او با کلامی غرور آفرین گفت: به یاد دارم روزی که روس ها ذوب آهن اصفهان را به مقصد شوروی ترک کردند،با لحنی جسورانه گفتند بعید است شما بتوانید کارخانه را سر پا کنید ما می رویم و شما می مانید با کوهی از کارها که تخصص آن را ندارید. گویی این کلام آنها غیرت ذوب آهنی ها را به جوش آورد. همان روز با مسئولین پروژه ها جلسه ای ترتیب دادیم و قرار گذاشتیم شب و روزمان را در کارخانه سپری کنیم تا بسازیم خانه مان را به دست خودمان و ثابت کنیم که این گفته ها زیبنده ذوب آهن و ذوب آهنی ها نیست.
به خاطر دارم شب هنگام در سوله های کارخانه که خودمان آنها را ساخته بودیم، دفترچه یادداشتم که همیشه کنارم بود،برمی داشتم طاقت نمی آوردم که شب را به صبح برسانم قطعات و تجهیزاتی که برای بخش های مختلف به ذهنم می رسید یادداشت و طرحی از آن ترسیم می کردم. آنچنان با ذوق و شوق یادداشت هایم را مرتب می کردم که گذر زمان حس نمی شد و در آرزوی صبح بودم که سر دستگاه تراشکاری حاضر شوم. این چنین ایام بر ما گذشت تا چشم ایران و ایرانی به کارخانه ذوب آهن اصفهان روشن شد ، این شرکت عظیم بنا نهاده شد و همگان را به حیرت وا داشت... به خاطر دارم بعد از تاسیس کارخانه روس ها ، هر از چند گاهی به ما سر می زدند، اولین روزی که وارد مجموعه شدند ، باور نمی کردند این حجم عظیم تاسیسات توسط ذوب آهنی ها ساخته و به قول خودشان سر پا شده باشد.
قطعات چندین تنی در این کارخانه ساختیم ، پاتیل های بزرگی که به هنگام ساخت از پس آنها دیده نمی شدیم. هر لحظه به قطعه سر می زدیم و تلاش می کردیم روز به روز به تکمیل نهایی آن نزدیکتر شویم. دقایق شوق انگیزی بود ، قطعه ای با همدلی و تلاش بی وقفه همه دوستانم ساخته می شد،کنار آن می ایستادیم و با غرور و افتخار ، ثمره تلاش مان را به یکدیگر تبریک می گفتیم چرا که این قطعه جزیی از خط تولیدی می شد که حاصل آن معیشت هزاران نفر را تامین می گردید و دعای خیر آنها برکت رونق تولیدمان بود.
بی تابانه در انتظار بودیم که قطعه ای را تحویل بدهیم و کار جدید را کلید بزنیم. نمی دانستیم روزمان چه موقع شب می شود ، به جای فیش حقوقی مان طرح و نقشه کار جدید در ذهن مان مرور می شد . به خاطر دارم یکی از همکاران که دچار شکستگی از ناحیه پا شده بود با عصا پشت دستگاه تراش قرار می گرفت و عاشقانه به کارش ادامه می داد نمی دانم آن روزهای خاطره انگیز را چگونه توصیف کنم... تعدادی از دوستان عزیزتر از جانم پشت دستگاه ها در حین کار بر اثر حمله رژیم بعثی به شهادت رسیدند اما اثر دستان صنعتگر آنها جاودانه شد ....
این صنعت بزرگ با سپری نمودن دوران طراحی،ساخت و راه اندازی بخش های مختلف به همت پرسنل توانمند خویش نقش بی بدیلی نیز در ساخت ، راه اندازی و پشتیبانی از صنایع مختلف کشور ، جبهه های جنگ و پرورش نیروی انسانی متخصص ایفا نمود که همگان به آن واقف هستند. نسل های تلاشگر این کارخانه عظیم فولادی با تلاش بی وقفه و اندیشه پویای خود گلستانی از خودکفایی در بخش های مختلف به ویژه در زمینه ساخت قطعات و تجهیزات ایجاد نمودند.
آری، ذوب آهن اصفهان تولید قطعات و تجهیزات را همراه با پرورش نیروی انسانی متخصص به موازات یکدیگر ادامه داد تا جایی که برند صنعتی آن مرهون برند نیروی انسانی اش است. پیشگامانی که چون نگینی درخشان، امروز هر یک از آنها در جای جای ایران زمین منشأ توسعه و شکوفایی صنعت فولاد کشور شده اند.
در سال جاری که با عنوان رونق تولید مزین شده است ، نیازمند آنیم که بومی سازی قطعات و تجهیزات به عنوان فرایندی مدام به ویژه در صنعت فولاد کشور بیش از گذشته در دستور کار قرار گیرد و پروژه هایی که تشنه خودکفایی اند سیراب کند و اقتصاد منهای نفت را با تولید فزون تر معنا بخشد. به ویژه در حال حاضر که فولاد سازان با وجود تحریم های ظالمانه غرب درصدد برنامه ریزی برای تحقق 55 میلیون تن فولاد در افق 1404 هستند ، توجه به بومی سازی در بخش های گوناگون به ویژه صنعت و معدن با نگاه به تکنولوژی روز دنیا و هم افزایی با تامین کنندگان برتر به توسعه و شکوفایی صنعت کمک می کند. باشد که بیش از پیش صنعت فولاد کشور بر تارک تاریخ ایران زمین بدرخشد ...


سمیه ایزدی