آقای شهردار، روزی که نتایج انتخابات شورای اسلامی شهر در دور ششم اعلام شد، بسیاری از اصفهانی ها برق در چشمشان درخشید و نفسی آسوده کشیدند، وقتی هم که نام شما بعد از یک فرایند پیچیده انتخاب شهردار و نظر خواهی از شهروندان در یک سایت اینترنتی، از پهنه جیب کت خویش و قومتان بیرون آمد باز هم مردم امیدوار شدند که مردی از مردان خدا سکان دار شهر شد و هرچه در سوابقتان غور کردند، نقطه ای نبود که بر این امیدواری خدشه وارد کند.

آن روز ها تصورمان آن بود که بی شک املای نا نوشته غلط ندارد و وقتی قطار خدمت روی ریل افتاد، شهر از این وضعیت در می آید، حالا با یکی دو تا خطای غیر فاحش و سهوی که آن هم به جائی بر نمی خورد.

اما نوروز 1401 که آمد و آن برنامه های پر حاشیه که اجرا شد، ناگهان آب سردی بود بر پیکر تفکراتی که همچون ابر بالای سرمان حرکت می کرد.
بگذارید خودمانی تر بگوئیم ...

برنامه های سطحی در حد شهرهای درجه 3 یا 4 کشور و نه چیزی در قد و قامت کلانشهر اصفهان در نوروز، تعجب همگان را از این بابت بر انگیخت که با وجود وزنه های فکری، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی در شورای شهر و شهردار فرهیخته و با تجربه ای به قدمت یک عمر، پس چرا چیزی غیر از رنگ و بازی نور با چند المان غیر فاخر، چیز دیگری در اصفهان به چشم نمی خورد؟

حتی برنامه های فرهنگی نیز آن غنای گذشته را نداشت. چیزی معلق مانده میان زمین و هوا، میان مدرنیته و سنت...

از این رو هنوز چند سئوال از آن روز ها در ذهن شهروندان وجود دارد که بی پاسخ مانده...

اول: هدف متولیان رنگ و لعاب بخشی به این عروس شهرهای ایران زمین و مخفی کردن انبوهی از اصالت و هویت زیر المان های لی لی پوتی و رنگ و لعاب های پر زرق و برق، ولی گذرا چه بود؟

آیا اصفهان برای میزبانی چیزی کم داشت که دست به دامان چند دانشجو برای رنگ آمیزی سیب و سیر و سنجد های عظیم الجثه فلزی در میادین شهر شدید؟

دوم: از نگاه دست اندرکاران فرهنگی شهر، جایگاه بزرگان نصف جهان برای معرفی به میهمانانی که اصفهان مقصدشان است، کجاست؟

سوم: مگر نه آن که اصفهان را به 372 شهیدی می شناسند که تنها در یک روز روی دست مردمانش تشییع شدند؟

آیا به واقع به این مسئله اعتقادی هست یا این که تنها بیان این داستان اساطیری نقش زینت البیان فی المجالس دارد و بس؟

چهارم: مگر نه این که همه ما مسلمان و شیعه اثنی عشری هستیم و تعظیم شعائر دینی و اسلامی از اصول راهبردی نظام است که به برکت آن نفس می کشیم، پس فلسفه گستراندن بساط روزه خواری در ساعاتی پیش از افطار ماه مبارک رمضان به بهانه توزیع غذای سالم در چهارباغ اصفهان چه بود؟

آیا مقصر یا مقصران آن شناسایی شدند؟ آیا برخوردی در خور با آنان شد؟

پنجم: شما شهروندان را به توسعه اسماء الحسنی در پیکره نصف جهان نوید دادید و الان ماه ها از آن روز می گذرد، برای این توسعه متری داشتید و معیاری؟
چند متر، چند کیلو، چند لیتر و یاچند کیلومتر اسماءالحسنی را در دیار مومنان گسترانیدید؟

ششم: آقای شهردار، در اولین نشست خبری خود در جمع اهالی رسانه فرمودید تا دو هفته دیگر شهر از وجود کودکان کار پاک می شود! شد؟ این ها که هر روز به تعدادشان افزون می شود؟

هفتم: آقای شهردار اگر روزی روزگاری دست اندرکاران برنامه های نوروزی در جناح رقیب از عنوان "نقش جهان" برای میدان امام (ره) استفاده می کردند، در مجمع اصولگرایان، در گپ و گفت با دوستانتان چند بار پشت دست می کوبیدید و چند بار سرتان را به منتها الیه چپ و راست می گرداندید و زیر لب نچ نچ کنان، تاسف می خوردید؟

حالا که در دوره مدیریت شما این اتفاق در چندین نقطه اصفهان افتاد عکس العملتان چه بود؟

هشتم: آقای شهردار، یکی از مهم ترین اسماء الحسنی که برگرفته از صفات زیبای الهی است، صدق در گفتار و راستی در کردار است، چرا برخی از اطرافیانتان از این خصیصه برخوردار نیستند؟

به دنبال مصداق می گردید؟

فراخوان بزنید تا ببینید چند خروار مصداق ازاین مسئله به حضورتان ارسال می گردد...

حال که تنها هشت مسئله از مسائل این روزهای شهر را بر شمردیم، حال که آوردگاه نوروز تمام شد و بی پرده باید گفت: شهرداری در خوشبینانه ترین حالت ، با تک ماده از آن بیرون آمد، حال که ماه میهمانی خدا رو به پایان است و ازحواشی آن فاصله می گیریم، حق بدهید نگران تکرار همان مسائل به مناسبت برنامه های هفته اصفهان باشیم.

نگران دل های شکسته پیرمردان و پیرزنانی هستیم که سال های نوری بین برنامه های فرهنگی شهر با فرهنگ اصیل ایرانی- اسلامی که از مادران وپدرانشان به ارث بردند، فاصله می بینند.

و باز هم نگران دل داغدیده پدران و مادرانی هستیم که تمام سرمایه اشان را در تابوت چوبی تا گلزار شهدا بدرقه کردند و حال باید در شهر خودشان غریبانه نفس بکشند.

آقای شهردار؛ نگرانیم، چون شواهد موید آن است که برخی اطرافیانتان انقلابی گری را می خواهند همچون جهانی که در یک قوطی کبریت فشرده می کنند، در یک واژه به نام "اصولگرایی" فشرده کنند.

آقای شهردار، انقلابی گری یعنی این که شانه به زیر بار کار گذاشتن، آن هم کار مردم، نه آن که مردم را برای پایداری میز و منصب خواستن.

انقلابی گری یعنی مردم را برای خود مردم خواستن...

 

آقای شهردار، یادتان هست در اولین جلسه خبری با اهالی خبر از بازداشت 12 نفر کارمند دست دراز به بیت المال خبردادید؟ مبادا بانگی بر آید و بگوید "دوره صاحب منصبی به پایان آمد" و شهردار بعدی نیز برای بعدی ها از دستگیری چند ده نفر دیگر خبربدهد؟

آقای شهردار، خلاصه می گویم، نگرانیم چرا که یک بار شهر در زمان شما آزمایش پس داد و اگر حلالیت طلبی رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر از مردم انقلابی و متدین اصفهان نبود، با تک ماده هم قبول نمی شدید، پس حق بدهید که نگران باشیم از آن چه دارد با رنگ و لعاب بر سرنصف جهان می آید.

آقای شهردار، یک کلام، ختم کلام: لطفا آزموده را نیازمائید... / انتهای پیام

 

به قلم رضا صالحی پژوه

رضا صالحی پژوه