در این زمینه بر آن شدیم تا چرایی این موضوع را از زبان عضو هیئت علمی و کارشناس زمین شناسی بشنویم. دکتر بابک سپهریان، استاد دانشگاه و زمین شناس ، در این زمینه معتقد است که دخالت مستقیم انسان در مسیر رودخانه، برداشت های بی رویه و عدم توازن در مدیریت منابع و ذخایر آبی دلیلی بر این خشکی است. در زیر گفت و گوی پایگاه خبری تحلیلی همراز با این کارشناس علوم زمین شناسی را از نظر می گذرانیم:

در حال حاضر بین مسئولان و کارشناسان یک اختلاف نظر است که برخی تغییر اقلیم و برخی سوء مدیریت را علت خشکی زاینده رود می دانند، از نظر شما آیا تغییر اقلیم مقصر بوده یا سوء مدیریت؟
خب این موضوع خیلی پیچیده نیست، برخی افراد بر طبل تغییر اقلیم کوبیدند و سعی کردند بحث آب را فقط در استان اصفهان، امنیتی کنند. خیلی ها هم باور کردند تا اینکه در سیل 98 که همه سدهای ایران سرریز شدند، تنها زاینده رود از آب بی نصیب شد، اینجا بود که دم خروس بیرن زد و خیلی مسائل مشخص شد. در آن ایام دیدیم در حالی که تمام خبر ها و تصاویر حاکی از خشک بودن رودخانه ای خاص بود، اما با آورد آب به مخازن سدها، ناگهان خبرها و تصاویر از پر بودن سدها حکایت می کرد. باید توجه داشت که در دوره های خشکسالی، در یک مدت زمان کوتاه، ناگهان به اندازه بارش چند سال در یک پریود کوتاه بارش انجام می شود. لذا هر چه سریعتر دولت باید احداث تونل های سیلاب بر در کشور را شروع کند.

ممکن است در خصوص تونل های سیلاب بر کمی توضیح دهید؟
در این طرح، چندین تونل احداث شده و در حالت آماده باش خواهند بود و هنگامی که دبی آب در کارون بالا رفته و پیش از این که به جایی خسارت وارد کند، آب به داخل این تونل ها هدایت شده و به سمت ایران مرکزی حرکت می کند و علاوه بر جلوگیری از خسارت های زیاد به مردم در خوزستان، آب شرب مردم در استان های اصفهان، یزد وکرمان نیز تامین شود. یادمان نرود سیل اخیر اگر مدیریت می شد، می توانست آب چندین سال مردم در استان های مذکور را تامین نماید. این در حالی است که میلیاردها تومان از بیت المال باید جبران خسارتی شود که می شد مدیریت شود و به ثروتی برای توسعه کشاورزی و تامین موقت بخشی از آب کشاورزی در فلات مرکزی ایران تبدیل شود. حالا مسائل سیل نوروز در اما و اگرها گذشت و باید درس عبرتی شود برای مسئولان، لذا اکنون نیز اگر به همت نمایندگان مجلس طرح احداث تونل های سیلاب بر در زاگرس و البرز در دستور کار قرار گیرد و عملیاتی شود، دیگر هم وطنان شاهد سیل های ویرانگر نخواهند بود.

کارشناسان یکی از دلایل وضعیت کنونی را، سیاسی نگری برخی مدیران در ادوار مختلف می دانند که بی منطق و بی پشتوانه علمی اقدام به برداشت آب از این حوضه کردند، نظر شما در این زمینه چیست؟

با نگاهی به گذشته، به سال 83 و طرح نا آگاهانه و جاهلانه ی استانی شدن مدیریت آب آن هم در کشوری که هنوز بلوغ سیاسی و مدیریتی نیافته بود، هرکس برداشت از آب را بدون در نظر گرفتن ضوابط، به منظور مصرف در ساخت و ساز رایگان با هزینه انرژی به ویژه برق نزدیک به رایگان، در دستور کار قرار داد و با این کار زاینده رود را کشتند. طرح خروج آب از حوضه زاینده رود در سایه نادانی و "لیلی پوتی" بودن مسولان استان اصفهان، کلید زده شد. انتقال آب به یزد، کاشان ، قم، بروجن در حوضه کارون و یک انتقال کمتر به چشم آمده، که همان مهاجرت افسار گسیخته به اصفهان و اجبار استان به تامین آب شرب آنها بود، نفس زنده رود را گرفت. از سوی دیگر هرگاه سخن از انتقال آب به استان اصفهان از حوضه های بالادستی به میان آمد، همان مهاجران، گفتند نباید اینچنین بشود. در این هیاهوی آب، اما مردم اصفهان از چند حقیقت آگاه نیستند.


این حقایق چیست؟
نخست آنکه سالانه بیش از یک و نیم میلیارد متر مکعب آب از شهرستان سمیرم به کارون و حدود 700 میلیون متر مکعب نیز از فریدونشهر به حوضه دز می ریزد.
دوم آنکه قرار بوده است بعد از اتمام سد تونل کوهرنگ 3، سهمی از آب به یزد ارسال شود که الان حدود 17 سال است که این سهم از زاینده رود به سمت یزد خارج می شود، بدون آنکه شرط مذکور(احداث کوهرنگ3) عملیاتی شده باشد.
سوم آنکه مهاجرت این حجم مهاجران به استان تنها برای آب شرب به حق آبه ای کلان نیاز دارند که باید از حوضه مبدا به مقصد تخصیص یابد که این چنین نشده است.
چهارم آنکه مردم اصفهان به نوعی از شیوه زندگی نا متناسب در شرق و بخش جلگه بی اطلاع نگه داشته می شوند. حتی مردم اصفهان نمی دانند که اگر سد زاینده رود پر از آب هم باشد، تنها تصفیه خانه "بابا شیخ علی" در غرب اصفهان، از یک خط لوله 40 ساله به شهر متصل می شود که هر آن امکان ریزش و نقص فنی در آن وجود دارد و در این صورت هیچ طرح جایگزین(پدافند غیر عامل) وجود ندارد و علاوه بر کلان شهر اصفهان، 40 شهر و 400 روستا با بحران کامل مواجه می شوند. البته اگر چنین هم نشود، تونل اشتر جان جوابگوی پیک ظرفیت آب اصفهان نیست. پس طرح تونل گلاب 2 باید هر چه سریعتر به بهره برداری برسد. این مسئله ، با امنیت ملی سروکار دارد و حتی اگر لازم باشد که هست باید نیروهای امنیتی به این حوزه ، ورود کنند.

پس چرا عنوان می شود تنها خشکسالی مقصر بحران در حوضه زاینده رود است؟
در نمودارهای سال های 38 تا 91 میانگین بارش حوضه 1441 میلی متر بوده است. در سال آبی 39-40 این میزان بارش به کمتر از هزار میلی متر رسید، اما زاینده رود خشک نشد. اما در سال 79 با افتتاح خط لوله یزد، زاینده رود از نفس افتاد. در همین بهار 98در حالی که بیشتر سدهای کشور سرریز شده اند، زاینده رود با اما و اگر فراوانی برای جریان یافتن روبه رو شده است. فکر می کنم با این توضیح خودتان متوجه شوید که چقدر خشکسالی و چقدر دخالت مستقیم انسان در این زمینه موثر بوده است. اگر خواستار بهبود اوضاع هستیم، باید از وزارت نیرو بخواهیم تا همین الان، قیمت برق را بر اساس بهای تمام شده برای مشترکان محاسبه نماید، خواهیم دید که دیگر پمپاژ آب به ارتفاعات صرفه اقتصادی نخواهد داشت. اما اصرار این وزارت خانه بر رایگان بودن برق برای پمپاژ یا قیمت بسیار اندک، جای سوال دارد که باید پیگیری شود.
اگر قرار است الگوی کشت اصلاح شود وزارت جهادکشاورزی نیز باید با تمام قوا ورود نماید و کشت برنج نه تنها از اصفهان بلکه از سایر استان های این حوضه حذف و کشت جایگزین معرفی شود. این که یک علت را برای بحران آب نام ببریم درست نیست. بیشترین استفاده از صنایعی که اصفهان را به داشتن آن متهم می کنند، برای مهاجران بوده است. نمی شود که از نفع چیزی بهره برد و برای داشتنش دیگری را سرزنش کرد. آمایش سرزمینی باید هرچه سریعتر الگوی توسعه را در استان های کشور مشخص و کارهای عملیاتی برای اجرای آن شروع شود.

برخی بر این باور هستند که اگر آب از کارون به زاینده رود منتقل شود، کارون خشک می شود، به نظر شما آیا با انتقال آب از حوضه کارون، این رود خانه خشک می شود؟
اگر چه این جانب ، شخصا با چنین طرح هایی مخالف هستم . مدیریت مصرف و کنترل جمعیت و تغییر در الگوی توسعه را بیشتر ترجیح می دهم اما از آنجا که مهاجرت افسار گسیخته به اصفهان ادامه دارد، انتقال آب زاینده رود به خارج حوضه ( قم، کاشان ، یزد و اخیرا بروجن) عملیاتی شده است و حجم خروجی آب از استان بسیار زیاد است، باید به اینگونه طرح ها نیز فکر کرد. چرا که تا ده سال آینده استان با فوق بحران روبه رو می شود که می تواند امنیت ملی را نیز به مخاطره اندازد.
در نظر داشته باشیم که سالانه حدود 10 میلیارد متر مکعب خروجی آب های جنوب باختر به اروند است و کل طرح های انتقال آب تنها 5درصد آن را شامل می شود که که عدد زیادی نیست.
امروزه اگر آب شور خلیج فارس به نخلستان های ایران هجوم آورده است، علت را باید در ترکیه و عراق و سدهای بزرگ این دو کشور که سالانه تا صد میلیارد متر مکعب آب را کنترل می کند جستجو کرد.
اگر چه شاید ضعف شدید اقتدار ما حتی موجب شده است که افغانستان هم به قراردادهایش با کشور ایران که سالیان قبل به امضا رسیده ، پایبند نباشد. البته این را هم در نظر داشته باشیم ، نکته ای که مد نظر قرار نمی گیرد، همان خروج آب از استان است، اگر قرار نیست آبی از نقطه "الف" به "ب" برود چرا باید از "ب" حجم زیادی آب به حوضه "الف" وارد شود. جالب است که آنها که با طرح تونل بهشت آباد مخالف هستند، طرح جایگزین انتقال با لوله و پمپاژ را مطرح می کنند، طرحی که به دلیل استفاده از برق هزینه آب را بسیار افزایش می دهد. در حالی که در تونل بهشت آباد ، آب با تاثیر پذیری از شیب زمین جابه جا می شود.

سپهریان بابک

 

برخی معتقدند حفر تونل موجب هدر رفت سفره های زیر زمینی می شود، آیا این نظریه را قبول دارید؟
بله، ممکن است بگوییم حفر تونل باعث هدر رفت سفره های زیر زمینی می شود، در حالی که اگر جداره گذاری هم زمان با حفر انجام شود، آبی به تونل نفوذ نمی کند، زیرا اگر قرار بود چنین شود، در هنگام بارگذاری، حجم زیادی از آب از تونل خارج می شد و این بر اساس مطالعات اصلا امکان پذیر نیست. برخی هم می گویند با حفر تونل، زلزله می شود که زمانی مدیر محیط زیست یک استان چنین سخنی گفته بود، اما رشته تحصیلی وی ، گویا "دام شناسی" بوده است. این در حالی است که در ژاپن که بر خط زلزله قرار گرفته است، تونل های بسیار بزرگی بین جزایر و در دل اقیانوس و ارتفاعات حفر شده است.

پس چرا اکنون در مجلس و برخی محافل دیگر به طور مستقیم به برخی پروژه های آبی می تازند، ولی موضوع سد سازی در کشورهای همسایه را مورد توجه قرار نمی دهند؟
خودتان که گفتید، "مجلس" یعنی محلی که در یک پریود خاص حرف ها جنبه و خاصیت تبلیغاتی دارد، برای تبلیغ و جمع آوری رای هم ممکن است برخی هر کاری بکنند و هر حرفی بزنند. آنها که در داخل و از هر تریبونی بر طبل دشمنی میان مردم ایران بر سر آب می کوبند، دشمنان ملت هستند.
در شرایط کنونی باید هر توسعه ای بر اساس آمایش سرزمینی شکل بگیرد، این مطالعات برای اصفهان ، گردشگری و ترانزیت را در کنار متوقف کردن مهاجرت ها و صنایع آلاینده (که تمام درآمدشان به مرکز رفته و دودشان برای مردم بومی اصفهان می ماند) مفید می داند. از آنسو به جای کشت درختان میوه در ارتفاعات و پمپاژ آب، می توان از گیاهان دارویی که به آبیاری نیاز ندارند و تولید عسل و بوم گردی در بالادست زاینده رود توجه کرد. دیگر آنکه به مصوبات جلسات شورای عالی آب اگر چه برخی از آنها جای مطالعه بیشتر دارد توجه نمود. اگر قرار است با کم شدن بارش ها سهم همه از آب کم شود، چرا تنها زاینده رود کاملا خشک می شود، اما طرح های انتقال آب سر جای خودشان هستند و پمپاژ آب ادامه دارد.
اگر قرار است اقدامات مدیریتی غیر مجاز نباشند، باید در همه جای حوضه این عمل اتفاق بیافتد. اگر طرح انتقال آب به استان اصفهان بد است، چرا طرح بروجن که انتقال آب از زاینده رود به حوضه ای پر آب است آن هم با تاکید رئیس جمهور مبنی بر این که هرگونه بارگذاری جدید بر روی زاینده رود ممنوع است! ، به جدیت ادامه دارد؟ اگر سد سازی اتفاق نامبارکی است، چرا طرح های زیادی همانند سد گزی در بالادست مطرح می شود. در سال های دور، مثلی بود که می گفت جنگ بین عراق و اصفهان است، نمی دانم، ولی شاید این بی توجهی ها به این سرزمین دلاور مردان، ناشی از بغض دیرین است.

یکی از معضلات استان اصفهان در این روزها، مسئله سفره های آب زیر زمینی است که وضعیت خوبی ندارد، در این زمینه هم مطالعاتی داشته اید؟
این یک امر مشخص است که با خشکانده شدن زاینده رود، آب زیر سطحی تا حد زیادی افت کرده است، زیرا در اصفهان حجم آب های زیر سطح اندک و شیل های ژوراسیک اجازه حضور آبخوان های بزرگ را نمی دهد. بنابر این لازم است جریان در زاینده رود دایمی باشد، این نه فقط برای مردم است که وجود میراث تاریخی بین المللی و ملی در اصفهان اینک در معرض آسیب جدی قرار گرفته اند. این میراث حتی نه ملی که متعلق به بشریت است. کاهش سطح آب های زیر زمینی ، موجب فشرده شدن خاک شده و اگر بعدها شرایط به گونه ای باشد که بتوان آبخوان ها را تغذیه کرد، دیگر فضایی برای آب نمانده تا درآن حضور یابد. زلزله خاموش در کمین اصفهان است و هر چه زودتر باید از خواب بیدار شویم.

و سخن آخر؟
نوای آسمانی آید از گلبانگ رود، امروز
بیا ساقی، که رفت ازدل، غم بود و نبود امروز
زبس بر تربت صائب، عنان گریه سردادم
رهی، از چشمه ی چشمم، خجل شد، زنده رود، امشب

 

 

گفت و گو از رضا صالحی پژوه