آمریکای ترامپی خیلی زودتر ازآنچه پیش‌بینی می‌شد، شاخ خود را به دستان ماتادورهای خاورمیانه سپرد و حالا با سروصدای زیاد سعی دارد تا خود را از این مهلکه نجات دهد. چراکه رئیس‌جمهور آمریکا در آخرین اظهارنظرهای خود در میان آتشی خود افروخته در منطقه، اولویت‌های دولتش را تجارت با چین، دیدار با رهبر کره شمالی و پرداختن به بمباران شیمیایی سوریه اعلام کرده است و می‌خواهد به منتقدین خودش وانمود کند که اوضاع عادی است؛ اولویت‌هایی که هر سه در منطقه‌ای به نام خاورمیانه تعریف‌شده و به نظر می‌رسد حالا رئیس‌جمهور موطلایی آمریکا که می‌خواست به بهانه ناامن جلوه دادن منطقه خاورمیانه به دوشیدن‌های عربستان و کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس ادامه دهد، حالا در باتلاقی فرورفته که بیرون آمدن از آن سخت و سنگین است.
جنگیدن با روسیه و هم‌پیمانانش توسط آمریکا و متحدان نظامی این کشور به لحاظ ژئوپولتیک بیشتر از آن‌که به یک استراتژی جنگی شبیه باشد، به یک حماقت بزرگ شبیه است، چراکه با نیم‌نگاهی به عمده متحدان آمریکایی منطقه درمی‌یابیم غیر از سرزمین‌های اشغالی فلسطین که تحت اختیار صهیونیست‌ها بوده و مدعی وجود گنبد آهنین بالای آن هستند که آن‌هم با اصابت یکی دو موشک حزب‌الله لبنان نقض شد، مابقی زمین‌ها عمدتاً بیابانی است که استعداد اجرای تاکتیک نظامی را ندارد و به‌راحتی می‌تواند زمینه ورود نیروی زمینی به خاک آن کشورها را فراهم سازد، به‌طور مثال کشورهایی مانند عربستان، بحرین و ... که بخش زیادی از خاک آن‌ها بیابان مسطح بوده و استعداد جنگ ندارد و بخش‌های اقتصادی و صنعتی آن‌ها نیز با حملات موشکی ساقط شدنی است. همچنین تقابل با وسیع‌ترین کشور دنیا با تکیه‌بر چند ناو هواپیمابر آن‌هم با نیروی جنگی فرسوده و خسته و اقتصادی بحران‌زده، نمی‌تواند نتیجه‌ای غیر از زمین‌گیر شدن آمریکا و هم‌پیمانانش داشته باشد.
همچنین ترکیه که این روزها مانند یک زن بدکاره سعی دارد خود را در آغوش قدرت‌های بزرگ سیاسی بیندازد، هنوز به بلوغ فکری و سیاسی نرسیده و با توجه به روحیات قائم به فرد رئیس‌جمهور پرحاشیه آن و انتقادهای زیاد داخلی از این شیوه مدیریت آن را به یک کشور متزلزل تبدیل کرده و مناقشات داخلی آن مانند درگیری با کردهای مرزنشین نیروی نظامی نه‌چندان قوی آن را خسته کرده و نمی‌توان آن را یک نقطه اتکای قوی برای یک مبارزه نفس‌گیر به‌حساب آورد.
با این حساب در این آوردگاه آمریکا و متحدانش سعی دارند با دست در دست هم دادن، زمینه‌ساز تغییرات تاریخی منطقه ازجمله حذف "بشار اسد" باشند، اما این دول متحد که سالیان زیادی است به بهانه‌های پوچ و توخالی ازجمله مبارزه با تروریسم وارد منطقه شده و به‌رغم وعده‌هایی که داده بودند که "چندماهه بر تروریسم پیروز می‌شوند"، حدود 10 سال با آن جنگیده و حالا نه‌تنها تروریسم ریشه‌کن نشده، که تمام دنیا متوجه آن شده که آمریکا و متحدانش حامیان جدی و مخفی تروریست‌ها در منطقه هستند و آن‌ها که هنوز به شکست خود معترف نیستند و مانند یک پهلوان پوشالی وسط گود حریف می‌طلبند، این‌قدر در انجام این اقدام ناتوان هستند که بنا به اظهارات یکی از وزرای رژیم صهیونیستی اقدام برای ترور رئیس‌جمهور سوریه نیز دور ازنظر این زیاده خواهان نخواهد بود؛ ترور در مناسبات جنگی معمولاً اقدامی کور تلقی می‌شود که اوج عجز و ناتوانی گروه‌ها، دولت‌ها و حکومت‌ها برای دستیابی به اهداف خود را نشان می‌دهد و تمام این نشانه‌ها نشان از آن دارد که شاخ گاو وحشی که خودخواسته به منطقه خاورمیانه وارد شد، در دست ماتادورها جاافتاده و پشت این دست‌وپا زدن‌ها، نفس‌های خسته‌ای است که باید آن را آخرین نفس‌های این گاو وحشی به شمار آورد.

 

rezasal  یادداشت از رضا صالحی پژوه - قائم مقام دبیراجرایی حزب آبادگران ایران اسلامی در اصفهان