به گزارش پایگاه خبری تحلیلی همراز به قلم مجید نادرالاصلی: اصفهان، مهد تمدن ایرانی – اسلامی و خطه دلاور خیز و شهید پرور ایران عزیز، این روزها حال و روز خوبی ندارد، خشکی مفرط پای خبیثش را روی گلوی نازک این دیار گذاشته و راه نفس را برای ادامه حیاتش تنگ و تنگ تر کرده است.

رگ حیاتش خشکیده و چشم مردمش به رگ غیرت مسئولان نصف جهان دوخته شده والبته این روز ها مطالب زیادی در گفتار بسیاری از مسئولان، دانشگاهیان ، رسانه ها و البته افکار عمومی در خصوص فرو نشست زمین و شکاف های ایجاد شده در اماکن تاریخی و یا دشت های اصفهان به گوش می رسد ، و البته هر کدام تحلیل های خاص خود را در این موضوع دارند و موضوع مشترک این تحلیل ها، خشکیده شدن رگ جاری میان این شهر است و پیش بینی هایی که در این زمینه می شود که می توان گفت هیچ یک از آن ها نیز دور از واقع نیست و می تواند هشدارهای جدی برای همگان بخصوص تصمیم گیرندگان و سکانداران امور حاکمیتی استان و کشور باشد. این را می گوییم، با صدای بلند هم می گوییم !

دوستداران اصفهان و زعمای قوم که دل نگران تاریخ و تمدن بزرگ اصفهان و زیست مردم آن هستید و بعضا هشدار هایی را در خفا و علن اعلام می کنید که به زودی همه این فرهنگ وتمدن وتاریخ به یک باره بدلیل عوامل طبیعی، ( که صد البته عوامل انسانی در بروز آن دخیل است) در آستانه تهدید قرار گرفته است و اگر نگاهی جامع و کامل به آینده اصفهان نداشته باشیم، این اتفاق تلخ خیلی دور نیست! بیان این نکته لازم و ضروری است که سفره های زیر زمینی به طرز وحشتناکی مورد استفاده غیر اصولی قرار گرفته و یا خشک شده و یا در آستانه خشک شدن قرار گرفته اند و دیگر نفسی بر آنها نمانده و در این شرایط نیز همچنان در حال دوشیدن آن ها با حفر و یا تعمیق چاه‌های متعدد هستیم و باید برای این وضعیت هرچه سریعتر چاره اندیشی شود.

ما مردم اصفهان در این شرایط تنها در یک صورت می توانیم بر این مشکل فائق آییم و آن هم اینکه از حنجره ما فقط یک صدا در آید و آن هم این که : ای مسئولان به هوش و به گوش!

نفس های اصفهان بزرگ، اصفهان تاریخ ساز و مهد تمدن و فرهنگ ایران اسلامی به شماره افتاده و بعضی ها آینده آن را همچون بیماری در حال احتضار می بینند.

باید بگوئیم ميليارد ها متر مکعب آب از حفره ها و برداشت از سفره های زیر زمینی ربوده شده و امروز هر چقدر هم به آن بیفزاییم ، مشکل است که مشکل حل شود، ولی با این حال به همگان می گوییم و با صدای بلند هم می گوییم که تنها راه چاره، جاری شدن آب به مسیر رودخانه زاینده رود است.

کلام را یکی کنیم و به راه‌های خودکفایی و درون استانی و مطالعات نوین و فن آورانه بیندیشیم و بودجه های شهر و استان را صرف انتقال های دور و دراز و هزینه بر و البته کم فایده و موضوعات خاص و ماورائی نکنیم.

اصفهان و اصفهانی، و البته ایران و ایرانی امروز دل نگران فرو ریختن پایه های تمدن ایرانی - اسلامی و بخش مهمی از فرهنگ ، تمدن ، تاریخ و هنر اصفهان است.

آری! تنها راه چاره همصدایی است.

تنها راه چاره پیمودن راهی است که منافع اصفهان را نیز در نظر بگیرد و راه های بی نتیجه گذشته را رها و به فکر یافتن مسیر های جدید باشد .

مسیرهایی که با عقلانیت، همراه با مطالعه و پژوهش، واقع گرایانه و به دور از آرمان گرایی، برای حل مشکل تعریف شوند و نه برای مانور مدیرانی که قصد داشته باشند چند صباحی از گل آلودی برکه بی آبی اصفهان برای خود ماهی بگیرند./

 

انتهای پیام