دقیقاً 60 روز از حضور محسن مهرعلیزاده در اصفهان به‌عنوان استاندار می‌گذرد و هنوز نشستی با مدیران رسانه‌های این استان نداشته درحالی‌که در عصر انفجار اطلاعات، رسانه یکی از کلیدی‌ترین ابزارهای مدیران به شمار می‌رود. اما جای بسی سؤال است که چرا مدیران ارشد استانی نسبت به این ابزار مدیریتی این‌قدر کم‌لطف شده‌اند.
هرچند انتظار می‌رفت در روزهای ابتدایی حضور استاندار اصفهان در این استان تأثیرگذار کشور، مدیران رسانه‌ها به‌عنوان راهبران افکار عمومی در نشستی مشترک به معضلات این استان بپردازند و درباره استراتژی، اهداف و برنامه‌های مدیریتی مهرعلیزاده بحث و تبادل‌نظر کنند، اما نه‌تنها این اتفاق نیفتاد، که در پیگیری‌های برخی از اهالی رسانه درباره نشست احتمالی استاندار اصفهان با مدیران رسانه‌ای، برخی از نزدیکان ایشان اظهار داشتند: "هنوز فعالیتی صورت نگرفته که بخواهند درباره آن اطلاع‌رسانی کنند." هرچند که نگارنده این سطور حتی با همین واژه نیز مخالف بوده و گفتن این جمله که "هنوز اتفاقی نیفتاده است!" برای استانی که چهار سال در آن اتفاقی نیفتاد کم‌لطفی به مسئولانی است که حالا آستین همت را مردانه بالا زده تا در خدمت مردم باشند و تحول را در همین 60 روز نیز می‌توان در برنامه‌ها و اقداماتشان دید، اما این نکته هم که رسانه فقط باید تابلو اعلام عملکرد مسئولان باشد و غیرازآن نقش و اثرگذاری دیگری ندارد، کمی بیش از کمی کم‌لطفی به این قشر زحمتکش و مظلوم است و به‌نوعی تبدیل کردن موتور محرک و پیشران افکار عمومی به میرزا بنویس هایی است که در نگاه مسئولان تنها باید بیایند، شرح عملکرد مدیر را بنویسند، سپس بروند تا شاید روزی دیگر، دوباره در این نقش به حضور پذیرفته شوند! و این نگاه بی‌شک آنتروپی سازمان‌های رسانه‌ای را به دنبال خواهد داشت، چراکه رسانه در هیچ جای دنیا تابلو اعلانات عملکردها نبوده و اصحاب رسانه نیز هیچ‌گاه نقش میرزا بنویس ها را نخواهند داشت. اما این توقع از مدیر ارشد استان که روزی در قامت معاون رئیس‌جمهور منشأ اثرات بسیاری در حوزه ورزش جمهوری اسلامی ایران بود می‌رود که به‌دوراز نگاه‌های سطحی به رسانه، ضمن اعلام اهداف و برنامه‌ها به مردم از طریق رسانه‌ها، جایگاه این رکن بلامنازع از دموکراسی را ارتقاء ببخشد و هم این‌که از این بازرسان بی حکم و ابلاغ سازمانی بهتر از این بهره بگیرد. مدیران رسانه امروزه به‌عنوان گنجینه‌های مطلع از ضعف‌ها و قوت‌های سازمانی واداری می‌توانند بازوهای پرتوان مدیران ارشد استان باشند، چراکه آن‌ها مرکز آرشیو S.W.O.T استان هستند و می‌توانند برای مدیران مؤثر واقع شوند. شاید این موضوع را در دوره‌های مختلف مدیران دهه‌های گذشته این استان، علیرضا ذاکر، استاندار اسبق اصفهان به‌خوبی درک کرد. درکی عمیق و وسیع از کارکرد رسانه که باعث شده اشتیاق اهالی قلم به وی همچنان پایدار بماند و به‌رغم برخی کاستی‌ها و کمبودها، آن‌هم در دولت بحران‌زده دهم به ریاست جمهوری یکی از پرحاشیه ترین روسای جمهور تاریخ ایران، از خوش‌نامی زائدالوصفی بین مردم بهره بگیرد. چراکه وی نه‌تنها رسانه‌ها را به‌عنوان تابلوهای اعلانات ادارات و سازمان‌ها ندید، بلکه اهالی رسانه را نیز به‌عنوان مشاورانی امین و صدیق معرفی کرد و از آنان خواست تا مشکلات و معضلات را به‌دوراز نگاه‌های جناحی و سیاسی رصد و پیگیری کنند و حتی گام‌هایی فراتر از آن، در اختلافات پیش‌آمده بین استانداری و شهرداری وقت اصفهان، این علیرضا ذاکر اصفهانی بود که توانست مدیران شهری آن زمان را به‌رغم داشتن تعدد رسانه مغلوب کند و با استفاده از رسانه‌های آزاد، مردم را نسبت به حقوق خود در زمینه‌های گوناگون شهری مطلع و آگاه سازد و همین نگاه صحیح، آکادمیک و به‌نوعی حرفه‌ای به رسانه باعث شد تا طلایی‌ترین دوران فرهنگی اصفهان در این دوره رقم بخورد و برخلاف عرف اداری، روز تودیع این مدیر استانی، نه‌تنها اهالی رسانه، که سازمان‌های مردم‌نهاد حامی محیط‌زیست، میراث فرهنگی، اهالی فرهنگ و ... از رفتن وی مغموم‌تر از همیشه باشند. آری! مدیری که وقتی احساس می‌کرد نمی‌تواند حقوق مردم اصفهان را از لابه‌لای مصوبات اداری محقق سازد، دست به دامان رسانه‌هایی می‌شد که می‌توانستند با شفاف‌سازی بسیاری از معضلات را مرتفع سازند و هزینه‌های اصفهان را کاهش دهند، جای خود را به مدیری داد که جمله معروف " من رئیس شورای تأمین استان هستم، پس درباره آب چیزی ننویسید" آن در برابر رسانه‌ها به طنز مبدل شد. و حالا که جوانه امید دوباره پس از چهار سال در اصفهان به آفتاب سلامی دوباره داده است و همت والای مدیران ارشد استانی از نوع فعالیتشان هویدا شده است، انتظار می‌رود تا با استفاده از ابزار رسانه بیش از این در راستای توسعه این استان به‌ظاهر برخوردار و در باطن مظلوم و محروم بپردازند.