به گزارش پایگاه خبری تحلیلی همراز، رضا طهماسبی، جوان قدیمی که فعالیت شغلی و سیاسی خود را در این شهر دنبال می کند، این روزها از این که از سنین جوانی در حوزه سیاسی ورود کرده و فعالیت های حزبی خود را آغاز کردده ناراحت نیست، اما از این که احساس می کند تاکنون پله شده برای سردمداران اصلاحات در نصف جهان، خیلی راضی نیست و بی پرده از جوانانی که وارد این عرصه می شوند می خواهد تا مطالبه گر باشند و از این که پله شوند برای آن هایی که به بهانه اصلاح طلبی سودای قدرت دارند، جدا خودداری کنند.
او از سال 78 به عنوان قائم مقام ستاد یکی از کاندیداهای مجلس به فعالیت های ستادی ورود کرد، در همان سال مسئولیت دفتر عصرما " ارگان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی "و برگزاری جلسات این سازمان در کوچه "هدایت" را بر عهده داشت. سال 80 نیز عضو فعال ستاد سید محمد خاتمی بود و سال 83 نیز به عنوان مسئول دفتر ارتباطات مردمی جوانان و دانشجویان مهدی کروبی فعالیت سیاسی خود را پی گرفت، خودش معتقد است ستاد انتخاباتی کروبی در اصفهان را وی فعال کرده ، اما خیلی در آن ستاد دوام نیاورده و پیش از اوج گیری فضای انتخاباتی در سال 84، از این ستاد فاصله گرفته است.
سال 87 که خاتمی قرار بود به عرصه انتخابات ورود کند، 11 نفر از جوانان به عنوان "موج سوم" انتخاب شدند که طهماسبی نیز یکی از این 11 نفر بود، و با کنار کشیدن خاتمی و اعلام کاندیداتوری میر حسین موسوی، طهماسبی نیز در ستاد موسوی فعالیت کرد.
آشنایی ما با وی همکاری سال 92 در ستاد حسن روحانی بود، وی رئیس کمیته نظارت و بازرسی استان این ستاد بود.
آن روزها در آن ستاد، از هیچ یک از اصلاح طلب های اصفهانی که اکنون سنگ اصلاحات را به سینه می زنند، خبری نبود. طهماسبی معتقد است علت هجوم جوان های آن سال ها به ستاد حسن روحانی همین بود که بزرگان اصلاحات اصفهان آن روزها در ستاد روحانی رفت و آمد نداشتند و خودشان را در ستاد محمدرضا عارف مشغول کرده بودند، لذا جوانان این محل را امن دیده بودند.
گفت و گوی زیر حاصل سه ساعت گپ وگفت با رضا طهماسبی، این فعال سیاسی اصلاح طلب است که در دو بخش تنظیم شده و در بخش اول به وضعیت شورای هماهنگی اصلاحات در اصفهان پرداخته و در بخش دوم که به زودی منتشر خواهد شد، به نوع مدیریت مدیران اطلاح طلب شهری در شهر اصفهان می پردازد.


گفت و گو را از سال 83 آغاز کنیم، آن روزها شما مسئول شاخه جوانان ستاد آقای کروبی در اصفهان بودی، چطور شد که ناگهان از ستاد کناره گرفتی؟
بله، نه تنها دفتر ارتباطات مردمی آقای مهدی کروبی که می توانم ادعا کنم ستاد آقای ایشان در اصفهان را من فعال کردم؛ آن روزها هم خبری از اصلاح طالب های مدعی در ستاد آقای کروبی نبود، چون مشارکتی ها فشار می آوردند که اصلاح طلب ها برای آقای معین کار کنند، اصلا کارکردن برای غیر از آقای معین از دید مشارکتی ها به نوعی گناه تلقی می شد. بعد که ستاد آقای کروبی فعال شد و راه افتاد و حرف هایی برای گفتن داشت، ناگهان شیخ در سایه ای آمد ( آقای کیان ارثی) و آقای ابرقوئی نژاد را به عنوان رئیس ستاد معرفی کرد، اعتراض من هم این بود که چرا این انتخاب به صورت غیردموکراتیک صورت می گیرد، من هم به همین دلیل از آن ستاد رفتم بیرون. کلا مسئولان اصلاحات در اصفهان این طوری عمل می کنند که صبر می کنند ببینند کدام کاندیدا شانس پیروزی دارد، بعد روی آن سرمایه گذاری کنند.


بعد از این که از ستاد آقای کروبی کناره گیری کردی، کجا رفتی؟
در ستاد آقای معین


خب یعنی شما هم به فشار های مشارکت تن دادی؟
به نوعی بله، به نوعی هم نه، چون با توجه به تفکرات من آن روزها همین دو گزینه بود و باید یکی را انتخاب می کردم.

سال 92 هم که در ستاد آقای روحانی با هم فعالیت می کردیم، آن روزها خبری از اصلاح طلب ها نبود، چطور شد که ناگهان بعد از انتخابات سران اصلاح طلب سر و کله اشان پیدا شد؟

آن روزها اتفاقا همه اصلاح طلب ها در ستاد آقای عارف فعال بودند و روحانی را یک اصولگرای امنیتی می دانستند، من هم معتقدم روحانی سابقه اصلاح طلبی ندارد و یک اصولگرای امنیتی است، آن روزها آقای نجار رئیس ستاد بود و دکتر سلیمانی پور قائم مقام ، خود شما هم که مسئول کمیته اطلاع رسانی بودی، مهدی مقدری ، علی معینی، سمیه وکیلی،سعید سهرابی، حسین یزدی، علیرضا روحانی و ... هم در این ستاد فعالیت داشتند، ولی کسی آن ها را مانند امروز نمی شناخت. برای من خیلی جالب است که آن روزها بعضا آدم هایی به طور کلی به دلیل مسائل سال 88 انتخابات را تحریم کرده بودند و اصلا یک ساعت هم در ستادهای آقای روحانی و عارف حضور نداشتند و بعدها بارها برای کسب قدرت و به عنوان فعال ستاد آقای روحانی لابي کردند، ولی خیلی از این مدعيان اصلاح طلب می گفتند "ما اعتقادی به انتخابات نداریم!".


سال 96 با کدام ستاد همکاری داشتید؟
سال 96 من اصلا فعالیت ستادی برای ریاست جمهوری نداشتم ، چون اساسا فعالیت ستادی انتخاباتی را واجب کفایی می دانم و طبیعتا همه ميدانستند که روحانی رای می آورد و طبیعتا سرمایه گذاری روی اسب برنده مشی بنده نبوده و نیست فقط یک لیستی را تهیه کردم برای انتخابات شورای شهر بهارستان، تلاش هایی کردم

یعنی فعالیت حزبی را کنار گذاشتی؟
نه، من از سال 81 تا 87 در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی همکاری کردم، ولی عضو نشدم، سال 93 نیز عضو شورای مرکزی مجمع نیروهای خط امام استان اصفهان شدم، اکنون هم قائم مقام حزب آزادی در اصفهان هستم. یکی از احزاب اصلاح طلب و مجوز دار کشور که آقای محتشمی دبیرکل آن است و دکتر عباسی هم دبیر اجرایی آن در استان اصفهان است. این حزب عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان کشور و عضو شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب هم هست، ولی در استان اصفهان در شورای هماهنگی اصلاح طلب ها جایگاهی ندارد.

یعنی در تهران عضو این دو مجموعه هستید ، ولی شورای هماهنگی اصلاح طلبان اصفهانی شما را قبول ندارند؟
بله، این یک موضوع پیچیده است، از سال 82 که اصلاح طلب ها یکباره در انتخابات شورای شهر قافیه را باختند، یک شورای عالی سیاست گذاری در کشور راه اندازی شد که اعضای احزاب اصلاح طلب و نمایندگان آقایان خاتمی و عارف در آن عضو هستند. ریاست این شورا در کشور با آقای عارف است همچنین یک شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب در کشور تشکیل شده که رياست آن دوره ای است و هر شش ماه با یکی از احزاب عضو است، همه این دو شورا مرام نامه مشخص دارند و در استان اصفهان نیز متناظر آن ها وجود دارد.
اما اتفاقی که در این میان افتاده، این که پدرخوانده های اصلاحات در استان اصفهان شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب را به گروگان گرفته اند و آقایان نکویی، طهرانی، سیستانی، نیک نداف، نوروزی و معین این دومجموعه را در هم ادغام کردند و حتی هیئت رئیسه این شورای خود خوانده نیز به رغم لزوم برگزاری هر 6 ماه یکبار انتخابات، الان بیشتر از3 سال است که انتخابات نداشته اند؛ یعنی پدرخوانده های "خود خاتمی پندار" اصلاحات اصفهان یک آشی پخته اند که خودشان هم در آن مانده اند و به نوعی اعلام خودمختاری کرده اند و تلویحا می گویند "چون ما زودتر از تهران شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب داشته ایم، پس نیازی به اجرای صورتجلسه ها و دستورات تهران شورای عالی اصلاح طلبان و شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب نیست!" در حالی که این جا بحث اداره دموکراتیک احزاب مرتبط و هماهنگی بین آن ها مطرح است، نه موضوع زیر بار تهران رفتن یا نرفتن.

خودخاتمی پنداری؟ واژه ای جدید و قابل تامل است
رئیس شورای اصلاحات در استان اصفهان توهم خودخاتمی پنداری داشته و تصور می کند که کاریزمای خاتمی را در اصفهان دارد، هر کسی هم با ایشان صحبت می کند و تذکر می دهد، طرفدارانش مدعی می شوند یا نفوذی است و یا به جایی وصل است. مثلا الان انجمن های خودخوانده ای زیر نظر ایشان هست که عضو شورای هماهنگی اصلاحات استان اصفهان هستند، ولی نظیر متعالی آن اصلا در تهران وجود ندارد، ولی احزاب آزادی، هدی، مجد و ... که در تهران دفتر مرکزی دارند، اصلا عضو شورای سیاست گذاری و شورای هماهنگی اصلاحات اصفهان نیستند.

برای عضویت درخواست کرده اید؟
بله، چندین بار هم درخواست کردیم، ولی آقایان معتقدند ابتدا بیایید خودتان را پرزنت کنید، بعد ما رای گیری می کنیم ببینیم به صلاح هست عضو شوید یا نه؟ این یعنی این که داریم یک فضای شفاف رقابتی حزبی را به یک فضای دیکتاتوری انتصابی و از آن بدتر، محفلی آن هم به یک محفل 5 یا 6 نفره تبدیل می کنیم.
البته این تنها بخشی از کار است و بخش دیگر آن این که، همین شورای هماهنگی اصلاحات هم مسئولیت کار های خود را نمی پذیرد. فرض کنیم که همه کارهای این شورا درست است، خب چرا این افراد مسئولیت کارهای خود را بر عهده نمی گیرند، مثلا آقای نکوئی به عنوان رئیس شورای اصلاحات استان اصفهان داماد خود را به عنوان معاون شهردار به شهردار اصفهان معرفی ( بخوانید تحمیل) می کند، این را همه می دانند، هرچند که خود ایشان معتقد است که در این انتصاب هیچ رانتی نبوده ، ولی چرا امروز آقای نکوئی منتقد فعالیت های اعضای شورای شهر است و مسوولیت این انتصابات را نمی پذیرد و وقتی یک اتفاقی برای یکی از اعضای شورای شهر می افتد، به هیچ عنوان مسئولیت این حمایت بی چون وچرا از لیستی که خودش تهیه کرده را نمی پذیرند؟ مثلا زمانی هم که انتخابات مجلس شورای اسلامی بود و برای یکی از 5 کاندیدای لیست اصلاحات مشکل پیش آمد، ایشان حمایت موثری نمی کند؟ این یعنی اداره محفلی وغیر دموکراتیک یکی از سیاسی ترین تشکل های استان اصفهان بدون هیچ گونه پاسخگویی به اعضای و هواداران.

طهماسبی 6

 

یکی از وظایف احزاب، پاسخگویی به مردم است، به نظر شما الان که اصلاح طلب ها در اصفهان سر کار هستند، این اتفاق می افتد؟
اکنون اصلاح طلب های اصفهان از 5 کرسی نمایندگی مجلس شورای اسلامی 2 کرسی را دارند، آیا تاالان که حدود 3 سال از این انتخاب گذشته است، شورای هماهنگی اصلاحات استان اصفهان عملکرد آن ها را به مردم گزارش کرده که مثلا از نقطه صفر به کجا رسیده اند؟ اگر قرار باشد نمایندگان مسائل شخصی خود را دنبال کنند، اصلا چه لزومی بر حمایت یک حزب از این افراد بود؟
اصلا وظایف یک حزب چیست؟ آیا غیر از این که تشکیلات ایجاد کند و آدم های حزب را آموزش دهد تا بتواند در مواقع ضروری از بین آن آموزش دیده ها فرد یا افرادی را کاندیدا کند و سپس درخصوص عملکرد خود و نماینده اش به مردم گزارش بدهد؟ اما متاسفانه باید بگویم اصلاح طلب های اصفهان دارند مسیر اشتباه را می روند و تا وقتی که این تفکر در بین ما حاکم باشد و خودمان را در برابر کسی پاسخگو ندانیم، به هیچ کجا نمی رسیم.
یک زمانی با آقای نکوئی جلسه ای داشتم ، در محل نگارستان امام، در راهرو با هم نشستیم و با هم بحث کردیم، این موضوع فکر کنم مربوط به قبل از انتخابات سال 92 بود، سپس صحبت هایی که مطرح شد، من به ایشان گفتم یک نقشه راه مشخص کنید تا معلوم باشد چقدر قرار است رئیس بمانید، لطفا مشخص کنید مسیری که لازم است یک نفر طی کند تا رئیس شورای اصلاحات شود، چطوری تعیین و تبیین می شود؟ من آن روز صراحتا به ایشان گفتم شما استاندار بوده اید آن هم در چند استان کشور، مشاور وزیر کشور بوده اید، کی می خواهید رها کنید و بروید؟ آن وقت آقای نکویی عصای خود را بلند کردند و گفتند شما تقوا ندارید!
این در حالی است که اصلاح طلبان چاره ای ندارند جز این که اداره محفلی جریان اصلاحات در استان اصفهان را کنار بگذارند و دموکراتیک عمل کنند.

شما برآیند فعالیت های اصلااحات را در برخورد با افکار عمومی چطور ارزیابی می کنید؟
در 2 سال گذشته که شوراها به دست اصلاح طلبان افتاد، چند بیانیه از سوی احزاب اصلاح طلب صادر شد؟ غیر از یکی 2 حزب، دوره این که موقع انتخابات بیایند و بگویند ما هم هستیم گذشته است، این کار اسمش "فرصت طلبی" است، نه "اصلاح طلبی"، باید بدانیم که فرایند فعالیت حزبی و سیاسی بر مدار افکار عمومی استوار است و باید به این افکار پاسخگو بود.

به نظر می رسد چشم اسفندیار اصلاحات در استان اصفهان نبود اتحاد و همدلی است، نظر شما در این زمینه چیست؟
بله، الان فعالیت ها در این زمینه برنامه ریزی شده نیست، بیشتر از یک سیستم نظام مند، یک فرایند محفلی است و به جای این که شورای هماهنگی اصلاحات استان اصفهان یک فرایند تشکیلاتی را ارایه دهد، در لایه های گنگ و مبهم، یک محفل چند نفره تصمیم می گیرند، تولید فکر می کنند و آن را اجرایی می کنند. همین موضوع باعث شده تا عملکرد آن ها به اندازه وسع دیدشان باشد، یعنی هرچه دور و برخودشان می بینند، در برنامه های خود بگنجانند.
کمی در خصوص این ادعا توضیح می دهید؟
ببینید، در یک کلام ساده باید گفت اصلاح طلب ها هر کسی که دور و بر خودشان هست را می بینند و در بازی خود بازی می دهند، ولی کسی که در وسعت دیدشان جای ندارد، اصلا در بازی های خود راه نمی دهند. در اصل معیار سنجش این ها تیم محفلی کوچک خودشان است و این یک اصل کلی است.

یک زمانی اصلاح طلب ها مدعی بودند باید معیارشان شعار "زنده باد مخالف من باشد"، اما اکنون این معیار زیر سئوال رفته و با شکایت کم سابقه این افراد از مدیر یک کانال تلگرامی، خط بطلانی بود بر این امر، نظر شما در این زمینه چیست؟
من این موضوع را قبول ندارم، چرا که زنده باد مخالف من برای وقتی است که قانون این اجازه را می دهد و به حریم آبروی کسی لطمه وارد نميشود وقتی کسی به کسی تهمت می زند و بی حرمتی می کند، باید از آن شکایت کرد، البته این را هم بگویم، نه این که پشت پرده با کسی زد و بند شود و مثلا بگویند به شرطی رضایت می دهیم که دیگر انتقادی نکنید، حتی اگر انتقادها منطقی و سازنده هم باشد. در کل "زنده باد مخالف من" مربوط به زمانی است که حرف ها هزینه آبرویی ندارند.

وضعیت انتصاب دبیران اجرایی احزاب در استان اصفهان هم از نظر شما زیر سئوال است، در این خصوص توضیح می دهید؟
البته نه همه احزاب اصلاح طلب، بلکه برخی از آن ها، به طور مثال به نظر من یکی از دلایلی که شورای هماهنگی اصلاحات هیچ وقت شورای هماهنگی به آن معنای واقعی درست نمی شود ، این است که اگر حزبی در استان اصفهان شعبه نداشته باشد، آقایان نکوئی، طهرانی یا معین با تهران و دبیر کل آن حزب تماس می گیرند، می گویند فلانی را بگذار دبیر شعبه حزب در استان اصفهان، برای همین دیگر این افراد نماینده احزاب نیستند، بلکه نماینده آن حلقه پدرخواندگی هستند. به طور مثال اگر دبیر حزب "هدی" در استان اصفهان را آقایان معین، نکوئی، طهرانی یا یکی دیگر از اعضای حلقه پدرخواندگی انتخاب کرده بودند، این حزب هیچ ایرادی نداشت، الان هم بهترین پست ها را به ایشان پیشنهاد ميدادند، ولی چون برخی این دبیران انتخاب شده آن ها نیستند، ابتدا باید پرزنت شوند، بعد آقایان رای گیری کنند ببینند اینها صلاحیت رفتن در شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب را داریم یا نه؟ این نهایت محفلی عمل کردن است، کرسی های شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب ماهیت حقوقی دارد نه حقیقی و قطعا ارث پدری برخی محفل نشينان نیست.

شما به بسته بودن شورای اصلاحات در اصفهان اعتقاد دارید؟
در کل کشور اصلاحات به سمت پارلمانی شدن در حال حرکت است، البته قرار است بر اساس اساسنامه متناظر همین پارلمان و اجزای آن در استان ها هم فعال شوند، ولی بعید است این پارلمان در استان اصفهان شکل بگیرد. دلیل آن هم همین عملکرد غیر دموکراتیک آن ها و مهندسی اعضا است.
به طور کلی باید گفت همین آقایان که معتقدند برخی نهادها مانند شورای نگهبان و ... در انتخابات ها دخالت و مهندسی می کنند خودشان از ادره دموکراتیک یک تشکل 20الی 30 نفره عاجز هستند و آن را به سمت و سوی مهندسی شدن پیش برده اند. با وجود چنین افرادی ما باید دست شورای نگهبان را ببوسیم و اگر به فرض محال شورای نگهبان دست چنین افرادی بود، بی برو برگرد به شیوه ای عمل می کردند که چیزی غیر از خواست و سلیقه آن ها از صندوق ها خارج نشود.

برای این ادعا دلیل هم دارید؟
بله، به عقب که بازگردیم می بینیم اصلاح طلب های اینچنین که در قدرت بودند، خیلی دگماتیسم تر عمل کرده اند، یک وقتی من در یک شرکت اقتصادی مشغول بودم که در برهه ای از زمان با مشکل کارگری مواجه شد و یکی از اعضای شورای منطقه مشارکت که در آن شرکت فعال بود، برای من مثال زد و گفت ارگان های امنیتی در سال ۸۸ بسیار صبورانه برخورد کردند، بعد گفت اگر آن روز من قدرت داشتم بسیار تند و خشن برخورد می کردم.
دیدگاه اصلاح طلب ها در اصفهان یک دیدگاه بالا به پایین است، یعنی عده ای می گویند ما به عنوان سران اصلاحات حرکت می کنیم، بقیه هم باید دنبال ما حرکت کنند. این نگاه انحصار گرايانه، توسط بیشتر فعالان سیاسی اصلاح طلب اصفهان درک شده، دیگر نیاز به دلیل و برهان نیست.


ظاهرا الان اصلاحات اصفهان دو طیفی شده و این دو طیف در شورای شهر اصفهان مشهود و ملموس است
من هیچ تفاوتی بین این دوطیف قائل نیستم. البته این مسئله همه گیر شده که نتیجه دکان های دو نبش و غیر شفاف عمل کردن است. خط کشی مشهود است، ولی باید مشخص شود که این خط کشی برای منافع شخصی است یا منافع حزبی؟ مثلا عده ای الان در شورای شهر برای دستیابی به قدرت بیشتر ، پشت سر منتقدین مخفی شده اند، وقتی منافع شان را پی گرفتند، دوباره با طیف مقابل متحد می شوند. به نظرم این اتفاق متحد شدن برای در امان ماندن از انتقاد ها است.


یکی از مشکلات مدیران اصلاح طلب در استان اصفهان، فیش های حقوقی بود که منتشر شد، آیا این موضوع باعث بی اعتمادی به اصلاحات نشد؟
شاید! وقتی با برخی از سران اصلاحات اصفهان صحبت می کنیم، می گویند قبلی ها هم همینقدر یا بیشتر حقوق می گرفتند، مبالغی که دریافت می کنیم غیر قانونی نیست، ولی یادمان نرود، اگر این مسئله حقیقت هم داشته باشد، اصلاح طلب ها یک تفاوت با اصولگراها دارند، آن هم این که ما همین موارد را دستمایه اعتراض به اصول گراها کرده بودیم که چرا آن ها باید اینقدر حقوق بگیرند؟ مدعی بودیم که در مدیریت اصلاح طلبانه اینچنین نخواهد شد، اما حالا با توجه به وضعیت نگران کننده درآمد های شهری، شاهد همان اتفاقات هستیم، لذا باید از خودمان بپرسیم آیا ما با این شعارها رای آوردیم؟ آیا واقعا نظر ما این بود؟ بله من هم معتقدم که حقوق 13 میلیون تومانی معاون شهردار قانونی است، ولی ما با این شعار بر سر قدرت آمدیم که "فاصله بین شهردار تا کارگر شهری کم می شود، نه این که برابر شود" مثلا مدیر شهری نهایتا 4 برابر یک کارگر ساده حقوق بگیرد، قانونگذار تفاوت بین حقوق مدیران با کارگران را تا 7 برابر تصویب کرده، ولی این 7 برابر برای وزرا و رئیس جمهور است، نه شهردار و معاونین شهرداری، قرار ما این نبود که اینقدر تفاوت وجود داشته باشد و بعد هم بگوییم قانونی است، بله قانونی است، ولی آیا واقعا وجدانی هم هست؟


آقای طهماسبی برخی می گویند این اعتراض های شما به دلیل این است که به شما سمت نداده اند، اگر یک روز در جریان مدیریت اصلاح طلبانه شهر سمتی گرفتی باز هم انتقاد می کنی؟
"هرکسی از ظن خود شد یار من"
آن ها که اینگونه می گویند، خودشان اینطور فکر می کنند که با گرفتن یک پست و سمت می شود آرام گرفت، من نمی گویم اگر پست به من می دادند باز هم اینقدر تند به عتراض می پرداختم، ولی فکر کنم اینقدر به خودم مسلط هستم که بدانم چه انتقادی را بیان کنم که در نهایت باعث پیشبرد اهداف شهر و استان باشد. اصلا برای همین است که به جوانان توصیه می کنم همانطور که ما شور و شعف داشتیم و هرکاری می گفتند می کردیم تا آب در دل آقایان تکان نخورد فعالیت نکنند، بلکه به گونه ای فعالیت کنند که مسیر رشد و ترقی شان مشخص باشد، مثلا نقشه راه داشته باشند، بگویند امروز در نقطه صفر هستیم، ولی بر اساس این نقشه راه، ظرف مثلا 10 سال می توانیم به نقطه 15 برسیم. اگر این اتفاق نیفتد، چندی بعد مانند ما که امروز یک طبقه " اصلاح طلب های شرمنده "را تشکیل داده ایم، آن ها نیز طبقه دیگری از اصلاح طلب های شرمنده را تشکیل می دهند.


شما آینده اصلاحات اصفهان را چطور ارزیابی می کنید؟

به نظر من در بالادست کشور دارد موازنه قدرت شکل می گیرد و این فرایند از سال 88 آغاز شد، در پایین دست نیز این اتفاق بی تاثیر از تحولات بالا دست نیست . البته اصفهان به دلیل عملکرد ضعیف حلقه پدرخواندگی شرایط خاصی دارد، مثلا زمانی که در تهران و در انتخابات مجلس شورای اسلامی سال 94 اصلاح طلب ها 30 بر صفر پیروز شدند، استان اصفهانی ها 16 بر سه شکست خوردند و در انتخابات آینده نهایتا اگر اصلاح طلب های اصفهانی بتوانند همین 16 بر 3 را هم حفظ کنند، هنر کرده اند. مگر این که بتوان با شگردهایی مانند استانی شدن انتخابات ، این ترکیب را بر هم زد. در اصل باید گفت اصلاح طلب های اصفهانی خیلی پایگاه اجتماعی ندارند، چرا که هر بار پیروز شده اند متاثر از یک موج ملی بوده و هیچ وقت نتوانستند با سرمایه اجتماعی خود پیروزی قاطع در انتخابات مجلس شورای اسلامی و یا مجلس خبرگان رهبری را رقم بزنند بلکه با حرکتهای موجی و توده ای بعضا موفقیت هايي داشته اند ، این امر نشان دهنده نبود اعتبار در پایگاه اجتماعی اصلاح طلب های اصفهان است.

بنا بر این گزارش، در این گفت و گو سئوالاتی نیز پیرامون شیوه اداره اصلاح طلبانه شهر اصفهان توسط مدیران شهری در حدود 18 ماه گذشته مطرح شد که طهماسبی پاسخ های قابل توجهی برای آن ها ارایه کرد، آن گفت و گو نیز در روزهای آینده در این پایگاه خبری تحلیلی منتشر خواهد شد

 

گفت و گو از رضا صالحی پژوه