نرخ دلار آمریکا(USD)از نیمه دوم سال 1396 به این سو روند افزایشی قابل توجهی داشته به طوریکه نرخ برابری این ارز که در ابتدای سال جاری 3720 تومان بوده به مرز روانی 5000 تومان در بهمن ماه 96 رسیده است.

همزمان با بالا رفتن نرخ دلار آمریکا(USD)فاصله نرخ دلار دولتی با دلار آزاد به بیش از 1250 تومان رسیده و به این ترتیب وعده دولت حسن روحانی برای تک نرخی کردن قیمت ارز تا پایان سال جاری بسیار دور از ذهن به نظر میرسد و به عقیده نگارنده دولت نیز هیچ عزمی برای انجام آن ندارد.
روند تغییرات نرخ ارزهای دیگر هم بی شباهت به دلار آمریکا(USD)نیست.
یورو(EUR)که در ابتدای سال جاری 4105 تومان بود به 6220 تومان در بهمن ماه 96 رسیده است.
افزایش نرخ برابری پوند انگلیس(GBP)هم بسیار قابل تامل بوده به نحوی که از نرخ 4740 تومان در فروردین ماه 96 به مبلغ 7180 تومان در 24 بهمن ماه 96 رسیده است.
زمانی که ما از نوسانات قیمت ارز در ایران(IRAN)صحبت می کنیم باید به ماهیت این بازار توجه ویژه داشته باشیم.
در ایران عرضه کننده بسیار عمده و قالب ارزهای خارجی بانک مرکزی است.
بانک مرکزی عرضه ارزهای خارجی را از طریق صرافی های تحت نظارت خود در بازاری بسیار محدود و دستکاری شده انجام می دهد.
بانک مرکزی ایران روزانه در حدود 13 الی 14 میلیون دلار آمریکا(USD)را از طریق صرافی ها بازار عرضه می کند که این روش صرفا دماسنجی است برای سنجش جریان های بازار.
در مقابل بازار عرضه, بازار تقاضا شامل افراد مضطرب, افراد واقعی نیازمند به ارزهای خارجی و افراد سودجو میشود که وارد این بازار می شوند.
اما جدا از جریان عرضه و تقاضا در بازار ارز یک قضیه مهم فقدان بهره وری در اقتصاد است.
فقدان بهره وری و نزول بهره وری در اقتصاد ایران سبب می شود که ریال به صورت مداوم در برابر ارزهای خارجی سیر نزولی پیدا کند و قدرت آن کمتر و کمتر بشود.
نظام پولی ایران یک نظام نامتوازن و نامتقارن است.
حجم نقدینگی در ایران در حدود 1425000 میلیارد تومان و از حجم کل تولید ملی فراتر است!
سوال مهم اینجاست که چگونه این حجم بالا از نقدینگی انفجار تورمی ایجاد نمیکند؟!
پاسخ این سوال این است که این حجم از نقدینگی در بازار کشور جریان واقعی ندارد.
این حجم بالای نقدینگی عموما در دست لایه ای غیر مولد انباشته شده و وارد بازار و فرصت های سرمایه گذاری نمی شود و بیشتر به عنوان یک تهدید در اقتصاد ایران عمل کرده و هر جا که مجال پیدا کند به سمت بازارهای کاذب به موازات تولید هجوم می برد.
کافی است 10 درصدی در جامعه قدرت خرید بالایی داشته باشند و به سمت بازاری هجوم ببرند تا قیمت ها بالا برود زیرا اکثریت مردم به عنوان متقاضی وارد بازار نمیشوند بلکه به عنوان محتاج در کنار بازار باقی می مانند که در ایران این پدیده به شکل چشم گیری وجود دارد.
به این ترتیب مسئله صرفا نزول ریال(IRR)در برابر دلار آمریکا(USD)نیست بلکه در برابر تمامی ارزهای خارجی است.
در نتیجه میتوان گفت تا موضوه فقدان بهره وری, نزول بهره وری و مدیریت ضعیف در اقتصاد کلان ایران وجود دارد نوسانات ارزی درمان ناپذیر و محکوم به ادامه است.

احمدرضا دلیران فیروز-عضو شورای عالی جوانان اتاق بازرگانی, صنایع, معادن و کشاورزی اصفهان