شاید شبیه یک طنزسیاسی و یا حتی اگر یکی چند روز دیرتر اعلام می شد شبیه دروغ سیزده بود،اما ظاهرا بعد از صهیونیست هاحالا آل سعود هم می خواهد از جزئیات مذاکرات 1+5 سردربیاورد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی همراز، «عادل الجبیر» سفیر عربستان در آمریکا گفت" برای اطمینان از امنیت خود باید از جزئیات توافق هسته‌ای ایران و گروه ۱+۵ اطلاع حاصل کنیم."
طنزی که هرچند خنده را بر لب شنوندگان خشک می کند، اما بی تردید نشان از آن داردکه عربستان هم از موقعیت خود نگران شده و حالا که کارشکنی ها و بریز و بپاش های بی حد و اندازه اش در جلوگیری از پیشبرد مذاکرات نتیجه بخش نبود، با تغییر حاکم و نه حاکمیت فرمان فرمایی به دنبال مرگ "عبدالله" از حاشیه به متن آمده و خواستار اطلاع از جزئیات کامل توافقات هسته ای ایران با غرب شده است.
ادعایی مضحک که همچون ردایی بی قواره بر تن آل سعود زار می زند، ریشه در وابستگی آنها به ابرقدرت های جهان و فرش قرمز پهن کردن های پی در پی این خاندان به ظاهر مسلمان زیر پای صهیونیست ها و آمریکایی ها آن هم زمانی که بسیاری از زنان و کودکان مسلمان در دیگر کشورها با دست ودلبازی های سعودی به خاک و خون کشیده می شدند دارد.
سعودی ها از چه نگرانند؟
برای بررسی ریشه این نگرانی باید نگاهی به وقایع 36 سال پیش منطقه انداخت، به ویژه انقلاب 1979 ایران که یک کشور سلطنتی که تا آن روز قدرت بلامنازع منطقه و دست و پا بسته دربرابر بلوک غرب بود را به یک نظام دمکراتیک مبتنی بر اصول اسلامی تبدیل کرد.
این اسلامی شدن ایران با رهبری مرجع جهان تشیع نمی توانست برای اعراب به ظاهرمسلمان خوشایند باشد، چرا که حالا اصول اسلامی از دل قرآن،احادیث و روایات بیرون کشیده می شد و تفاوت سیاست دینی با دین سیاست زده به وضوح مشخص می شد و قطعا متضرر اصلی این قائله هم کسی نبود جز عربستانی که دل به خدعه و نیرنگ آل سعود بسته بود. از سوی دیگراختلافات ریشه ای آن زمان ایران با آمریکا باعث شد تا عربستان که حالا جای خالی یک نظام قدرتمند منطقه ای را در خلیج فارس خالی می دید، با دامن زدن به آتش جنگ ایران وعراق به نفع بعثی ها،سعی در پرکردن جای خالی ایران با حفظ وابستگی سیاسی به بلوک غرب کند.
با اضمحلال بلوک شرق و بی اثر شدن قطبیت در دنیای مدرنیته سیاسی در دهه 80 و 90میلادی سعودی ها به تصور اینکه هرچه بیشتر به آمریکایی ها باج بدهند بیشتر قدرت می گیرند، کارشکنی در به ثبات رسیدن منطقه و ایجاد فضایی آرام و به دور از تنش را در دستور کار خود قرار دادند و همزمان با این قدرتمند شدن اعراب،آمریکا به طور متمرکز در امارات متحده عربی و قطر سرمایه گذاری اقتصادی کردتا بازار مصرف را نیز در یک نقطه از خاورمیانه متمرکز نماید.
با شکل گیری ارکان قدرت در خاورمیانه اعم از تجاری،سیاسی و نظامی که با استفاده از پایگاه های متعدد نظامی در کشورهای عربی منطقه صورت پذیرفت، مجهولات معادلات ژئوپولتیک آمریکایی ها که به تازگی از شر رقیب شرقی خود آزاد شده بودند معلوم شد و تئوری "خاورمیانه جدید" در ذهن گردانندگان این خیمه شب بازی مرموز شکل گرفت.
قدرت نمایی آمریکا در جنگ عراق و کویت و خارج کردن نیم بند مهره سوخته بعثی ها از مدار قدرت ،سعودی ها را طماع تر و حریص تر کرد .اما آنچه که معادلات غربی ها و متحدانشان را به یکباره به هم ریخت، خارج شدن فرزندان نامشروع القاعده از ریل فرمانبرداری آنها بود که در منطقه متولد شده بودند تا فرمان ببرند، ولی یک شبه دچار سودای فرماندهی شدند.
آمریکا در چنین شرایطی هرچند شکست تئوری "خاورمیانه جدید" را پیش رو می دید، اما می خواست با تغییر رویکرد سیاسی ، تجاری و نظامی از شر جنینی که حالا به سن باروری رسیده بود و بعدها طالبان را زایید راحت شود.
از این رو ابتدا بازار تجاری خود را از حالت متمرکز به حالت پراکنده در آورد و با استفاده از بازارهای قطر،بحرین ،امارات،کویت ... سعی در توسعه اقتصادی تجاری در منطقه داشت که با بیداری اسلامی کشورهای آفریقایی و آسیایی و به نوعی عدم استقبال عمومی از بازارهای تجاری غربی در منطقه موفقیت خاصی حاصل نشد.
از سوی دیگر آمریکا با ایجاد پایگاه های نظامی متعدد در عربستان،کویت،بحرین،قطر،اردن و .... پراکندگی نظامی خود را که از ابتدایی ترین پولتیک های نظامی است حفظ کرد، اما برای توزیع قدرت از نقطه متمرکز عربستان به کشورهای منطقه با مشکلاتی روبرو بود که ابتدا باید از همراهی سران کشورهای هدف با خود اطمینان حاصل کرده و سپس سرمایه اعتباری و دلاری خود را به آن کشور منتقل می کرد که اجرای سناریوی 11 سپتامبر و ایجاد اختلافات داخلی در کشورهای منطقه از جمله سوریه وعراق با حمایت ترکیه ، عربستان، اردن و .... بارزترین دلیل این گردنکشی سیاسی بود.
عربستان سعودی که بااین وضعیت موقعیت خود را در خطر می دید با تعهد به غربی ها در کارشکنی بیشتر در روند صلح طلبی منطقه برای بقا در قدرت عاریتی ،علاوه بر کمک های خارق العاده به شورشیان سوریه که طفل داعش را باردار بودند ، بر وضع حمل مادری کمک کرد که محصولش چیزی جز خون و خون ریزی نبود.
از سوی دیگر کارشکنی در بازار نفت خاورمیانه که ابتدای سال 2015 به اوج خود رسید از دیگر تعهدات سعودی ها به ابرقدرت روبه ضعف گذاشته ای بود که از یک سو به اعراب فرمان می داد و از سوی دیگر چاره ای جز سرتسلیم فرود آوردن در برابر ایرانی که با سرعت نور از لابلای پیله تحریم ها به پروانه هسته ای شدن نزدیک می شد نمی دید.چرا که می دانست قدرتمندی ایران با حفظ ارکان استقلال خط بطلانی خواهد بود بر چندین دهه استعمار مدرن غرب بر خاورمیانه که سال 1357 امام خمینی(ره) از آن به عنوان صادر کردن انقلاب یاد کرد.لذا آمریکا مجبور به نشستن پای میز مذاکره بود و ایران نیز برای حفظ قدرت منطقه ای می بایست به طورعزتمند نرمش قهرمانانه را در دستور کار خود قرار می داد.
با نزدیک شدن مذاکرات به یک نتیجه مثبت که قطعا کمر قدرت سعودی ها در منطقه را می شکند،طبیعی است که آن ها هم مانند صهیونیست هااز این نشست ها عصبانی باشند، اما تعجب برانگیز تر از همه اینکه آنهایی که حد خود را می دانند چطور توقع اطلاع حاصل کردن از مذاکرات هسته ای 1+5 را می کنند؟
--------------------
یادداشت از رضا صالحی پژوه
-------------------