به گزارش پایگاه خبری تحلیلی همراز: حالا این "آقا رضای خودمان" شده است استاندار اصفهان؛ جوانی انقلابی که به رغم داشتن عنصر جوانی ، تخصص و تعهد حالا باید پنچه در پنجه مشکلات اصفهانی بیاندازد که نامش "نصف جهان" است، ولی در اصل پوسته ای بیشتر از این نصف جهان باقی نمانده و انبوهی از مشکلات ریز و درشت در آن، همگان را نگران کرده است.

"آقا رضای خودمان" حالا ردای استانداری پوشیده و دیگر صرفا "آقا رضای خودمان" نیست، بلکه "آقا رضا"ی تمامی اهالی اصفهان است، چه آن هایی که به آیت الله رئیسی رای دادند، چه آن هایی که به کاندیدای دیگری رای دادند و حتی استاندار آن هایی که اصلا رای ندادند.

"آقا رضای خودمان" که در روزهای پر التهاب خرداد در زمره تماشاچی ها نبود و خود بازیگر این عرصه بود، خوب می داند که آنچه زبان دشمن را در این برهه و در تمامی انتخابات های بعد از انقلاب دراز می کند، خط کشی است که هنرش فقط خط کشیدن میان جناح هاست و اندازه گیری میزان ارادت آدمیان به فلان جناح و فلان حزب و فلان دسته، لذا دیگر این خط کش نه تنها کارآیی ندارد، که مانعی هم هست جلوی پای رشد و توسعه استانی که یک روزی حرف ها برای گفتن در سطح ملی و بین المللی داشت؛ از این رو "آقا رضای خودمان" اگر این خط کش را بشکند و دهانه پرگار را بازتر کند تا آدم های بیشتری میان دایره خدمت قرار گیرند، شاید بتوان کورسوی امیدی از آینده این دیار را به جستجو نشست.

کارشناسان و متخصصینی که به جرم پیش بینی حقیقت تلخ این روزها، خواب آرام برخی مدیران را آشفته کرده بودند، گوشه نشین شدند و برخی هم که توانستند بار هجرت بستند و از دور نظاره گر این همه بی مهری به دیار نصف جهان شدند.

هنرمندانی که دستشان در آستین و سرشان درکلاه شکست و صورتشان با سیلی سرخ نگه داشته شد تا چراغ هنر در این دیار خاموش نشود و باز هم نشد که نشد.

و ده ها و صد طیف و دسته و گروهی که از یک امضا و تصمیم مدیران دیروز، امروزِ خود را باختند و در بهت و حیرت به سمت نگرانی خزیدند.

اما حالا "آقا رضای خودمان" آمده تا روزهای روشن نه چندان دوری که هویت برای دولتمردانش گنجی نایاب و فرهنگ و تمدن طلای ناب بود را زنده کند، او از تبار همان مدیرانی است که توانستند انجمن های حمایت از میراث فرهنگی، محیط زیست ، اصفهان شناسان با هر نگاه و نگرش سیاسی را دور هم جمع کنند و اگر این دوره را طلایی ترین دوره مدیریت استان ندانیم، باید بگوییم مردان سیاست در این دوره در بسیاری از موارد موفق عمل کردند.

هرچند که پس از آن اصفهان مردی را هم به خود دید که 4 سال رسانه ها را از نوشتن و اطلاع رسانی در خصوص مسائل مهم اصفهان منع کرد، اما به محض به پایان رسیدن دوره دولت متبوعش، با یک خبرگزاری مصاحبه کرد و خود را از تمام مشکلات پیش آمده که آن روزها برای اهالی رسانه مثل روز روشن بود که اتفاق خواهد افتاد، مبرا کرد و تمام تقصیرها را گردن مدیران بالادستی انداخت ...

آری "آقارضای خودمان" !

اصفهان امروز با روزهایی که شما در حلقه مدیریت اجرایی آن بودید تفاوت های فراوانی دارد.

آن روزها اگر مسئله آب و بیکاری بحران نگران کننده ای بود ودیگر مسائل استان، دغدغه مدیران آن روزها، امروز بی تکلف باید گفت اصفهان است و یک پوسته به جا مانده از هشت سال مدیریتی که نتیجه اش اظهر من الشمس است.

اصفهان است و آب؛

آبی که یک تونل انتقال درون حوضه ای آن قرار بود 20 سال پیش راه اندازی شود و هنوزپس از 16سال می گویند تنها 10 درصد دیگرش باقیمانده تا احداث شود!

معضل آب است و سامانه دوم انتقال آب شرب به اصفهان بزرگ که از نان شب هم واجب تراست برای کمک به  ئتنها سامانه ای که هر لحظه ممکن است یک آلودگی ، 4 میلیون و 700 نفر از مردم را به یکباره به تشنگی فرو برد، همانطور که پیش از این نیز اتفاق افتاد و اینچنین شد.

معضل آب است و خشکی محض زمین های کشاورزی شرق اصفهان.

معضل آب است ودرخت های مثمری که ایستاده در باغات غرب اصفهان در انتظار تیزی تیغه تبر نشسته اند و رخساره نگران و دستان چروکیده کشاورزانی که گوششان به اخبار است و چشمشان به آسمان.

معضل آب است و" بهشت آبادی" که مردانی ازدیار مهربانی های به نسیان سپرده شده، از هم تباران حداقل 700 هزار مهاجری که این روزها در اصفهان سکنی گزیده اند، میرابی میرغضب شده اند برای بستن نهر به روی مردم حق آبه دار اصفهان.

دلم می خواهد نفس بکشم

اما از معضل آب که بگذریم، دوباره زردی برگ های درختان، نوید پاییزی را می دهد که به هزاررنگی فصول شهره است وهنرآفرینی خالقی را به رخ می کشد که سلسله جنبان هنر از ازل است تا به ابد.

اما این سال ها پاییز در اصفهان چهارفصل، نوید فرونشست رنگ بر برگ را که نمی دهد، هیچ ، که انسان را به یاد سرفه های شهروندان و خِس و خِس ریه پیرمردان وپیرزنانی می اندازد که از آلودگی هوا باید به کنج خانه هایشان پناه برند تا در چنگال این دیو بی حیا اسیر نگردند.

آلودگی که هرچند همواره 70 درصد عامل اصلی آن را خودروهای تک سرنشینی می دانند که متمهمین همیشگی این پرونده جنایی هستند، اما نقش آلاینده هایی همچون کوره های اطراف اصفهان، صنایع بزرگ، فرسودگی ناوگان حمل و نقل عمومی و... نیز در این پرونده کمرنگ تر از خودروهای تک سرنشین نیستند و متاسفانه هرسال که از سیاه دلی فصل زرد سال می گذریم ، به امید روزهای بهتر، سال آینده روزهای سیاه تر و کشنده تری را به نظاره می نشینیم.

"آقا رضای خودمان" ، ما مردم اصفهان نیز حق نفس کشیدن داریم، ما هم دلمان هوای پاک می خواهد؛ نه برای خودمان که برای نسل های آینده امان که بی اراده پا به این زمین گذاشتند و بعد از خدا، امیدشان به ماست.

اصفهان مامن تبارهای مختلف

"آقارضای خودمان"! باور کنید اصفهانی ها آنقدر گِرد و غوز نشسته و خودشان را جمع و جور کرده اند که دیگر روی گلیم بازار اشتغال و مسکن و ... برایشان جایی نمانده تا حتی یک لحظه پایشان را دراز کنند.

مهاجرت های بی رویه حاشیه نشینی را به دل شهر آورده و شهرها را به حاشیه برده و کودکان را در طفولیت به کار واداشته و کار را برای کودکان به جایی رسانده که هیچ چهارراهی را عاری از یک یا دو کودک کاری که بسته آدامس و شکلاتی و یا اسفند دودکنی و یا شیشه شور و دستمالی در دست دارند، نمی بینید.

مهاجرت به دیارادیبان و فرهنگ دوستان که روزی برای هر مهاجری آغوش می گشود و امروز تشنه یک جرعه آب است، اگر کنترل نشود، فردا روزی گسستگی فرهنگ چه بر سر این دیار خواهد آورد؟

و اما بدتر از همه این ها این که هنوز به دنبال یک قانون نانوشته، وقتی نام اصفهان در تهران به زبان می آید، نه تنها خیابان چهارباغ و میدان نقش و جهان و یکی دو خیابان مرفه نشین در ذهن ها متبادر می شود، که بعضا تصمیم های ستیزه جویانه ای نیز نسبت به این دیار در قالب تصمیمات مدیریتی گرفته می شود که مصادیق بارز آن را هم شما می دانید و هم ما و بیان آن از حوصله این قال و مقال خارج است.

تنها یک نمونه بارز آن تخصیص 150 میلیارد تومان اعتباری است که در سفر معاون برنامه ریزی رئیس جمهور سابق به یک پروژه آبی اختصاص یافت ، ولی هیچگاه پرداخت نشد.

"آقارضای خودمان"!

با هم تعارف که نداریم، اصفهان را در خیلی از سال های بعد از انقلاب پدرخوانده های خودخوانده ای اداره کرده اند که عادت دارند در سایه بنشینند و مدیران را به حرکت در آورند، اما همان حرکات موزون و ناموزونی که خودشان می خواهند.

لذا باید مراقب حلقه های قدرت و ثروت بود، سایه نشینانی که غیر از منافع خودشان به هیچ چیز فکر نمی کنند و اشک مردمی که برای خرید دو قلم دارو و یا یک گونی برنج باید خجالت زده اهل و عیال خود شوند را نمی بینند.

آقا رضای خودمان ؛ هویت را به اصفهان بازگردان

اصفهان است و هویت آن، هویتی به جا مانده از چندین دوره تمدنی ریشه دار و عمیق که سه دوره مشخص و بارز آن - آل بویه و سلجوقه و صفویه - سنگ بنای تمزیج ذوق و هنر را با ذائقه مردم شهری برهامون نهاده گذاشته و رنگ و سنگ با تبحروعشق، کاشی به کاشی کنار هم چیده شده تا هر بیننده ای را مسحور و شگفت زده خود نماید.

هویتی که بخشی از آن را می توان در تخت پولاد این دیار به کنکاش نشست، از یوشع نبی بنی اسرائیلی (ع) گرفته تا جهانگیر خان قشقائی، حاج آقا رحیم ارباب ، بابارکن الدین ، حاجیه خانم امین ، استاد تاج اصفهانی، استاد جلال الدین همایی ، استاد حسن کسائی و هزاران شهید گلگون کفن از جنگ تحمیلی گرفته تا مدافعان حرم ، مدافعان امنیت و مدافعان سلامت ...

"آقا رضای خودمان" دنیا روی شاخ توریسم می گردد

از این تمدن غنی، آثاری به جا مانده که سالیانه تعداد زیادی توریست خارجی و داخلی را به اصفهان می کشاند، از تپه های سیلک کاشان گرفته تا مسجد جامع عتیق و محراب اولجایتو به عنوان زیباترین سازه گچکاری شده دنیا تا پل های تاریخی و مساجد غنوده در دل تاریخ و باغ های ثبت جهانی شده و ... که البته این روزها حال و روز خوشی ندارند وکمرشان زیر بارخشکسالی خمیده و تن نحیف و فرتوتشان از ترس فرونشست زمین به لرزه افتاده است.

اما متاسفانه یک استراتژی مدون و مشخص برای جذب توریست در اصفهان تدوین نشده ویا اگرهم تدوین شده ، اجرایی نشده که همت مضاعفی را در این زمینه از شما می طلبد.

این حرف گزافه ای نیست که وقتی "مهاتیر محمد" ، نخست وزیروقت مالزی و یا "عبدالله گل" رئیس جمهوروقت ترکیه به اصفهان می آیند، در اولین برخوردشان با میدان نقش جهان آنچنان مستحیل می شوند که برای لحظاتی زیانشان از بیان هر سخنی الکن می ماند و پس از آن هر دو نفرشان یک چیز می گویند و آن هم این که : "اگرما در کشورمان اصفهان داشتیم، هیچ نیازی به نفت و فروش انرژی نداشتیم."

و بی دلیل نیست که وقتی "مولود چاووش اوغلو"، وزیر امور خارجه ترکیه از گذر پشت مطبخ وارد میدان می شود، برای لحظاتی روی زانوهای خود می نشیند و برابر این فرهنگ تمدنی زانو می زند.

"آقا رضای خودمان"! ، این میدان نشست کرده و پیش بینی می شود تا سال 1409 حدود 40 سانتیمتر زمین در این محدوده آن هم به دلیل برداشت بی رویه از آبخوان ها نشست کند و این یعنی این که شاید تا چندی دیگر چیزی به نام این ابنیه با عظمت را نداشته باشیم و آن روز است که باید بیاندیشیم که به نسل های آتی خود چه بگوییم و چگونه در چشمان تاریخ نگاه کنیم از این همه بی مهری که به اصفهان روا داشته شد و دم بر نیاوردیم تا پایه های میزریاستمان سست نشود..

"آقا رضای خودمان"! ، اصفهانی ها صنعتگرند

نام اصفهان نه تنها با هنر، که همواره با صنعت نیز گره خورده و اصفهانی ها را در دنیا به عنوان مردمی صنعتگر می شناسند، از آن روزها که این دیار را "منچستر آسیا" می خواندند، اصفهانی ها در صنایع ریسندگی و بافندگی تبحر داشتند تا اکنون که بزرگترین تولید کننده صنعت فولاد خاورمیانه در دل این شهر خفته و فولاد تولید می کند.

اما صنایع در اصفهان تنها صنایع بزرگ و مادر نیستند، اصفهان روزی روزگاری بیش از 8 هزار کارگاه صنعتی کوچک و بزرگ داشت و اکنون بسیاری از این صنایع به گروگان بانک ها و بنگاه های اقتصادی در آمده اند که باید برای رهایی آن ها از چنگال این گروگان گیرها، تک تیرانداز استخدام کنید.

تک تیراندازهایی که خلاء های قانونی را شناسایی کنند، موانع تولید را بردارند و بازار را تنظیم کنند تا بر سرخوان تولید، همگان، هر کس بر اساس نقشی که در این زمینه بازی می کند، بنشیند ومتنعم شود.

"آقا رضای خودمان"! لطفا انحصار را بشکن ، نه تنها در صنعت که در سیاست، در اقتصاد و بازار، در فرهنگ و هنر و ...

لطفا اجازه بده همه با سلایق مختلف خلاقیت خود را دوباره بیدار کنند و آن را به منصه ظهور بگذارند و خود را در گوشه ای از مهد تمدن عرضه نمایند تا چرخ های زندگی دوباره به چرخش در آید.

"آقا رضای خودمان"! هرچند دکترای مهندسی مواد پیشرفته از دانشگاه صنعتی اصفهان داری ، هرچند سوابقی همچون عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی اصفهان، فرماندار شهرستان شهرضا ، قائم‌مقام مدیرعامل، معاون و عضو هیئت مدیره شرکت شهرک‌های صنعتی استان اصفهان در کارنامه داری و حالا هم شده ای استاندار دولت آیت الله سید ابراهیم رئیسی در استان اصفهان، استان 23 هزار شهید گلگون کفن، ولی لطفا برای مردم این دیار همان "آقا رضای خودمان"، همان جوان انقلابی و مردمی بمان تا جوانه های امید در دل مردان و زنان این دیار دوباره جوانه بزند.

لطفا " آقا رضای" تمام مردم اصفهان، با هر سلیقه و نگرشی بمان تا اصفهان دوباره اصفهان شود.

بگذار تا حجار سنگ تراش روزی که قلم بر دل سنگ سرنوشتت می تراشد، فارغ از هر لقبی چون "دکتر" و "رئیس" و "حاجی" و "مشهدی" و کربلای، فقط "آقا رضای خودمان" را بتراشد تا در دل پر معنی و مفهومش "دکتر" و "حاجی" و" کربلایی" و "مشهدی" هم نهفته باشد./

انتهای پیام

رضا صالحی پژوه

نام نویسنده : رضا صالحی پژوه

 ایمیل: hamraznews@gmail.com