پایگاه خبری تحلیلی همراز: هرچند این ادعا به لحاظ ساختاری ادعایی صحیح و اصولی است، اما در عمل آن هم در شرایط کنونی جای بسی تعجب است که هنوز برخی مدعیان حوزه اصلاحات سخن از "اعتماد عمومی" به میان می آورند.
نگاهی کاملا سطحی و ساده مآبانه اما نه برای خودشان، که اتفاقا برای مردمی که با اعتماد به این طیف سیاسی، به قصد تغییر در وضعیت معیشت خود نه تنها پای صندوق رای رفتند، که شورآفرینی کردند.
باید گفت این ادعا اکنون در حالی مطرح می شود که همین طیف سیاسی نزدیک به 6 سال است دولت و ریاست جمهوری و 2 سال است به طور مطلق مدیریت شهری اصفهان را در دست دارند.
از دولت و نقاط ضعف و قوت آن در عرصه های داخلی و بین المللی که بگذریم، بی شک نمی توان از اتفاقات افتاده و نیفتاده در شهر اصفهان گذشت.
شهری که روزگاری نه چندان دور سرآمد بسیاری از شهرهای کشور بود، حالا در شرایط ناگواری به سر می برد که بی پرده باید گفت این بی سر و سامانی نتیجه نگاه آرمان خواهانه برخی از فعالان عرصه شهر و سیاست و نقشه راه کشیدن آن ها روی کاغذ و بی تفاوتی به واقعیاتی است که همچون چاهی ویل آن ها را در نوردیده و می نوردد.
ناگواری وضعیت کنونی تنها ادعای منتقدین و یا حتی مخالفین مدیران فعلی شهر نیست و این ادعا را می توان از اخبار جسته وگریخته ای که از شورای مرکزی اصلاحات استان اصفهان و شیوخ اصلاح طلب به گوش می رسد، دریافت و به این نتیجه رسید که شهرآرمانی ساختن به عمل برآید، و الا بر روی کاغذ و در حرف همه شهردارانی شهریار مآب هستند که در وعده های خود شهری غیر از مدینه فاضله برای شهروندانشان به ارمغان نخواهند آورد.
از این رو چند مسئله را باید با خانم هایی که ادعا می شود "اگر پای کار بیایند، بی شک اصلاحات پیروز این انتخابات خواهد بود"، در میان می گذاریم.
اولا مگر نه این که حدود دو سال و اندی است شهر اصفهان ملک طِلق جریان خاصی است که از ابتدا مدیریت اشان را با مسائلی از جمله عدم تائید صلاحیت شهردار و لابی با معاون اول رئیس جمهور و نامه نگاری عضو پر حاشیه شورای شهر اصفهان با وزیر کشور آغاز کردند؟ پس دیگر سخن از جلب اعتماد آن هم نزدیک فرایند انتخابات چه مفهومی خواهد داشت وقتی این عزیزان طی این دو سال می توانستند در عمل به گونه ای فعالیت کنند که دیگر نیاز به این آسمان ریسمان به هم بافتن ها نباشد؟
مگر نه این که در اولین نشست خبری شهردار اصفهان، یکی از خبرنگاران پیشکسوت از ایشان پرسید چرا وضعیت پروژه های شهر به حالت نیمه فعال در آمده و دیگر خبری از پروژه های شهری نیست؟ ایشان در مقام پاسخ اظهار کرد: "من شهر را به زیر زمین برده ام تا بتوانم مترو را هرچه سریعتر برای شهروندان راه اندازی کنم" ، و مگر نه آن که در همان زمان خط یک مترو افتتاح شده بود؟ پس جشن اقتدار و افتخار گرفتن های اخیر مدیران شهری برای ادامه مسیر دستگاه تی بی ام در خط 2 که هنوز یک پروژه نیمه تمام است، برای چه بود؟ آیا با این وضع می خواهند اعتماد عمومی مردم را جلب کنند تا زنان جامعه اولا به پای صندوق های رای بیایند، دوما به اصلاحات رای دهند؟
دوما اعتماد زمانی حاصل می شود که مردم صداقت را با پوست و گوشت و استخوان خود لمس کنند و یکبار مردم این فرصت را به امید وجود همین اعتماد در انتخابات سال 96 به آنها دادند، چه شد که اکنون آن هم بعد از 2 سال به این وضعیت دچار شده اند که با اما و اگر سخن به میان می آورند؟ نه این که جناح مقابل و رقیب 12 سال مدیریت شهری را در دست داشت و برخی دوستان رسانه ای آنان را به مسلخ نقد کشاندند و این نقادی را عین رفتار حرفه ای رسانه تلقی کردند؟ چه شد که همین دوستان به محض آنکه دستشان به رسانه های شهر رسید، مشی دیگری به کار بسته و گام در مسیر قبلی ها نهادند؟ آیا تصور نمی کردند اگر مردم این مشی را می پسندیدند در خرداد 96 رای به تغییر نمی دادند؟
سوما آنها که فی الحال رسانه دارند، قدرت دارند، بودجه هم دارند، چرا احساس می کنند پایگاه و اعتبار اجتماعی ندارند که این چنین معتقدند "اگر" زنان جامعه به پای صندوق ها بیایند....؟
و نکته چهارم این که سخن گفتن آسان و عمل کردن بسی دشوار است که این مقوله مرد عمل می خواهد....
چرا که این فعال اصلاح طلب در حوزه زنان پیش از این در مرداد 97 و در گفت و گو با خبرگزاری شهرداری اصفهان مدعی شده بود بی توجهی به مطالبات مردم و پشت پا زدن به وعده های انتخاباتی مهمترین عامل بی اعتمادی است.
ایشان بیان داشته بود که ناهماهنگی در برنامه ها و بروز برخی مسائل و معضلات مانند اختلاس و فساد، عدم صداقت با مردم و ... عامل مهمی در بی اعتمادی مردم است که باید در پاسخ به ایشان گفت چه شده است که "مرگ خوب است، ولی برای همسایه؟"
در کدام مدیریت شهری با وعده پاسخ دهی به مردم و مسئولان شاهد شکایت 18 نفره از یک کانال تلگرامی بودیم؟
در کدام مدیریت شهری عضو شورای شهر به دلایل امنیتی از ادامه مسیر بازماند؟
درکدام مدیرت شهری یک مدیر فراری شد و مدیر دیگر باتهام امنیتی راهی زندان؟
در کدام مدیریت شهری برخی رسانه های نورچشمی تا چند صد میلیون تومان از مواهب آگهی های شهرداریی سود جستند و برخی دیگر از رسانه های محلی مزاحم خوانده شدند و هیچ کسی دم برنیاورد؟ مگر نه این که در این نگاه خاص سیاسی شعار "زنده باد مخالف من" سر داده می شود؟ چه شده که منتقدان مدیریت شهری که کلمه کلمه انتقاداتشان می تواند راهگشا باشد برای جلب اعتماد عمومی، اکنون این چنین مورد بی مهری غیر مسئولانه مسئولان واقع شده اند؟
مگر نه آنکه در شعارهای انتخاباتی طیف صاحب منصب کنونی بیان می شد "آمده ایم تا تغییر ایجاد کنیم"؟ لطفا بفرمایید کدام تغییر رو به رشد و ارتقاء در این شهر ایجاد شد که حالا توقع پشتیبانی مردمی هم دارید؟
و در پایان این که اعتماد عمومی خریدنی نیست، کاشتنی، بافتنی و یا پختنی هم نیست که سر یک ساعتی آماده شود که بتوان آن را با مقداری سس و سبزی خوردن و یک لیوان دوغ محلی سر سفره گذاشت، اعتماد ایجاد آن هم در بلند مدت است که زیرساخت ها و ملزومات آن همیشه دم دست مسئولان نیست، گاهی فرصتی پیش می آید و مدیری مدیر است که این فرصت را غنیمت بشمارد، پس باید هوشیار و زیرک بود چرا که

 

رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار                                          کار ملک است آن که تدبیر و تأمل بایدش