اصفهان را نیمه خوانند در جهان، نیمه ای که ژان شاردن، تاورنیه، ناصر خسرو و دیگر سفرنامه نویسان و گردشگران در این لقب نقش بسزایی داشتند. نیمه ای که نقش هزار رنگ جهانی را در نقش خانه خود به رخ جهانیان می کشد و سالیانه پای تعداد زیادی از گردشگران را به این شهر باز می کند. گردشگرانی که می آیند و با دیدن داشته های کهن اصفهان انگشت حسرت به دهان می گزند و وقتی این گزش تیز تر می شود که در می یابند تمام این آثار متعلق به پیشینیان بوده و این روزی ها هنوز اثری فاخر در شان نام این شهر خلق نکرده و حتی به فکر خلق آن هم نیستند. اصفهان از دیرباز به عنوان کانونی برای ارایه فرهنگ اصیل ایرانی – اسلامی با سبکی به نام سبک «اصفهان» در شعر و موسیقی و هنر نمایش سر زبان ها است و این شهرت باعث شده تا همچنان این شهر که ریشه در تاریخ داشته ، اکنون ریشه در صدر اخبار هم بدواند. در این رهگذر، نامگذاری روز هایی در سال به نام اصفهان باعث شده تا علل و عوامل این مهم بیش از پیش مورد مداقه قرار گیرد و اصفهان را بیش از دیگر شهرها مورد توجه دیگر هموطنان و حتی گردشگران خارجی قرار دهد. از این نظر بد نیست در خصوص این تنش مدیریتی که دو دیدگاه متفاوت را رقم زده ، نکاتی را متذکر گردیم.

روز اول آذر ماه به عنوان روز اصفهان ریشه در تاریخ اساطیری اصفهان داشته که مهمترین مستند تاریخی آن نیز مستندات مرحوم دکتر لطف ا... هنرفر بود که به دلیل تالیف چندین جلد کتاب مرجع دانشکده تاریخ دانشگاه اصفهان، نمی توان این مستندات را نادیده گرفت، همچنین این که در جلسه ای که سال 1382 در منزل آن مرحوم با حضور جمعی از مدیران و اصفهان پژوهان برگزار شد، حتی شهردار اسبق اصفهان نیز پذیرفت به علت ادله متقن تاریخی از جمله نصب بارویه اصفهان در این روز و زائیچه این کهن شهر تاریخی، اول آذر روز اصفهان نام گیرد، اما چیزی نگذشت که شورای دوم شهر اصفهان اردیبهشت را بهشتی تر از اولین روز آذر یافت و به بهانه تولد شیخ بهایی در روز سوم اردیبهشت، این روز را روز اصفهان خواند که بعد ها مشخص شد اصلا چنین روزی به نام تولد شیخ بهایی به ثبت نرسیده است، لذا این تنش های مدیریتی باعث شد تا برخی اصفهان پژوهان آذر را روز اصفهان بدانند و مدیران شهری نیز در سال های گذشته اردیبهشت را روز اصفهان بخوانند و کارناوال های شادی را در این روز رهسپار خیابان های و محله های شهر کنند. علی ایحال آن هایی که از خدا باران می خواستند، این روزها با سیل مواجه شده اند و تقریبا می توان آرام در گوش اصفهانی هایی که هم اردیبهشت را شادمانه سپری کردند و هم این روزها آذر ماه را در خیال روزهای اوج قدرت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و علمی غوطه ور شده می یابند، این گونه زمزمه کرد که «من و این همه خوشبختی محاله !»
این روزها فراموش نکنیم که اصفهان در حالی غرق در برخی برنامه های شکلی و غیر ماهوی شده که در گوشه و کنار این شهر، کارگران و کارکنان شهرداری از عدم پرداخت حقوق چند ماه گذشته خود به شدت نگران و ناراحت هستند و بعضا این نارضایتی ها را نیز با تجمع های گروهی مقابل ساختمان های مدیریت شهری نشان می دهند.
این روزها فراموش نکنیم که در حالی اصفهان درگیر برنامه های غیر محتوایی به نام برنامه های روز نکوداشت اصفهان شده که شهروندان به عینه رکود ناگهانی حاکم بر شهر و عدم اجرای پروژه چشمگیر عمرانی را در دوره جدید مدیریت شهری لمس کرده و علامت سئوال بزرگ در ذهن آن ها ایجاد شده است.
این روزها فراموش نکنیم در حالی اصفهان درگیر جشن و پایکوبی شده که هنوز یکماه از اعلام لیست کمک هایی که مدیران شهری سابق به هیئات مذهبی، کانون های فرهنگی، مساجد و ... کرده بودند نمی گذرد و آیا مدیران به این نکته توجه نمی کنند که اصفهانی ها پیش خود حتما سئوال خواهند پرسید که وقتی برخی مدیران به بهای شفاف سازی اقدام به انتشار لیستت های اینچنینی آن هم از مدیران سابق شهری می کنند، پس چرا هزینه های چنین جشن ها و برنامه هایی را شفاف سازی نمی کنند؟
با بیان همین چند مسئله، این شائبه در ذهن ایجاد می شود که چگونه باور کنیم مدیران شهری دغدغه نام بلند آوازه اصفهان را در سر می پرورانند، در حالی که بی اخلاقی های بسیاری در زمینه حفظ پدید آورندگان آثار در همین هفته و روزها رخ می دهد و چگونه می توان توقع معرفی هرچه بهتر اصفهان به جهانیان را داشت وقتی رئیس کمیسیون فرهنگی شورای اسلامی شهر اصفهان بازنصیب یک مجسمه از پیش ساخته شده را هویت بخشی به اصفهان می داند؟ در حالی که حداقل هویت کهن این جهانشهر تاریخی 7 هزار سل است. چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.

 

یادداشت از رضا صالحی پژوه - قائم مقام دبیر جرایی حزب آبادگران در استان اصفهان