجه ای قابل قبول ارزیابی کرد، که باید به متولی آن نیز خرده گرفت که چرا در حالی که از او به عنوان صندوقچه علمی و پژوهشی فرهنگ و ارتباطات در شهرداری اصفهان یاد می کردند، در مقام رئیس سازمان فرهنگی و اجتماعی شهرداری که جایگاه معاونت دارد، نتوانست اثرگذار باشد؟

آنچه شهروندان از این مدیر جوان و دانشگاهی به یاد دارند، ورود کاروان شتر در بستر خشک زاینده رود با چراغ سبز وی در حاشیه بزرگداشت روز اصفهان در سال اول مسئولیتش بود که رئیس سازمان فرهنگی اجتماعی شهرداری اصفهان آن را اینگونه توجیه کرد که : "شتر هرگز نماد کویر نبوده و نیست و شتر همواره نماد سفر است!"

اما محمد عیدی هرگز نگفت که سفر از کجا؟ و به کجا؟

البته شاید او بر اساس تعاریفی که در نسخ تاریخی حمزه اصفهانی ، میرزا مهدی خان استرآبادی ، عطاء الملک جوینی و سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی آمده است، شتر را نماد سفر می داند، اما به این که منظور تمام این تاریخ نگاران این بود که شتر در سرزمین های بیابانی، خشک و کویری به دلیل تاب آوری بالا نماد سفر می باشد، اشاره ای نکرد.

یکی دیگر از نماد فرهنگ مداری ایشان و تیم تحت امرش صرفا بر روی کاغذ، این که سازمان فرهنگی و تفریحی شهرداری اصفهان در این چهارسال بیش از آنچه تلاش کند در برهوت فرهنگ سازی سازمان ها و نهادهای مرتبط به دلایل مختلف از جمله عدم همسویی بردارهای فرهنگی، نبود بودجه و امکانات و ... پیشران فرهنگ در اصفهان باشد، بیشتر از هر چیزی تلاش می کرد تاریخ و فرهنگ اصفهان را صرفا چیزی بداند که در کتب تاریخی خوانده بود.

سازمان فرهنگی و تفریحی شهرداری که می توانست به عنوان سازمانی پویا و تاثیر گذار در چهار محور اصلی فرهنگی

- فرهنگ شهروندی

- فرهنگ عامه

- فرهنگ نخبگی

- فرهنگ دینی و مذهبی

برای خود حرف ها داشته باشد، به یکباره به یک سازمان اداری صرف تبدیل شد که در آن هرچند برایند اقدامات در جایگاه یک سازمان صرفا اداری نسبتا قابل قبول بود، اما در مقایسه با سازمان های فرهنگی و اجتماعی پیش از این در شهرداری اصفهان، قابل مقایسه نبود.

موانعی که بر سر راه این معاونت بود موانعی نبود که نتوان با مدیریت صحیح و کارآمد آن ها را برطرف نمود، موانعی همچون فربه گی سازمان و رشد غیر متوازن ارکان سازمانی، حرکت کُند و بی انگیزگی نیروی انسانی که ریشه در نگاه های غیر فرهنگی و پارامتریک مدیران بالادستی داشت، عدم سوابق موثر عملیاتی تصمیم سازان سازمان و ... ولی عدم اراده قوی برای رفع آن ها و تلاش در مقابله با مخالفین و منتقدین به انحاء مختلف باعث شد تا تولیدات عادی سازمان همچون کتاب و فیلم و ... در این دوره به حداقل ممکن برسد.

بی شک در این زمینه اگر فعالیت های متفرقه "خانه هنرمند" و تشکیل محلی برای گعده های هنرمندان اصفهانی نبود، عملکرد این سازمان فرهنگی واجتماعی از این هم که هست، غیر قابل دفاع تر می نمود و جالب این جاست که اخبار اقدامات خانه هنرمند در یک کانال تلگرامی شخصی که متعلق به مدیر آن بود، بیشتر از انتشار در رسانه های رسمی و چهارگانه شهرداری (خبرگزاری ، روزنامه ، صدای شهر و برنامه تلویزیونی اینجا اصفهان)و رسانه های متعدد غیر رسمی بازتاب داشت.

اگر تذکرهای مکرر روحانیون مطرح شهر اعم از نماینده ولی فقیه در استان و ائمه جمعه موقت و علمای بارز در خصوص برخی هنجارشکنی ها با ایجاد زمینه توسط مدیران شهری که غالبا در حوزه فرهنگ بود را نیز در این مقوله مد نظر قرار دهیم، باید بگوئیم عدم شناخت فرهنگ عمومی جامعه و بی برنامگی برای حداقل نیمی از سلایق شهروندان اصفهان باعث شد تا مدیران سازمان فرهنگی و تفریحی 4 سال تمام را به مثابه فعالان ستادهای انتخاباتی کاندیداهای مورد نظر خود، به تقابل با جناح مقابل بپردازند، غافل از این که دعواهای جناحی و سیاسی اگر هم برای عموم جامعه جذابیت داشته باشد، این جذابیت موقتی و کوتاه مدت بوده و آنچه از نگاه مسئولان این سازمان مورد غفلت واقع شد، این که شهروندان با هر نگرش سیاسی و حزبی که باشند، هرگز اجازه نمی دهند تقابل فرهنگی آن هم از طرف یک فرهنگ کاملا بی ریشه و تهاجمی غربی ، فرهنگ اصیل ایرانی را با ریشه های چند هزار ساله تضعیف سازد.

اما در این میان شهردار تازه به تخت نشسته اصفهان که خود از پژوهشگران و ریل گذاران فرهنگی در اصفهان تلقی می شود، باید چندین نکته را در این میان مد نظر قرار دهد و آن هم این که:

فرهنگ هرچند مقوله غیرپارامتریک است، ولی سال های اخیر دانشمندان این حوزه معیارهای سنجش رفتار و افکار را با ابزارهای مختلفی تبیین کرده و تا حدودی می توان به این رفتار و افکار سنجی ها اعتماد کرد ، لذا بی شک دیری نمی پاید که اقدامات مدیریت جدید شهر اصفهان در تمامی حوزه ها به ویژه حوزه فرهنگ به بوته سنجش گذاشته می شود و باید شهر اصفهان برای این مقوله حرف هایی برای گفتن داشته باشد.

دوم این که هرمندان اصفهان از دیرباز افرادی خلاق، چیره دست و پیشرو در عرصه هنر بوده اند و باید این خصائص در بین آن ها حفظ و تقویت شود، چرا که در بستر آرام و ایمن است که هنر خلق می شود و خلاقیت ها شکوفا می شود.

سوم این که هنر اصفهان در سالیان نه چندان دور در تمام دنیا شناخته شده بود و اکنون که ابزارهای ارتباط جمعی توسعه یافته، معرفی این آثار باید بیشتر و با کیفیت بهتری صورت پذیرد، لذا تلاش شود تا با استفاده از ابزار و نیروی انسانی عمل گرا تحت رهبری مدیری متهعد، متخصص، با شخصیت علمی نام پرآوازه هنر اصفهان همچون ققنوسی از زیر خاکستر در آمده و به پرواز در آید.

بی شک تمام این موارد با مجاهدت مدیران و مشارکت هنرمندان شناسنامه دار اصفهانی در تمام رشته ها و شاخه ها اجرایی خواهد شد.


به امید روزهای پرفروغ برای اصفهان