در فروشگاههای شهر که قدم می گذاریم پراست از اجناس خارجی از بیسکوییت لهستانی تا مربای خاوردور و یا مسواک ویتنامی. فروشگاههای لباس برای اینکه مشتری را اغنا کنند که جنسشان را بخرد به راست یا دروغ به انها می باوراند که اصل ترک است..

پارچه تُرک، لباس ایتالیایی، لوازم منزل آمریکایی، تلویزیون و لوزام صوتی کُره ای و ژاپنی، خودرو هم هر چه باشد باشد فقط ایرانی نباشد، دارو هم هندی بود باز بهتر از ایرانی آن است.

اینها را کف بازاری ها می گویند، آنهایی که در بازار بزرگ شده اند. همان ها تعریف می کنند آنهایی که برای خرید به بازار می آیند می پرسند کالای معرفی شده ساخت کجاست؟. می گویند خیلی ها وقتی می فهمند جنس ایرانی و ساخت وطن است، می روند و پشت سرشان را نگاه نمی کنند. حاضرند لباس قاچاق و پارچه قاچاق بخرند اما لباس ایرانی به تن نکنند. می گویند مشتری ایرانی دنبال جنس خوب است و جنس خوب هم از نظر آنها یعنی هر جنسی به غیر از تولید ایران......

اما چرا مردم از کالاهای داخلی حمایت لازم را انجام نمی دهند.انچه در ذیل می اید بعضی از علل دم اقبال مردم به کالاهای داخلی را مطرح می کند:

1.ذهنیت غلط «جنس خارجی بهتر است: یکی از سیاست های مهم بیگانگان، به ویژه در دوره های قاجاریه و پهلوی، این بوده که به ایرانیان تزریق کنند که «شما نمی توانید». با همراهی پادشاهان دو دوره قاجاریه و پهلوی، تدریجا در بین بسیاری از مردم جا افتاد که واقعا جنس خارجی بهتر است و ایرانی ها ناتوان در تولید هستند!! کشوری که مهد علم و تمدن و فرهنگ در طول تاریخ بوده، و بسیاری از اکتشافات علمی، پزشکی برجسته را در تاریخ خود ثبت کرده است، درگیر این ذهنیت شد که «جنس خارجی بهتر است». البته همه دچار این ذهنیت معیوب نشدند، اما متاسفانه این طرز تفکر نادرست، دامن بسیاری را گرفت و امروز ما می بینیم، با وجودی که آن شرایط بسیار تغییر کرده است، هنوز این ذهنیت نادرست به طور کامل از اذهان عموم رخت برنبسته است.
2.مشکل کیفیت، مرغوبیت، و انسجام برخی کالاهای داخلی: اگر در داخل، کالای تولیدی ما، از ویژگی هایی نظیر کیفیت، مرغوبیت، قابلیت انسجام و دوام، رقابت با نمونه های خارجی و ... برخوردار باشد، احتمال گرایش مردم به سمت آن کالاها قطعا افزایش پیدا می کند. در برخی موارد، این ویژگی ها در برخی کالاها دیده نمی شود، و یا کمتر دیده می شود. اهتمام جدی به این امر، می تواند راهگشا باشد. همچنین، تولیدکنندگان داخلی باید بتوانند اطمینان بخشی در مصرف کنندگان ایجاد کنند. ضمانت های صحیح، افزایش کیفیت در تولیدات جدید، به روز بودن، شناسایی نیاز مخاطبین، سلیقه به خرج دادن و ... همگی موثر هستند. در برخی موارد، مشاهده می کنیم که به محض اینکه برندی در کشور معروف شد، تدریجا کیفیت کار را پایین می آورد و قیمت را بالا می برد. طبیعی است که چنین رویه ای نه تنها برای آن برند، که برای کل کشور مخرّب است و منجر به ایجاد ذهنیت های نادرست نسبت به همه کالاهای داخلی می شود. از منظر روانشناختی، می توان دو مسیر را برای متقاعدسازی معرفی کرد که عبارتند از مسیرهای مرکزی و پیرامونی. در مسیر مرکزی، متقاعدسازی از طریق تفکر و استدلال صورت می پذیرد، و حال آنکه در مسیر پیرامونی، متقاعدسازی بدون تفکر زیاد مدنظر است. به طور مثال در مورد برخی کالاها، نظیر رایانه، متقاعدسازی مرکزی کارسازتر است، و روشهای پیرامونی نظیر تایید فلان بازیگر سریال و ... احتمالا اثر چندانی ندارد. کیفیت و مرغوبیت کالاها، می تواند منجر به ایجاد نگرش مثبت در خریداران شود، و آنها را نسبت به پیگیری محصولات یک برند با کیفیت، ترغیب نماید.
3. کیفیت و اطمینان بخشی برخی برندهای معروف خارجی: باید از تجارب دیگران به بهترین نحو استفاده کرد. چه اتفاقی می افتد که مثلا در بازار موبایل، عده ای مدتها منتظر می مانند تا ببینند مدل جدید فلان برند معروف چیست و کی روانه بازار می شود. زمانی که مدل های قبلی، از کیفیت بالایی برخوردار باشند، اعتماد و اطمینان مشتری و مصرف کننده بیشتر می شود و خود به خود، در انتظار محصولات دیگر می نشیند. زمانی که کیفیت محصول بالا باشد، مشتری با نگرش مثبت، احساس اطمینان، و پذیرش با محصول مواجه می شود.
4.اطمینان نداشتن برخی از مردم به داخلی بودن بعضی کالاها: در مورد برخی کالاها، برخی این ذهنیت را دارند که اگر کالایی در کشور مونتاژ می شود، در نهایت پول آن به جیب خارجی ها می رود و این کار تولید داخل نیست. گرچه در پاره ای موارد کسانی که اینچنین توجیهاتی دارند، محق هستند، اما باید این ذهنیت اصلاح شود. همینکه پول مونتاژ کالا به کارگر ایرانی می رسد، خود یک مساله مهم است. و البته شرکت ها باید کاری کنند که تدریجا در تولید کالای خود به خودکفایی برسند و این خودکفایی را به درستی اطلاع رسانی کنند. اثر منفی روانشناختی که بر ذهن افراد جامعه از این بی اطمینانی باقی می ماند، تعمیم افراطی و نادرست است؛ بدین معنا که وقتی در ذهن مخاطب این ایده شکل گرفت که شرکت خاصی که ادعای داخلی بودن تولیداتش را دارد، در این ادعا صادق نیست، مخاطب ممکن است نه تنها نسبت به آن شرکت که نسبت به دیگر شرکت ها نیز دیدی منفی پیدا کند و تعمیم نادرست بدهد.
5.فخرفروشی: خصلت ناپسند فخرفروشی که در برخی افراد کم و بیش وجود دارد، منجر به این می شود که با خرید برخی کالاهای خارجی اصطلاحا فخرفروشی کنند، و خرید کالاهای داخلی را عیب و ننگ بدانند! احساس برتری نسبت به دیگران داشتن، و این حالت که فرد دوست دارد خود را جزء طبقه خاصی مانند اشراف، روشنفکران، مشاهیر یا هر طبقه خاصی جا بزند، می تواند فرد را در مسیری قرار دهد که طبقه ای خاص در آن مسیر قرار دارند، و بنابراین رفتارهای آن طبقه خاص را انجام دهد و یا ترویج نماید.

و سخن اخر اینکه، زمانی که مربی فوتبال لباس خارجی و اتومبیل خارجی استفاده می‌کند، نوجوانانی که او را الگو قرار داده ، از او تقلید کرده و او را به‌عنوان الگوی برتر و مطلوب برمی‌گزینند.

الگو شدن رفتار مسئولان و مدیران کشور در زمینه استفاده از محصولات ساخت داخل، تامین منابع کافی از طرف دولت، تخصیص منابع مالی بانک ها و موسسات به بنگاه های تولیدی در چارچوب سیاست گذاری و اجرای برنامه های صحیح توسط بانک مرکزی، تعهد و التزام عملی صاحبان کسب و کار و مدیران بنگاه های اقتصادی به انجام اصلاحات و دگرگونی ها با توجه به حمایت های جامعه و دولت از تولید داخلی، ایجاد نظام و ساز و کار کنترل، ارزیابی و بازخور، اصلاح قوانین و مقررات متناسب با حمایت از کالاهای ایرانی، در مجموعه قوای سه گانه،هم راستایی و هم هدفی رسانه های مختلف برای حمایت واقعی و فرهنگ سازی در راستای استفاده از کالاهای ساخت داخل و نیز برند سازی کالاهای ایرانی و همچنین ایجاد ساز و کار و ساختار مناسب برای تشویق رفتار های مناسب و الگو از نکات مهمی است که باید در راستای حمایت از تولید و کالای ایرانی بطور جد مورد توجه قرار گیرد.